یه آبانی از پاییز: ...چرا درباره نامه «هانی اسدی از اهواز» اینجوری جواب دادی؟ «اشعار شاعران جوانی رو که یه اسم و رسمی دارن و البته کتاب و شهرتی! چاپ میکنن!» آخه کسی که اسم و رسمی و کتاب و شهرتی داره! دیگه هم شعراش رو همه میدونن هم اسمش رو. انگار که بگین شعرای حافظ یا حالا چون گفتین جوون، میام به عصر معاصر! و میگم علیرضا قزوه و حسین منزوی رو، نه هانی اسدی رو که از اهواز مزاحممون شده...
بهناز- ب: آفتاب صبح امروز یعنی بهار و نبود تو/ آن آبی همیشه چشمت، و جریان رود تو/ دنیا! من هضم نمیشوم در تو، گیر کردهام/ داری خفه میشوی، پیداست از دل کبود تو.
عاطفه شکرگزار: میخواستم به «آتیش» بگم که اگه اهل سازندگی هستی، اگه میخوای سنگی رو از جلوی پای لنگی برداری، اگه اومدی تا نگاهت به دنیا رو عوض کنی، اگه میخوای بدیهات رو چال کنی، اگه میخوای از چنگال بیمنطقی و حرفهای خالهزنکی رها بشی، خوش اومدی، سلام! اما اگه مییای تا فقط اومده باشی، میگی تا فقط گفته باشی... ما بروبچههای این صفحه (چه کم باشیم چه زیاد... )از شاهکلیدهای این صفحه استفاده میکنیم...
نشمیل نوازی از بوکان: طبق بررسیهای جدید، قانون سوم ترمودینامیک بدین شرح تغییر مییابد: هر گاه یک یار همیشگی بروبچ به اضافه بیخبری کوتاه مدت مساوی با ازدواج شود، پس آنگاه بیخبری دوم مساوی است با کمبود وقت به علت شاغل بودن. نتیجه میگیریم که نشمیل مساوی است با قدر مطلق یه دنیا دلتنگی واسه صفحهای که پر از بروبچههای مهربون و دوستداشتنیه (ممنون که به یادم بودید. بشمار ببین چند حرفه: «ف. حسامی جان، تا چاردیواری هست، منم هستم.)»