نقش منوچهر نوذری در سیما

رونق بخش رسانه

سال 1336 تازه از آلمان به تهران آمده بودم و در استودیوی دوبلاژ مولن‌روژ که زیر نظر زنده‌یاد ایرج دوستدار اداره می‌شد، کار می‌کردم. بیشتر نقش‌های اصلی فیلم‌های خارجی با صدای منوچهر نوذری دوبله می‌شد. من هم تازه رفته بودم دوبله یاد بگیرم... تا مدت‌ها مردی می‌گفتم؛ یعنی یک کلمه یا دو کلمه یا نهایتا یک جمله. یکی دو بار خود نوذری در استودیوی دیگری که کار می‌کرد و مدیر دوبلاژ بود از من خواست در فیلم‌ها حرف بزنم. این پیشنهاد برای من یک حادثه بزرگ بود و به همین خاطر با تمامی شور و شوق و بدون لحظه‌ای درنگ پذیرفتم... منوچهر نوذری برای هنر ما یک سرمایه ملی بود. صدایش در رادیو مردم را مسحور می‌کرد و تصویرش در تلویزیون میلیون‌ها آدم را پای گیرنده‌ها می‌نشاند. او به رسانه رونق می‌بخشید...»
کد خبر: ۲۶۲۸۷۶

جملات بالا را هنرمند بزرگ سینمای ما، عزت الله انتظامی درباره مرحوم منوچهر نوذری ابراز داشته است. نوذری که حدود 4 سال پیش به رحمت ایزدی پیوست، شمایلی ماندگار از خود و هنرش به جای نهاد که نه پس از چهار سال که قطعا پس از دهه‌ها هم یادش از اذهان نخواهد رفت. انتظامی به نکته‌ای اساسی در نظرش اشاره داشته است و آن این که او به رسانه رونق مـی‌بخشید. صداپیشگی او در رادیو و مخصوصا خلاقیت‌هایی که در پرورش کاراکترهای محبوب مردم همچون آقای ملون از خود به خرج می‌داد، حضور سرزنده او در تئاتر و نمایش‌های تلویزیونی، اجرای پرقدرت او در گردانندگی مسابقات تلویزیونی (آن‌سان که هنوز پس از گذشت سالیان سال از برنامه مسابقه هفته و به رغم تنوع مسابقات گوناگون در فضای امروز سیما، مسابقه هفته همچنان در یاد مردم و به زعم صاحب‌نظران از به یادماندنی‌ترین این نوع برنامه‌های تلویزیونی محسوب می‌شود) و... این مجال را به او بخشیده بود تا به مثابه هنرمندی مردمی و البته توانا و چیره‌دست، در عمق زندگی مخاطبانش جا باز کند و محبوبتی زوال‌ناپذیر برای خود مهیا سازد. چگونه مـی‌تـوان مـتـن «آنـچه گذشت...» سریال سترگ هزاردستان را در آغاز هر قسمت از این مجموعه، از خاطر برد؟ چگونه می‌توان دوران کودکی و نوجوانی‌مان را بدون هنرنمایی او در برنامه صبح جمعه با شما که هر جمعه قبل از ظهر سپری کننده یکی از بهترین اوقات فراغت‌مان در آن سال‌ها بود فراموش کرد؟ چگونه می‌توان جک لمون و شون کانری را بی‌یاد صدای او در نسخه‌های دوبله تصور کرد؟ چگونه می‌توان تکیه کلام تکرار شونده‌اش را که به شکل شیرینی بعد از نمایش لحظاتی از یک فیلم سینمایی در مسابقه هفته ابراز می‌کرد (اونی که تو فیلم گفت...)!، در یاد ننشاند؟

منوچهر نوذری در سال 1315 از خانواده‌ای با اصالت کاشانی در قزوین به دنیا آمد. برادر بزرگ او، محمود، در استودیوهای تولید فیلم کار می‌کرد و منوچهر جوان هم کارش را از استودیویی که محمود برایش کار می‌کرد شروع کرد. این پیش زمینه سینمایی که در خود کارهایی متنوع را در برداشت او را رفته‌رفته به سمت حرفه‌ای که به نظر می‌رسید از بین تمام مشاغل سینمایی برایش جذاب‌تر بود سوق داد: حرفه دوبلاژ. منوچهر نوذری از سال 1333 به شکلی تثبیت شده در این حرفه جا افتاد و پس از تا چهل سال عاشقانه و در عین حال با مهارتی مثال زدنی نامش را در لیست دوبلورهای شاخص قرار داد. او پس از هفت هشت سال، به مقام مدیر دوبلاژی هم رسید. می‌گویند تبحر نوذری در امر دوبلوری چنان بود که گاه فیلمی را تنها با با یک خلاصه داستان و به شکلی فی البداهه کار می‌کرد و این هنر بداهه‌پردازی البته جزو یکی از بارزترین خصایص حرفه‌ای او بود. اما پس از دهه‌ها موفقیت در این امر به خاطر درخشش در رسانه‌های رادیو و تلویزیون و هم چنین نمایش‌های عامه‌پسند، دیگر چندان کار دوبله را پی نگرفت و صرفا هر از چند گاهی و بنا بر برخی مناسبت‌ها (مثل دوبله همزمان در چند دوره از جشنواره کودک و نوجوان اصفهان) در مقام دوبلور ظاهر شد. اما این درخشش رسانه‌ای چگونه شکل گرفت؟

نوذری به عنوان دوبلوری موفق، آوازه و اعتبارش به نزد اصحاب رادیو هم رسید و تنها 20 سالش بود که در پی ارسال یک دعوتنامه از رئیس وقت رادیو در اواسط دهه 1330 حضورش در این رسانه را تثبیت کرد و تنها بعد از گذشت یکی دو سال تبدیل به یکی از محبوب‌ترین و مشهورترین صداپیشگان رادیویی شد. او آن موقع در برنامه شما و رادیو که جمعه‌ها پخش می‌شد نقش تیپ بامزه‌ای به نام دردانه حسن کبابی را ایفا می‌کرد. به موازات این فعالیت‌های رادیویی البته نوذری از سینما هم غافل نبود و چند نقش هم در فیلم‌ها بازی کرد و حتی به کار کارگردانی هم مشغول شد که البته این فعالیت‌های سینمایی چندان قابل قیاس با موفقیت‌های چشمگیر نوذری در حوزه دوبله و رادیو نبود. نوذری در سال 1347 برای گذراندن یک دوره آموزشی به انگلستان سفر کرد و نزد دست‌اندرکاران کمپانی بی بی سی، به شکل آکادمیک مشاغل تلویزیونی را به لحاظ امور رسانه‌ای و نمایشی آموخت. او جزو نخستین کسانی بود که در صفحه تلویزیون ایران ظاهر شد و تا مدت‌ها جدا از گردانندگی برخی برنامه‌ها، عضو شورای برنامه‌ریزی و برنامه‌سازی تلویزیون هم بود و حتی در نخستین مقاطع این ظهور خطاب به بینندگان گفته بود: «این جعبه‌ای که دارید مرا در آن تماشا می‌کنید اسمش تلویزیون است.» در سال‌های دور او مجری مسابقه موفق تلویزیونی به نام یکی به دو بود. این نشان می‌دهد که درخشش او در مسابقه‌ای که خیلی از ما اکنون به یاد داریم (مسابقه هفته)، نکته‌ای کاملا مسبوق به سابقه بود و هرگز مبتنی بر یک موفقیت آنی و تصادفی نبود. موفقیت او محدود به ایران نبود و در خاورمیانه هم گسترش یافت. نمونه‌اش حضور او در دهه 1350 در کشورهای مصر و اردن و سوریه است که حاصلش ساخت و اجرای چند برنامه نمایشی و تلویزیونی محبوب مانند الو من گربه هستم است. پس از آن اما مدتی فترت در کارنامه پرحاصل و پرتوفیق نوذری پیش آمد. تا مدتی رسانه‌های رادیو و تلویزیون از حضور او خالی بود تا این که در اواسط دهه 1360 پخش صدایش از برنامه صبح جمعه با شما نوید حضوری مجدد را داد. در آن روزهای خاص که حال و هوای جنگ از یک طرف و کمبودهای اقتصادی از طرف دیگر جای نشاط چندانی را برای توده مردم باقی نگذاشته بود، این برنامه شاد و مخصوصا تیپ‌سازی‌های فوق‌العاده نوذری و نقش آفرینی او در قالب آقای ملون و دست و دل باز و غیره و نیز اجرای ترانه‌های شاد و طنز و اغلب انتقادی، در روحیه بخشیدن به جامعه نقشی انکارناپذیر داشت. این نکته‌ای بود که چند سال بعد در قالب اجرای مسابقه‌ای تلویزیونی به نام مسابقه هفته تداوم یافت و پنجشنبه‌شب‌ها را مبدل به یکی از جذاب‌ترین مقاطع زمانی اوقات فراغت مردم کرد. نوذری در طول سال‌های آخر عمرش البته باز هم رسانه را ترک نکرد و از آخرین جلوه‌های اجرای تلویزیونی او می‌توان به گویندگی و اجرای برنامه پرمخاطب صندلی داغ اشاره کرد.

منوچهر نوذری در میانه مهرماه 1384 مشکلات قلبی، کلیوی و دیابتی مزمنی عارضش شد که یکی دو ماه بعدش او را روانه بیمارستان کرد و سرانجام در پی عفونت کلیه در 16 آذر آن سال درگذشت. تشییع پیکر او و نیز مراسم تدفینش با حضور چشمگیر انبوه مردمی که در طول نسل‌های مختلف هنرنمایی‌های متنوع او را دیده و حتی اغلب با آن‌ها زندگی کرده بودند انجام شد. نام و یادش گرامی باد.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها