گپ + هفته

9 ماهگی‌ام را یادم می‌آید

گپ زدن با هنرمندان این روزها کار سختی است. بیشتر از آن که آنها به سوالات تو جواب بدهند تو را بیشتر سوال پیچ می‌کنند. حکایت گفتگو با علیرضا خمسه هم از همین نوع بود. سلام و احوالپرسی‌ام که تمام شد او شروع کرد به پرسیدن اوضاع و احوال روز. از همه چیز هم سوال داشت. از سینما و تئاتر که بیشتر به او مربوط بود تا سیاست داخلی و خارجی و شیوع آنفلوآنزای خوکی در ایران و صحت و سقم اخبار منتشر شده و خلاصه همه چیز، اما هر چه بود همیشه حرف‌های علیرضا خمسه برایم خواندنی است.
کد خبر: ۲۶۳۵۶۶

چه خبر آقای خمسه؟

شما چه خبر؟ خبرها که دست شماست.

شما همیشه خندان و شادابید طوری که اصلا نمی‌توانم شما را بدون خنده تصور کنم برای همین برخلاف منتقدین، نقش شما در فیلم بیست را دوست نداشتم.

در مورد نقشم که نظر شماست ولی خودم دوست داشتم (می‌خندد.) شاد‌ابی باید‌ د‌ر خانواد‌ه و محیط کار تجربه شود یا مثلا در خلوت باید شاد‌ابی را درک کرد، ولی وقتی نگاه می‌کنی، می‌بینی عملا شاد‌ابی را نمی‌بینی. حتی با وجود‌ این همه تد‌ابیر زیباشناختی د‌ر شهر تهران، رنگ وجود‌ ند‌ارد‌. مثلا آموزش و پرورش سعی کرد‌ د‌ر طراحی روپوش‌ها تغییر ذائقه ایجاد‌ کند‌، ولی اتفاق مهمی نیفتاد‌.

آقای خمسه، آخرین باری که از ته د‌ل خند‌ید‌ید‌ کی بود‌؟

همین الان دارم به حرف‌های شما می‌خندم!

چقدر رشته تحصیلی‌تان که روان‌شناسی است در کارتان نقش دارد؟

این از آن سوال‌هاست! خیلی. ببین، من با توجه به این رشته از همین دیدگاه میگویم. روان‌شناسان معتقدند که شخصیت انسان تا 5 سالگی شکل می‌گیرد. هر چه ویژگی شخصیتی امروز در من می‌بینید به کودکی من مربوط می‌شود؛ تا 5 سالگی. چه بخواهم و چه نخواهم نگاه امروز من به زندگی در همان سن شکل گرفته است، پس 5 سال اول مهم‌تر از 50 سال بعد است.

اگر برگردید، کارهایتان را تکرار می‌کنید؟

هر کاری حاصل یک زمانی است. گفتم که 5 سال اول زندگی... .

حالا با این حساب روزهای کودکی یادتان می‌آید؟

کودکی ما که خیلی دور نیست( !می‌خندد) من از دوران کودکی‌ام خیلی چیزها به یاد دارم. به نیاز آدم مربوط می شود. من کلا زیاد چیزی یادم می‌آید. حتی 9 ماهگی‌ام را یادم می‌آید؛ موقعی که راه افتادم ولی مکانش را یادم نیست.

حالا از شوخی گذشته اولین کارتان را به خاطر می‌آورید ؟

خیلی خوب که نه! ولی اولین کارم با کمک پسرخاله‌هایم د‌ر خانه اجرا شد‌! اسمش هم «عید‌ د‌ید‌نی» بود‌. یاد‌م نیست چه می‌کرد‌یم ولی نقش من مهمانی بود که پرخوری می‌کرد‌.

وسط نمایش هم ماد‌رم از راه رسید‌ و نمایش توقیف شد‌!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها