ای کاش میدانستم چرا خاموش شده یا به کجا رفته و ای کاش قضیه فقط به نبودن ستارهام ختم میشد. چون اکنون واهمه خاموشی آن کس که ستاره کودکی مرا به من نشان داد رهایم نمیکند. ای کاش میشد او هرگز خاموش نشود و ای کاش قدرشان را می دانستیم قبل از آن که خاموش شوند.
همه کاره هیچ کاره: «وقتی مغولها به ایران حمله کردند و گلبولهای سفید خون رضا قلی میرزا از طریق جلفای تبریز وارد لوله آزمایش گردید... و در همین اثنا نور به موازات محوراصلی از مرکز دایره گذشته وارد شطالعرب شده و به خلیج فارس ریخت.
مقارن همین واقعه ارشمیدس از راه پل صراط وارد مویرگهای آغا محمدخان و ذکریای رازی شد و در آخرین لحظات حیات قضیهها را اثبات کرد. نادرشاه زند که از هدف آگاه بود متوجه شد که از نقطه واقع در خارج خط بیش از یک خط به موازات آن نمیتوان رسم کرد.
کریم خان سامانی با وی مخالفت کرد و چون ویتامین سی بدنش کم بود به شیراز رفت و به خوردن لیموترش مشغول شد.
فیثاغورت چند خط موازی رسم کرد و به او ثابت نمود که مرکز خط واقع در نیشابور است. آغا محمدخان ناامید گشت و سلول های بافت پیوندی او به سرداری گاز کربنیک به جنگ ازبکان پرداختند و شاه عباس ساسانی از طریق آپاندیس به حوضچه آیینههای یکی از نمایندگان زیر رادیکال راه یافت و موفق به کشف شد.
یکی دیگر از پادشاهان بزرگ ایران ملانصرالدین بغدادی بود... وی همیشه فاعل را از اول جمله حذف می کرد. بعضیها عقیده دارند که در آن دنیا هم روی دیوار جهنم مثلث میکشید... و این است عاقبت دانشآموزی چون من که خواندن درس را به دقیقه نود می کشاند. بنابراین درسها در هم مخلوط میشوند».( بدون شرح)!
مهدی سبزهای از کرج ، محمودرضا نوربخش از اصفهان ، بهادر جلوداریان از مازندران، حسین آقایی از کرمان ، داود رمضانی از دامغان و مرضیه ولیان از گنبد کاووس نامه هایتان رسیده اگر کمی دندان روی جگر بگذارید یاسختان را در همین ستون می بینید .
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)