حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
قول و قرارهای دو دختر و پسر جوان، زمینه را بهگونهای فراهم میکند که آنها به سوی زمان تاریخی پرتاب شوند که دوران ساسانی را نشان میدهد، از طرف دیگر در ادامه روایت نظارهگر حضور افرادی از آن دوره در زمان حال میشویم.
با همان تماشای صحنه و سکانسهای آغازین درمییابیم قرار است با مسافرزمان به تاریخی بنگریم که جلوهای کمدی دارد. این کوششها اگر چه دارای پس زمینههایی در میان سریال و مجموعههای تلویزیونی پیش و پس از پیروزی انقلاب بوده اما از زمره الگو و گرایشهایی است که کمتر مورد پرداخت قرار گرفتهاند.
تلویزیون تاکنون تولیدات تلویزیونی نمایشی جدی قابل توجهی با موضوع و رویکرد تاریخی داشته است از سریال دلیران تنگستان ساخته شده پیش از انقلاب که بـگـذریـم سـربـداران، امـام عـلـی(ع)، ابـوعـلیسینا، هزاردستان، میرزا کوچکخان، مردان آنجلس، ولایت عشق، کیف انگلیسی، روشنتر از خاموشی و شیخ بهایی از جمله چنین آثاری بودند که تولید شدند و در مقابل دید ما قرار گرفتند. در چنین هنگامه ساخت سریالهایی که تقابل تاریخ و کمدی و یا پرداختن به وقایع تاریخی را از منظری کمدی دنبال میکنند میتواند از منظر و نگاهی دیگر جذاب باشند.
مسافر زمان از زوایای گوناگون قابل بررسی است، یکی از الگوهای تحلیلی، که میتواند درک روشنتری از موقعیت سریال به ما بدهد، تامل روی آن با نگاهی به سریالهای مشابه قبل است. شیوهای که با در نظر گرفتن محدودیت ساخت آن آثار شدنی به نظر میآید.
کسانی که سن و سالی دارند، «داییجان ناپلئون» ساخته ناصر تقوایی را که در سال 54 پخش شده، به خاطر دارند و افراد جوانتر و تماشاگران حرفهایتر آثار نمایش تلویزیونی نام آن را حتما شنیدهاند. این اثر براساس کتاب داییجان ناپلئون، ایرج پزشکزاد نوشته شد و بیان کمدی وقایع خانوادهای متمول است. رویدادهایش در اواخر 1310 هجری شمسی و پایان دوران قاجار میگذرد و داستان اصلی، دلدادگی پسر و دختری از این خاندان را نشان میدهد. داییجان ناپلئون ــ شخصیت اصلی سریال ــ نظامی سالخوردهای است که در رویاهایش خود را نظیر ناپلئون میپندارد.
این سریال، با وجود تعدد شخصیتها، از جهت پردازش آنهاخلاقه و غنی بوده است. کمدی آن نیز بیش از آن که متکی به کلام و شوخیهای لفظی باشد ریشه در تصویر و ساختار و روابط و موقعیتهای افراد دارد.
اثر حاوی مضامین اخلاقی بوده در این میان کارگردانی، بازی، فیلمبرداری و طراحی صحنه مطلوب آن به بالا بردن سطح سواد بصری و هنری تماشاگر کمک شایانی می کرد و از همینرو، موجب اثر بخشی روی مخاطب و زمینهساز تحول و نگرش بکرتر به ساخت سریال و مجموعهسازی تلویزیونی در آن زمان گردید، «سلطان و شبان» از دیگر سریالهایی بود که در حال و هوای کمدی، سال 63 ــ 61 در شبکه یک سیما تولید شد و روی آنتن رفت. نویسندگی و کارگردانی هنری آن را داریوش فرهنگ برعهده داشت و کارگردانی تلویزیونیاش هم به عهده مسعود فروتن بود.
سلطانی توسط خوابگزاری از توطئه سلطانبانو و وزیراعظم خود، آگاه میشود خوابگزار دربار، توصیه میکند در شب حادثه شخص دیگری به جای سلطان در تخت نشانده شود. قرعه به نام شبانی میافتد که از درد و رنج مردم آگاه است. پس از تلاش و آموزشهایی که در ارتباط با رسم سلطانی به او میدهند سرانجام کاتب دربار شبان را از اصل ماجرا آگاه میکند. در سکانس پایانی وزیر کشته شده و زندانیان آزاد میگردند و سلطان بانو هم خودکشی میکند.
این سریال بیش از آن که تاریخی باشد افسانه بوده لیکن افسانهای که در کتب ادبی تاریخی ثبت شده است. افزون بر این میدانیم افسانه نیز مظهری از تاریخ است. در کنار آن رفتار شخصیتها لباس و لحن و گویشها زمان شاه عباس صفوی را تداعی میکرد که در دوره تاریخی خاصی زندگی میکرد.
در این اثر اگر چه با افسانهای تاریخی روبهروییم اما از آنجا که از نظر مضمون با واقعیتهای اجتماعی همراهی داشت، توانست با انبوهی از تماشاگران ارتباط برقرار کند. صحنه و سکانسها پر است از رفتارها و مواضعی که کمدیاند، این که بتوان بین افسانهای (که جلوهای از تاریخ به شمار میرود) با واقعیت، نسبتی را برقرار کرد که حاصلاش جذب مخاطبان بسیار باشد بیانگیر ذوق و خلاقیت هنرمندانی است که این اثر را به سامان رساندهاند.
افسانه سلطان و شبان، بر خلاف داییجان ناپلئون که روی مخاطب عام و خاص اثر گذارد، توانست بیشتر مخاطب عام را با خود همراه کند. کمدی این اثر غالبا به مضمون داستان و روابط آدمها برمیگشت. این تلاش باعث خلق فضای پر نشاطی میشد که برای تماشاگران دلنشین بود.
«آشپزباشی و قبله عالم» با نویسندگی محمدرضا محمدینیکو و کارگردانی هنری و تلویزیونی رسول نجفیان و علیاصغر اوجانی کاری بود از گروه تئاتر شبکه 2 سیما که در سال 1370، در مقابل دیدگان تماشاگران قرار گرفت.
داستان این سریال، به گونهای شباهت به افسانه سلطان و شبان دارد. کسی قصد کشتن سلطان را دارد و مهلت دادن یک هفتهای سلطان به او، در نهایت موجب قتل خودش میگردد.
این سریال هم نگاهی به دنیای پر از ظلم سلاطین دارد و با وجود سرگرمکنندگی، عبرتآموز است. کمدی آن در برخی از نقشها و رفتارها، اگرچه بیش از حد اغراق شده به نظر میآیند، لیکن در مجموع توانسته در آفرینش موقعیتهای کمدی با توفیق همراه باشد.
دورهای که وقایع در سریال آشپزباشی و قبله عالم میگذرد نظیر مسافر زمان جلوههایی از آمیختگی گذشته و زمان را در خود دارد با این وجود، این تقابل و تضادها در مسیر پرداخت خلاقهتر دراماتیکی و همچنین پررنگتر کردن ارزش و پیامهای اخلاقی مضمون قرار گرفته است.
«مسافر زمان» را از جهت موضوع مضمون و همچنین ساختار نمایشی در مقایسه با آثاری که برشمردیم نمیتوان گامی به جلو محسوب کرد. این موضع بیش از هر علتی به متن برمیگردد که سوژه و درونمایهای را مورد پرداخت قرار داده که نتوانسته برای مخاطب ایجاد جذابیت کند. داستان مسافر زمان، از جهت گزینش موضوع و پرداخت محتوایی نتوانسته به وجود آورنده فضایی باشد که همچون آثار پیشین، واقعی و ملموس و با نیاز و خواسته مخاطب هماهنگتر باشد.
رویارو قرار دادن گذشتهای بسیار دور (دوره ساسانیان) با زمان کنونی با وجود آن که در ذات خود قابلیت مایههایی غنی از درام و کمدی را دارد، اما در «مسافر زمان» این وضعیت نتوانسته به خلق اثرگذار و رویدادهایی مشحون از ارزشهای محتوایی یا کمیک بینجامد.
در هیچ کدام از آثار مشابهی که برشمردیم، رویدادها در بستر گسستهای زمانی اتفاق نمیافتد و فاصله بین گذشته و حال در آشپزباشی و قبله عالم به وسعت مسافر زمان نبوده است.
طولانی بودن گذشته با زمان حال در سریال «مسافر زمان» اگرچه از نظر ماهوی محل اشکال نیست، اما ایجاب میکند آمیختگی آنها به منظور آفرینش در آن کمدی با خلاقیت بیشتری صورت گیرد. زمانی که با چنین تامل و باریکبینیای مواجه نگردیم، حاصل آن رفتارهای بیش از حد کاریکاتوری و اغراق شدهای خواهد بود که در صحنه و سکانسهای حضور فردی از دوره ساسانی در زمان کنونی دیدیم. رفتار و برخوردهایی که وی در ارتباط با نیروهای انتظامی یا مکانهایی همچون رستوران و آرایشگاه و مانند آنها نشان میداد نمایشگر آن بود که این آمیختگی گذشته و حال از نظر مضمون و خلق موقعیتهای کمدی نتوانسته فرجام خوشایندی داشته باشد.
محمدرضا کریمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....