نگاهی به فیلم خروس‌جنگی

آتش‌ بس همسران

تفاوت و تعارض‌های بین زن و مرد چه به لحاظ ظاهری و چه به لحاظ فرهنگی همواره سوژه داغی برای فیلمسازان بوده است که عمدتا در دو شکل کلی روایت می‌شود یا در ساختاری طنز و کمدی قرار می‌گیرد و از عناصر متضادی که در آن وجود دارد جهت خلق مـوقـعـیت‌های کمیک استفاده می‌شود و یا بستر رویکردی فمنیستی قرار می‌گیرد که در آن به دفاع از حقوق زنان و ظلمی که به آنان می‌شود توجه می‌کند البته این معادله می‌تواند به نفع مردان نیز تغییر کند و از این موقعیت در جهت دفاع از جنس مذکر هم بهره بود اما در عمل بیشتر شاهد آثار فمنیستی و زن‌محورانه از این موقعیت بوده‌ایم که بیشترین فیلم‌هایی که در این ارتباط با خروس‌جنگی به ساخته مسعود اطبایی شباهت دارد آتش‌بس تهمینه میلانی و همسر ساخته مهدی فخیم‌زاده است.
کد خبر: ۲۶۲۸۶۱

در خروس‌جنگی کارگردان با انتخاب طنز موقعیت این بحث جدی را به تصویر می‌کشد و با تغییر موقعیت حرفه‌ای و اجتماعی زن و مرد قصد دارد ضمن ایجاد فضای مفرح و طنزآلود از این شرایط به درک متقابل زن و شوهرها از موقعیت یکدیگر بپردازد و از این تعارض و تفاوت به نفع تفاهم و همدلی بهره بگیرد. خروس‌جنگی قصه‌ای تکراری از جنگ و دعواهای زن و شوهری است که بیش از آنکه مبین حرفی جدی، روان‌شناختی و جامعه‌شناسانه در این زمینه باشد صرفا برای طرح برخی شوخی‌ها و صحنه‌های کمیک که به سرگرمی و خنداندن مخاطب بینجامد قابل ارزیـابـی اسـت و حتی نمی‌توان برخی حرف‌های فمنیستی و شعارهای آن را جدی گرفت. ضمن این‌که مسائلی که به عنوان اختلاف بین مریم و محمود وجود دارد خیلی ساده‌انگارانه است و از عمق چندانی برخوردار نمی‌باشد. در واقع نوعی بلاتکلیفی و سردرگمی در ژانر و شیوه بیان قصه به چشم می‌خورد که فیلم را در تعلیق میان طنز و جدیت قرار می‌دهد. البته سویه کمیک داستان آنقدر پررنگ‌تر از مفاهیم جدی مطرح شده در آن است که نمی‌توان این اثر را بیش از یک فیلم طنز درباره مسائل زناشویی دانست. همچنین کارگردان اگرچه قصد داشته است عدالت را میان زوجین رعایت کند و به نقد رفتارهای هر دو شخصیت بپردازد اما در عمل کفه ترازو بیشتر به سوی زنان سنگین می‌شود و نشانه‌های فمنیستی را در آن بیشتر می‌توان بازشناسی کرد. این دوگانگی میان طنز و جدی در مورد بازیگران نیز قابل تعمیم است و انتخاب مریلا زارعی با توجه به سابقه و جنس بازیگریش تناسب چندانی با رضا عطاران و سبک بازی او ندارد و نوعی گسست و دوپارگی در بازی آنها دیده می‌شود. ضمن این‌که عطاران باز هم همان کاراکتر همیشگی‌اش را در آثار تلویزیونی به نمایش گذاشته و تصویر جدیدی از بازیگری خود ارائه نمی‌دهد اگرچه همین سطح از بازی نیز برای مخاطبان و طرفداران او جذابیت دارد و اگر طنز موقعیت را در خروس‌جنگی در نظر نگیریم بار کمیک داستان بیشتر روی عطاران و خلاقیت‌های او استوار است. در عین حال حضور احمدپورمخبر هم به لحاظ دراماتیکی و هم به دلیل کاراکتر تکراری وی خیلی اضافه به نظر می‌رسد و شاید با حذف او از قصه ساختار طنز داستان انسجام بیشتری به خود می‌گرفت. ضمن این‌که از حضور و نسبت او با این خانواده استفاده کمی شده است و در حاشیه قرار دارد.

خروس‌جنگی نیز از این حیث مشکل اکثر آثار کمدی در سینمای ایران را دارد و آن استفاده از شخصیت و کاراکترهای آشنای تلویزیون در یک اثر سینمایی است بدون این‌که خلاقیت و نوآوری در شخصیت‌پردازی آنها صورت بگیرد. این وابستگی سینمای طنز کشور به تلویزیون و استفاده از ظرفیت‌های تجربه شده آن به تدریج سینمای طنز ما را به ورطه نوعی تقلید و تکرار ملال‌آور سوق می‌دهد و موجب تنزل ذائقه مخاطبان در این ژانر می‌شود. نگاهی اجمالی به آثار طنزی که در سال‌های اخیر در سینمای ایران تولید شده است نشان می‌دهد که اکثر آنها بازتولید سینمایی مجموعه‌های طنز تلویزیونی است که چیزی فراتر از سیمای آشنای طنزپردازان تلویزیونی را به تصویر نمی‌کشد و ادامه این فرآیند قطعا به معنی نابودی و فقدان سینمای طنز در ایران خواهد بود.

سیدمسعود اطبایی اگرچه سعی کرده است که در خروس‌جنگی از طنز موقعیت استفاده کند اما بیشترین حجم بار کمیک داستان به خلاقیت‌های فردی بازیگران و طنزهای کلامی و فانتزی برمی‌گردد که اگر آنها را از فیلم حذف کنیم می‌بینیم که موقعیت کمدی قابل اعتنایی در آن باقی نمی‌ماند و کارگردان نتوانسته است با تکیه بر موقعیت‌سازی طنز، قصه خود را روایت کند. در واقـع آنـچـه کـه به عنوان سویه‌های طنز در خروس‌جنگی می‌بینیم بیشتر به شوخی نزدیک است تا طنز اگرچه او موفق می‌شود فیلم خود را از فرو افتادن به لودگی و طنز سخیف مصون نگه دارد.

همانطوری که در بالا اشاره شد خروس‌جنگی ترکیبی از دو فیلم آتش‌بس و همسر است که دعوا و رقابت زناشویی را به واسطه تغییر موقعیت آنها دنبال می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که بخش عمده‌ای از این اختلافات به علت سو‌ءتفاهم و عدم درک متقابل از یکدیگر و تفاوت‌های شخصیتی و روحی زنان از مردان است اگرچه در پایان‌بندی فیلم و نشان دادن زمان پیری محمود و مریم اغراق شده و تصنعی است و با کلیت داستان و روایت سینمایی آن همخوانی ندارد.

خروس‌جنگی اما به عنوان یک فیلم سرگرم‌کننده که لحظات مفرح و شادی را برای مخاطبان فراهم کند موفق است و احتمالا فروش خوبی در گیشه خواهد داشت. اما این فیلم را هم باید در کنار آثار کمیک سطحی و عامه‌پسندی دانست که در سال‌های اخیر در سینمای ایران تولید شده و مشابه‌های زیادی دارد.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها