آنچه ملاحظه فرمودید؛ عین منویات این رفیق کج بحث ماست که باز تا چشمش به گوش مفت ما افتاد؛ علیالرسم فی امثالها رفت روی مخ مستهلک ما، یکریز مثل مسلسل گذاشته بود روی رگبار کلمات گهربار. ما هم رندی کردیم و یک «در تایید فرمایش حضرتعالی...» گفتیم و تا ایشان سکوت کرد که ببیند ما در تایید فرمایش متین ایشان چه میخواهیم عرض کنیم؛ رشته کلام را دو دستی در هوا قاپیدیم و عرایض مورد نظر خودمان را پی گرفتیم. خداوند این رندی را از ما نگیرد. لاکردار عموما خوب جواب میدهد.
با اجازه حافظ:
کمپلت رند و نظرسازم و میگویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
توضیح بیادبی: در پارهای نقاط ، واژه فاش به معنای فحش هم استعمال میشود که در اینجا ابدا به این معنا نیست. طلب پدرمان را نداریم که فاش، ببخشید، فحش بدهیم!
عرض میکنم که مهم نفس کار است که مهم است نه چیز دیگر. یک شاخه گل هم میتواند زبان حال فرزند نسبت به پدرش باشد و اگر بضاعت گل هم نبود، یک ماچ آبدار از لپ گل انداخته پدر، کار هفشده تا هدیه و کادوی زرورق گرفته شده را میکند. بعضیها میروند از جیب پدر پول برمیدارند (البته با اجازه خود پدر) و میروند از همان پول برای وی هدیه میگیرند که: قابل شما را ندارد پدرجان....!
بیت اهدایی:
هدیه چو از کیسه بابات بود / بر پدرت هست ضرر جای سود
در تربیت پدر: الان همین که نسل ما در یک چنین روزی به نام «روز پدر» به فکر قدردانی از پدر خود میباشد، خودش جای قدردانی دارد. نباید ناشکری کرد. نسل خوبی داریم. پدر مادر دار است. در یک نقطه کور از بلاد اجنبی، پسری را دیدند که دارد پدرش را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. یکی بر او معترض شد که چرا چنین میکنی؟.... پسرک خشماگین و طلبکارانه پاسخ داد: عجب دوره و زمانه بدی شده است. آدم حق ندارد پدرش را تربیت کند!
حکایت مینی ماستمال: این معدود افراد پدرسوخته، آدم را به یاد آن فرد سادهای میاندازند که چون به او خبر دادند پدرش آتش گرفته است؛ کرکره مغازهاش را پایین کشید و روی آن نوشت: این مغازه به علت پدرسوختگی تعطیل است!
در عالم بیپدری: خوش به حال آنهایی که پدر دارند؛ یعنی پدرشان در قید حیات است. خیلی سخت است که عشق هدیه گرفتن برای پدر در وجودت زبانه بکشد، اما پدری در کار نباشد. این احساس، پدر دل آدم را در میآورد. آن هم در عشق پدری که همیشه خندان بود. تلخ است گل بردن به تربت پدر؛ اما باز کاچی به از هیچی است. به یاد پدر بودن انتهایی ندارد. و این را باید هر پدری به پسر و دخترش بیاموزد وگرنه چیزی که عوض دارد، گله ندارد.
سعدی پدردار فرماید:
سالها بر تو بگذرد که گذار / نکنی سوی تربت پدرت
تو به جای پدر چه کردی خیر/ که همان چشم داری از پسرت؟
رضا رفیع