این نوجوان در حالی که با یادآوری آن لحظه میخندید، ادامه داد: پس از آن که نتوانستم مدارکم را بیابم و از همه بدتر گذرنامه دیگری برایم صادر نکردند، مجبور شدم به خانه بازگردم. یک روز پس از این ماجرا، متوجه شدم سگم، سان شاین که یکساله و موطلایی است، بقیه پاسپورت و مدارکم را از داخل لانهاش بیرون آورده و مشغول خاک کردن آنهاست. ابتدا از کارش بسیار ناراحت شدم؛ اما بعد او را بخشیدم و یک ظرف پرغذا برایش گذاشتم.