«فراز کمالوند» از ژورنالیستی تا مربیگری؛ توضیح میدهید؟
بله، من بعد از این که به دلیل مشکلی که از ناحیه ستون فقرات کمرم داشتم بازی فوتبال را خیلی زود کنار گذاشتم، اولین جایی که میتوانستم کار ورزشی کنم در روزنامه بود، برای همین بین سالهای 71 تا 74 در «ابرار ورزشی» تحلیل مسابقه نوشتم، بعد از آن هم از سال 75 شدم مربی نوجوانان پاس.
چطوری یک دفعه شدید مربی نوجوانان پاس؟
آن موقع پسر «سعید آخوندی» مربی پاس، شاگرد من در مدرسه فوتبال بود، او از من پیش پدرش تعریف کرده بود و آقای آخوندی هم پیش آقای ملاحی گفته بودند که یک چنین کسی است، البته خود من هم در پاس بازی میکردم و یک سابقه پاسی داشتم.
اگر اشتباه نکنم مدت زیادی از دوران مربیگریتان هم در همین پاس گذشت.
بله. از 75 تا 80 به ترتیب در نوجوانان، جوانان و امیدهای پاس بودم تا این که سال 81 به عنوان دستیار «فیروز کریمی» در استقلال اهواز و ابومسلم کار کردم و با هر دو تیم به لیگ برتر صعود کردیم.
میخواهم برسم به اولین تجربه جدیتان!
بعد از همین ابومسلم بود، از سال 82 شدم سرمربی برق تهران. دو فصل در این تیم بودم هر دو فصل هم شانس با ما یار نبود و روز آخر نتوانستیم به لیگ برتر بیاییم. بعد از این، یک فصل پیام و سرخپوشان بودم تا آمدم شیرین فراز و آوردمشان لیگ برتر.
از «تراکتورسازی» بگویید، چطور شد به تبریز رفتید؟
خب هم من آقای شفق را میشناختم هم شفق من را، این آشنایی به دوران پاس برمیگشت.
روزی که تراکتورسازی را تحویل گرفتید، فکر میکردید که دومین تیمتان را راهی لیگ برتر کنید؟
خیلی امیدوار بودم و این امیدواری هم با نتایجی که در اوایل فصل گرفتیم به یقین تبدیل شد. من به فوتبال تبریز و تیم تراکتورسازی علاقه داشتم و با امید به صعود آمدم.
حالا امسال در تراکتورسازی میمانید؟
اصلا قبل از اینکه تیم صعود کند آقای شفق با من مذاکره کرد و در آنجا هم به توافق هم رسیدیم که باشم، حالا هم اگر مشکل خاصی پیش نیاید و آقای شفق هم باشد، میمانم.
و اگر شفق نباشد... .
خب قرارداد من با باشگاه است، اما بشدت علاقهمندم که شخص آقای شفق همچنان در تیم باشند.
قبول دارید این بیانصافی است که تیمها را میآورید لیگ برتر و تنهایشان میگذارید!
وظیفهای که بر عهده من بود، انجام شده. برای من همین که تراکتور را آوردم لیگ برتر بس است. تیمی که 8 سال با هزینههای هنگفت نتوانسته بود بیاید لیگ برتر را امسال راهی سطح اول فوتبال کشور کردم. این خیلی موفقیت بزرگی است. فکر میکنم ماموریتم را خوب انجام دادم.
«نادر دستنشان» مصاحبهای کرده بود با این مضمون که فراز کمالوند کار مهمی هم نکرده که تراکتور را فرستاده لیگ برتر.
ببین، ما با تیمهای مهمی بازی داشتیم و حذفشان کردیم و این نشاندهنده قدرت تیم ماست. به نظر من بیانصافی است که چنین قضاوتی شود. من معتقدم ایشان هم در استیل آذین کار بسیار بزرگی کردند، ولی نباید در مقام مقایسه خودمان را ارجحتر از دیگران نشان دهیم. امسال تیمهایی مثل «اتکای گلستان» و «داماش» خیلی خوب بودند که به حقشان نرسیدند، همین اتکا واقعا تیم درخشانی است، اما خب با توجه به سرمایهگذاریهایی که شده بود نتوانست به حقش برسد.
هیچ فکر کردید چرا تراکتور 8 سال پشت در بسته مانده بود؟
شما میدانید که قبل از من بزرگانی چون «میدن دروپ» که مربی کایزرسلاترن و بوخوم آلمان بوده، نتوانست کاری بکند، نه اینکه بگویم من به تنهایی این کار را کردم، اما میگویم نباید این کار بیاهمیت جلوه داده شود.
حالا که آمدهاید لیگ برتر فکر میکنید فصل بعد جایتان کجای لیگ است؟
من معتقدم تراکتورسازی و همه تیمهایی که صعود میکنند باید سال اول را فقط به فکر حفظ سهمیه باشند، از فصل بعد فکر جایگاه.
گفتید جایگاه؛ بگویید فراز کمالوند به جایگاهی که حقش بوده در فوتبال رسیده؟
من که هنوز آدم بزرگی نشدم، اما به هر حال عادت داریم که در ورزشمان هر کس به موفقیت میرسد، کار شکنی و اذیتش کنیم. من الان 32سالم است و در این سن دو تا تیم را آوردم لیگ برتر. فکر میکنم همین باعث میشود گاهی اذیتم کنند، اما به اعتقاد من آدمی که توکلش به خداست از این چیزها هراسی ندارد، کسی که برای ما تعیین تکلیف میکند خداست و ما فقط انجام میدهیم و هیچ نگرانی هم نداریم از این کارشکنیها. کما اینکه امسال هم خیلیها کارشکنی کردند تا تراکتور مثل 8 سال دیگر پشت درهای بسته لیگ برتر بماند.
تا به حال این کارشکنیها به جایی رسیده که تصمیم بگیرید کلا از فوتبال کنار بکشید؟
نه! به نظر من این تفکر، تفکر آدمهای ضعیف و ترسوست، آدمی که قوی باشد هر قدر هم که کارشکنی کنند، با توکل به خدا سعی میکند مقابل کارشکنی خیلیها بایستد.
خیلیها یعنی...؟!
بحث شخص خاصی نیست، تو ببین «علی دایی» به این خاطر زمین خورد که خیلی موفق شده بود، در اینجا هر کسی خیلی موفق شود درصدد تخریبش برمیآیند.
مثل ماجرای مربیان متخلف؛ یادتان که هست؟ «ف.ک» فراز کمالوند!
اجازه بده در این رابطه اصلا صحبت نکنم.
من میگویم یعنی شما تا به حال با پیشنهادی روبهرو نشدهاید که فلان بازیکن را به شما تحمیل کنند یا... .
اصلا در این 14 سال حتی یک دفعه هم این اتفاق نیفتاده، شاید بازیکنی معرفی شده اما تحمیل نه.
ناخودآگاه رسیدیم به بحث دلالها، به این که اعتقاد دارید!
باور کن به این هم اعتقاد ندارم. ببین! همه ما مسلمان و غالبا شیعه هستیم. در اسلام آورده شده چیزی که نمیبینید و یقین ندارید اصلا نباید صحبت کنید. البته این چیزها در همه جای دنیا بوده و هست، اما من تا به حال ندیدم. به نظر من جامعه فوتبال و خبرنگاران همه پاک هستند و نباید به کسی تهمت زد.
سازماندهی در فدراسیون؟
بالاخره آقای کفاشیان هر کاری که از دستش بر میآمده، انجام داده. ما باید پایه فوتبال را بسازیم. الان خیلی خوب است که نوجوانانمان قهرمان آسیا شدند، طبیعی است اگر به اینها بها بدهیم، در آینده هم یک تیم ملی قوی خواهیم داشت.
هیچ به سرمربی شدن در تیم ملی فکر میکنید؟
من تلاش خودم را میکنم و اگر لیاقتش را داشتم، علاقهمندم که در رده ملی هم کار کنم. به هر حال موفقیت فاکتوری است که همه آدمها دنبالش هستند، اما به شرطی که ورزش ما استعدادسوز نباشد. اصلا فراز کمالوند نه، هر کسی که استعداد دارد را باید کمک کنند و وقتی دارد کار میکند دستش را بگیرند، به نظر من ما باید الان حداقل 30 تا مربی جوان خوب داشته باشیم.
مربی جوان که معلوم است، اما «خوب» یعنی چه؟
ببین، مربیگری در خون آدمهاست، آموزش دادنی نیست. اصلا آدم باید «مربی» زاده شود. کسی که این جوری باشد، خوب است.
بازی کردن هم چنین ویژگیهایی میخواهد؟
بله، با یک تفاوت که بازیکن باید از بچگی ساخته شود، به کسی که در 25 سالگی تازه میخواهد شروع کند، نمیشود آموزش رو پایی داد!
برای فصل بعد غیر از تراکتور پیشنهاد دیگری هم دارید؟
بله، یک پیشنهاد دسته اولی خیلی خوب دارم، اما با توجه به علاقهمندیام به تبریز و فوتبالش دوست دارم در تراکتورسازی بمانم.
تبریز چه جاذبهای برای شما دارد؟
ببین! تراکتورسازی سمبل ورزش آذربایجان است، آمار نشان میدهد که بعد از پیروزی و استقلال پرطرفدارترین تیم است، اصلا فوتبال در خون مردم آذربایجان است. کاش بودی و روز عجیب تبریزیها را بعد از صعود میدیدی!
مسعود حکمآبادی