دکتر آزاده شیروانی

من کیستم؟

آقای الف دچار حالات عجیبی شده و حالات خود را این گونه توصیف می‌کند: «واقعا عجیب است. انگار من اینجا هستم؛ ولی در واقع اینجا نیستم و گویا از خودم خارج شده‌ام، مثل یک روح. انگار هیچ چیز حتی بدن خودم واقعی نیست. داشتم در آینه نگاه می‌کردم که ناگهان احساس کردم این تصویر داخل آینه است که به من نگاه می‌کند. احساس غریبی و ناآشنایی دارم. باید روی هر چیزی بیشتر تمرکز کنم. احساس می‌کنم ذهن و مغزم کاملا خالی است و آگاهانه سعی می‌کنم چیزها را به خاطر بسپارم یا تمرکز کنم. تقریبا مثل این است که نمی‌توانم چیزها را در ذهـنـم مـجسم کنم. همه چیز متفاوت به نظر می‌رسد، درست مثل یک رویا یا بهت، همه چیز تیره و گرفته است...»
کد خبر: ۲۶۲۴۳۹

 

بررسی مشکل

آقای الف دچار نوعی تغییر در ادراک خویشتن شده تا آنجا که سبب شده است او حس واقعیت وجودیش را از دست بدهد. این حالت که گاهی به صورت متناوب و گاهی پایدار است، اختلال مسخ شخصیت نام دارد. بیماران دچار این اختلال ممکن است خود را مکانیکی، در رویا یا جدا از بدن حس کنند. این دوره‌ها به گونه‌ای است که بیمار غیرواقعی بودن این علائم را درک می‌کند.

مـسخ شخصیت می‌تواند در اثر اختلالات درون‌ریز تیروئید و پانکراس ایجاد شود. این حـالت با صرع، تومورهای مغزی، محرومیت حـسـی و ضـربـه هـیـجـانـی ارتباط دارد. الکل، باربیتورات‌ها، بنزودیازپین‌ها، ماری جوانا و مواد توهم‌زا می‌توانند باعث مسخ شخصیت شوند.

ویژگی اساسی این حالت کیفیت غیرواقعی بودن بر بیگانگی است. بخش‌هایی از بدن یا کل آن ممکن است غریبه به نظر برسند و حتی اعمال ذهنی و رفتارهای معمول بیمار نیز ممکن است برایش ناآشنا باشد. گاهی اوقات شخص احساس می‌کند بدن و مرکز هوشیاری او دو بخش مجزا هستند.

درمان

متاسفانه برای درمان بیماران مبتلا به اختلال مسخ کارهای اندکی انجام شده است. در حال حاضر درمان دارویی اختصاصی وجود ندارد؛ ولـی اضـطـراب بـیـمـاران مـعـمـولا به داروهای ضـداضـطـراب پـاسخ می‌دهد. هرگونه اختلال زمینه‌ای را می‌توان با دارو درمان کرد.

رویکردهای روان درمانی هنوز در این بیماران بخوبی امتحان نشده است و تصمیم‌گیری در مورد آن بـراسـاس ارزیـابـی شـخصیت بیمار، روابط انسانی و وضعیت زندگی وی صورت می‌گیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها