سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت

همه چیز در سایه سیاست

هـفـتـه گذشته در حالی که اخبار سیاسی تمام خبرگزاری‌ها را فراگرفته بود، یک سایت خبری، خبری متفاوت را روی خروجی خود قرار داد؛ در این خبر آمده بود که کودکی 10 ساله ساکن کالیفرنیا که با بیماری سرطان خون دست و پنجه نرم می‌کرد آخرین آرزویش را عنوان کرد، او دلش می‌خواست فیلم مورد علاقه‌اش را تـماشا کند. اما ضعف او چنان شدید بود که نمی‌توانست به سینما برود تهیه کننده فیلم این آرزو را با فرستادن دی وی دی این فیلم به خانه کودک بیمار برآورده کرد، کودک که بسیار ضعیف شده بود نتوانست چشمانش را باز نگه دارد و فیلم را تماشا کند به همین دلیل مادرش داستان فیلم را برای او تعریف کرد. کودک که به آرزویش رسیده بود 7 ساعت بعد جان باخت...
کد خبر: ۲۶۲۸۵۱

این خبر را شاید گروهی باور نکنند و شاید گروهی هم بی‌تفاوت از کنار آن بگذرند اما برای کسانی‌که خواسته کودکان برای آنها مهم است از این خبر به سادگی نمی‌گذرند. همه می‌دانند که کودکان امروز آینده‌سازان فردا هستند، توجه به خواست آنها این باور را در آنها شکل می‌دهد که آنها هم باید به خواسته دیگران احترام بگذارند این گونه تفکر باعث می‌شود که آینده‌سازان فردا مسوولیت‌پذیر باشند. از این نکات اخـلاقـی اگـر بگذریم به پیام نهفته در این خبر می‌رسیم؛کودکی که در آستانه مرگ است آرزو دارد که فیلمی را تماشا کند که قبل از شدت یافتن بیماریش خبرهای خوبی درباره آن شنیده بود. این خواسته نشان می‌دهد که برای کودکان، سینما مهم است چون فیلم‌های سینمایی ارتباط مستقیم با دنیای رویاهای او دارد. کودک آنچه را که در دنیای بیرون نمی‌یابد با دیدن فیلم‌های سینمایی تجربه می‌کند. این ارتباط نزدیک کودکان با سینما است که مسوولان جوامع پیشرفته را به این فکر واداشته تا برای برنامه‌ریزی راحت‌تر برای کودکان و دادن خط فکری برای آینده آنها به سینمای کودک توجه خاص نمایند و از تهیه‌کنندگانی که در سینمای کودک فعالیت می‌کنند حمایت کنند. اما واقعیت این است که کودکان و نوجوانان در کشور ما برای سینما شهروند درجه دو هستند. سال‌هاست برای این گروه سنی در سینما فیلمی اکران نمی‌شود به همین دلیل کودکان مجبور هستند همراه با والدین خود به سینما بروند و فیلم‌هایی را تماشا کنند که اصلا مناسب سن آنها نیست و برای آنها ساخته نشده است به همین دلیل برای آینده آنها برنامه‌ای ندارد. دنیای کارتون‌ها دنیای زیبایی است که کودکان بسیار شیفته آن هستند، این روزها در سراسر دنیا کارتون‌های شادی ساخته می‌شود تا به وسیله این فیلم‌ها دنیای ذهنی کودکان از کدورت‌ها پاک شود اما در کشور ما سینمای انیمیشن جایی ندارد. فیلم‌های سینمایی خارجی که از تلویزیون به نمایش درمی‌آید هم نمی‌تواند چندان کارساز باشد چون دنیای کودکان خارجی با دنیای کودکان ایرانی کاملا متفاوت است بهتر است بگوییم دنیای کودکان ایرانی با دنیای کودکانی که در کشورهای دیگر آسیایی، اروپایی و امریکایی زندگی می‌کنند متفاوت است بنابراین پخش فیلم‌های سینمایی کارتونی خارجی شاید بتواند وقت کودکان را پر کند اما نمی‌تواند به دنیای ذهنی آنها پاسخ مثبتی بدهد و اگر خواسته باشیم آسیب شناسانه‌تر به ماجرا نگاه کنیم شاید دیدن حجم انبوهی از این فیلم‌ها در آینده کودکان را دچار چند گانگی شخصیتی نیز بکند.

باور می‌کنید؛ کودکان هم سیاسی شده‌اند!

در چند هفته گذشته فضای کشور ما کاملا سیاسی شده است.در هر خانه و مکانی حرف‌های سیاسی داغ‌ترین بازار را دارند. بزرگ‌ترها در این بازار حرف اول را می‌زنند اما به راستی آیا به کودکانی که مسخ شده دارند به حرف‌های بزرگ‌ترها گوش می‌کنند توجه کرده‌اید؟ باورتان می‌شود که کودکان در این روزها قربانیان اصلی بحث‌های سیاسی بودند؟ آنها بدون این‌که معنی واژه‌ها را بفهمند سعی می‌کردند برای در حاشیه نماندن هم که شده خود را در بحث‌ها شریک کنند و به تبعیت از بزرگترها خود را به عنوان طرفدار گـروه یا فردی معرفی کنند. شاید بزرگترها این عکس‌العمل کودکان را دیدند و به آن لبخند زدند بدون این‌که متوجه باشند کودکان نمی‌توانند در تحلیل‌های سیاسی آنها شریک باشند چون هنوز آنقدر وارد جامعه نشده‌اند تا بتوانند خوب را از بد تشخیص دهند و با استدلال موضع بگیرند. در هفته‌های گذشته شرکت در حرکت‌های سیاسی برای کودکان تبدیل به سرگرمی شد، یک تفریح جمعی. شاید کمتر کسی به این نکته فکر کرد که این تفریح دسته‌جمعی می‌تواند در ذهن کودکان امروز که فردا بزرگ می‌شوند و آینده را طراحی می‌کنند یک نوع نگرش را ایجاد کند. این نگرش مثبت یا منفی از آنجا ناشی خواهد شد که هیچ‌کس به این فکر نیفتاد که با زبان کودکان، سیاست را برای آنها معنی کند. شاید در این‌میان کوتاهی برنامه‌های کودک و نوجوان تلویزیون را بتوان بیشتر از بقیه رسانه‌ها و حتی بزرگ‌ترها مورد سوال قرار داد. شاید برنامه‌سازان کودک در این روزها فکر می‌کردند که نباید کودکان را در مسائل سیاسی سهیم کرد و ذهن آنها را آشفته نمود اما واقعیت این است که جریان سیاسی که در هفته‌های اخیر در کشور ما رخ داد آنقدر موج وسیعی داشت که کودکان را هم در دامنه خود قرار داد و بی‌خبر نگذاشت. حتما برنامه‌سازان تلویزیون و مجریان برنامه‌های کودک بیشتر از عموم مردم می‌دانند که چگونه سیاست را برای بچه‌ها تعریف کنند بدون این‌که جریان خاصی را در ذهن آنها القا کنند اما این اتفاق نیفتاد و کودکان بر موج سیاست موج سواری کردند بدون این‌که راه و رسم موج‌سواری را یاد داشته باشند. در چند هفته اخیر آدم بزرگ‌ها با ولع سیری‌ناپذیری گوش و چشم به شبکه‌های خبری دوختند بدون این‌که متوجه باشند که تعطیلات تابستانی آغاز شده است و بچه‌ها دوست دارند پس از پایان امتحانات سخت پایان سال با خیال راحت بنشینند و کارتون نگاه کنند.

سیاست آری، سینما...

اصغر فرهادی سازنده فیلم درباره الی اگر چند درصد هم فکر می‌کرد که انتخابات ریاست جمهوری به این میزان حواشی داشته باشد شاید اکران فیلمش را به تعویق می‌انداخت. درباره الی با جوایزی که گرفت این ذهنیت را به وجود آورد که می‌تواند رکورد فروش سینمای ایران در ژانر سینمای اجتماعی را در ایران تغییر دهد اما می‌توان با قاطعیت گفت که فیلم درباره الی در بدترین شرایط ممکن اکران شد. نمایش عمومی این فیلم یک هفته قبل از انتخابات آغاز شد و در روز اول حدود 200 میلیون تومان فروخت. این فروش همه را متقاعد کرد که درباره الی فروش بالایی خواهد داشت اما حوادث پشت سر هم سیاسی باعث شد تا مردم از سینما‌‌رفتن به دلایل مختلف صرف‌نظر کنند. یکی از این دلایل هیجاناتی بود که مردم را با خود درگیر کرد. این هیجانات آستانه تحمل مردم را تا حدودی پایین آورد و آنها را وادار کرد تا با خود زمزمه کنند که حوصله رفتن به سینما را ندارند. از طرفی ناآرامی‌های هفته‌ اخیر این ذهنیت را به وجود آورد که ممکن است سینما مکان امنی نباشد و بنابراین می‌توان تا آرام شدن شرایط تفریحی به نام سینما را از برنامه‌های خانوادگی و فردی حذف کرد... همه اینها باعث شد تا فیلم درباره الی نفروشد و داد کارگردان، تهیه‌کننده و پخش‌کننده خود را به هوا ببرد. فرهادی در اولین واکنش خود معاونت سینمایی را متهم کرد و گفت: قرار بود درباره الی بهار اکران شود اما شخص معاون سینمایی همه ترفندها را به کار گرفت تا این فیلم در بهار اکران نشود. فرهادی معتقد است که اگر این فیلم در زمان مناسب اکران می‌شد می‌توانست به فروش بسیار بالایی دست پیدا کند... این واکنش فرهادی را می‌توان تا حدودی طبیعی دانست اما قبل از هرگونه پرسش و پاسخی هفته گذشته معاونت سینمایی هم جواب دندان‌شکنی به فرهادی داد و گفت که حرف‌هایش نادرست است و اگر این کارگردان به گذشته نگاه کند متوجه می‌شود که همین معاونت سینمایی بود که با تلاش‌هایش باعث شد تا فیلم درباره الی در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید و اکران عمومی شود...

کودکان در این روزها قربانیان اصلی بحث‌های سیاسی بودند آنها بدون این‌که معنی واژه‌ها را بفهمند سعی می‌کردند برای در حاشیه نماندن هم که شده خود را در بحث‌ها شریک کنند

انگار جنگ‌های لفظی در روزهایی که جامعه ملتهب است به اهالی سینما و هنر هم رسیده است و آنها فراموش کرده‌اند که می‌توانند سعه‌صدر داشته باشند و رنجش‌های همدیگر را مهربانانه‌تر پاسخ بدهند. عصبانیت نمی‌تواند راهی درست برای یافتن راهکاری مناسب باشد. هم‌چنان‌که علی سرتیپی، مدیر پخش فیلم درباره الی پیشنهاد خوبی را به شورای صنفی داد؛ او از این شورا خواست که فرصت بیشتری برای اکران درباره الی اختصاص دهند. سرتیپی می‌داند که با پایین آمدن کف‌‌فروش روزانه یک فیلم شورای صنفی می‌تواند پرونده نمایش آن فیلم را ببندد اما همه می‌دانند که شرایط جامعه فعلا استثنایی است و با کمی گذشت و فرصت دادن به یکدیگر می‌توان از چالش‌ها عبور کرد.

از فرهادی که بگذریم به محمد متوسلانی می‌رسیم که فیلم هر چی تو بخوای را در حال اکران دارد؛او نیز از وضع موجود گلایه‌مند است و تاکید می‌کند که نمی‌توان این روزها از مردم خواست که به سینما بروند. جالب اینجاست که متوسلانی از سال 75 تاکنون فیلمی نساخته است و فیلم هر چی تو بخوای را در سال 85 ساخت و اکنون که فیلمش اکران شده کمتر کسی پیدا می‌شود به تماشای این فیلم برود! اینهم از شانس کارگردانی که در پرونده کاری خود فیلم‌هایی مانند کفش‌های میرزانوروز و جستجوگران را دارد... .

سارا بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها