داستان یک زندگی کاملا واقعی

از زندان تا لیگ برتر

وقتی که بچه‌ای دچار مشکل می‌شود، مردم می‌گویند: «فقط مرتکب اشتباه بزرگی شده است، اما در مورد من چطور؟ من هم فقط مرتکب اشتباه بزرگی شده بودم.» این صحبت‌های جامی لارنس است که به دلیل دزدی و آشوب به 4 سال حبس محکوم شده بود و در 23 سالگی از زندان آزاد شد. 3 ماه پس از آزادی، او با انتخاب حرفه جدیدش در لیگ برتر انگلیس زندگی تازه‌ای را آغاز کرد.
کد خبر: ۲۶۱۸۸۴

زندان اغلب چیزهای زیادی به زندانیان می‌آموزد، رد و بدل مواد مخدر، روش‌های [مختلف] دستبرد به منازل و دزدی از بانک، اما معمولا بسیاری از آنان پس از آزادی از زندان، مانند لارنس، داستان زندگی‌شان پایان خوشی ندارد. بسیاری از آنها به جهت سابقه محکومیت، نمی‌توانند صاحب شغل مناسبی شوند و به واقع، انتخابی پیش روی خود ندارند. در نتیجه دوباره به همان جرم‌های سابق روی می‌آورند، اما لارنس یکی از این استثناهاست. او به بالاترین سطح فوتبال رسید و اکنون مشاور و نماینده نوجوانان محروم و آسیب‌دیده اجتماعی است. کسانی که همچون گذشته خود او، به علت جرم‌های مرتکب شده در زندان به سر می‌برند یا از جامعه طرد شده‌اند.

خانواده لارنس در دهه 1960 از جامائیکا به انگلیس مهاجرت کرد. او در این باره می‌گوید: «زمانی که 16 ساله بودم، مادر و ناپدری‌ام تصمیم گرفتند دوباره به جامائیکا برگردند. آنها تمایل داشتند تا با آنها برگردم، اما من ورزش را دوست داشتم و تصمیم گرفتم همراه خواهرم زندگی تازه‌ای را در انگلیس شروع کنم، اما گذران زندگی خیلی سخت بود. ما نه پول داشتیم و نه هدف.»

گرچه او در لیگ فوتبال محله بازی می‌کرد و سعی داشت وارد لیگ حرفه‌ای شود، اما هیچ باشگاهی لارنس را به خدمت نگرفت. بنابراین با ناامیدی، به زندگی بی‌هدف خود ادامه داد و این سرآغاز دردسرهای لارنس بود. به خودروها دستبرد می‌زد و خرده‌خلاف‌هایی انجام می‌داد. او اشیایی که از خودروها می‌دزدید برای مجموعه‌هایی که بچه‌های مجرم در خارج از لندن تشکیل داده بودند، می‌فرستاد و روزی در همین رابطه دستگیر شد.

او پس از مدتی از زندان آزاد شد، ولی نتوانست شغل دایمی و منظمی به دست آورد و لارنس که سرشار بود از خشونت و انرژی، باز هم به سوی خلاف کشیده شد و او این بار به جرم آشوب و دزدی، دستگیر و به زندان کمپ‌هیل برده شد و اینجا بود که زندگی او به یکباره تغییر کرد.

جامی به تیم فوتبال زندانیان پیوست و با حضور منظم خود، نقش اصلی را در تیم ایفا کرد. لارنس در این باره می‌گوید: «من به ادی والدر، افسر آموزش جسمانی در کمپ‌ هیل مدیون هستم. او به من اعتماد کرد و کمک کرد تا بازیکن حرفه‌ای شوم و به من انگیزه داد تا رو به جلو حرکت کنم.»

والدر که خود بازیکن حرفه‌ای بود، می‌گوید: «یک سال به هنگام عید کریسمس، بازی دوستانه‌ای در مقابل تیم محلی کاوزاسپرت داشتیم. دال یانگ، سرمربی این تیم از دوستان من بود، زمانی که جامی را دیدم، از او خواستم تا در آن تیم بازی کند. سرپرست تیم قابلیت‌های او را دید، نه‌تنها جامی را که تمامی بازیکنان زندانی را زیر نظر داشت و با ادامه کار با جامی موافقت کرد. من تصمیم گرفتم او را به کلاس‌های آموزش ژیمناستیک زندان بفرستم و لارنس هر روز به این کلاس‌ها می‌رفت و خودش را برای فوتبال آماده می‌کرد.»

دال یانگ داستان را این‌گونه بیان می‌کند: کیفیت بازی جامی با سایر بازیکنان متفاوت بود. همه بازیکنان تمام وقت و 2 بار در هفته آموزش می‌دیدند، اما زمانی که جامی در این کلاس‌ها شرکت کرد، به طور باورنکردنی، قوی و آماده‌تر شد. گرفتن توپ از او غیرممکن بود.

جامی با خنده توضیح می‌دهد: بله من تمام روز ژیمناستیک‌کار می‌کردم، زمانی که به زندان کمپ هیل وارد شدم 63 کیلو و سه سال بعد هنگام آزادی 80 کیلو وزن داشتم.

و این شروع تغییر زندگی او بود. در همان روز، استعدادیاب‌های برخی باشگاه‌های حرفه‌ای با خبر شدند که در بین بازیکنان زندانی افراد شاخصی وجود دارد. مسوولین بعضی از این باشگاه‌ها برای تماشای بازی آنها به زندان می‌رفتند، اغلب، تری بوچر، سرمربی سابق ساندرلند این کار را بر عهده داشت و در صورت یافتن بازیکن مورد نظر، با او قرار داد یک‌‌ساله امضا می‌کرد.

لارنس پذیرفته شد، او می‌گوید: رفتن به شمال، بزرگ‌ترین آرزوی من بود که داشت حقیقت پیدا می‌کرد. از هم تیمی‌های قدیمی خود بسیار دور شدم و از نو آغاز کردم و زمانی که برای نخستین بار در زمین میدلزبورو حضور یافتم، آنها در تیم زندان راک‌هوس بازی می‌کردند. لحظه باورنکردنی بود، فکر می‌کردم این یک شوخی بزرگ است. شش ماه پیش از آن، من بازی بین دو تیم ساندرلند و لیورپول را در جام اتحادیه‌ها از تلویزیون تماشا می‌کردم و اکنون اینجا هستم، دوشادوش این بازیکنان ایستاده‌ام و سروکارم با این بازیکنان است.

او 10 سال به عنوان بال راست در لیگ برتر انگلیس به حرفه فوتبال خود ادامه داد و در باشگاه‌هایی همچون ساندرلند (1994  1993)‌ ، لسترسیتی (1997  1995)،‌ برادفورد سیتی (2003  1997)‌ و ویگان (2003)‌ حضور داشت. لارنس 42 بار پیراهن تیم ملی جاماییکا را به تن کرد و اکنون در 39 سالگی و از سال 2003 برای تیم‌هاروبارو در لیگ نیمه حرفه‌ای انگلیس بازی می‌کند.

اما به واقع «هارو» بخشی از زندگی لارنس است، بخش دیگر زندگی او انتقال فراز و فرود و تجربیات گذشته زندگی خود به کودکان و نوجوانان آسیب دیده جامعه است. او با هدف آموزش و هدایت بازیکنان جوان و با استعداد و دادن هویت به کودکان از طریق فوتبال، در اوایل سال 2007، اقدام به تاسیس آکادمی فوتبال با نام جامی لارنس کرد. او می‌گوید: «ممکن است آنان بازیکن حرفه‌ای نشوند، اما با توان فکری و استعداد خود زندگی مناسبی برای آینده‌شان خواهند ساخت. من برای آنان نقش پدر را بازی می‌کنم و آنها مشکلاتشان را با من در میان می‌گذارند.»

آکادمی او در نایتینگل اسکول، در جنوب لندن، پذیرش پسرهای اخراجی است که شانس حضور در مدارس عادی را از دست داده‌‌اند. فعالیت دیگر جامی همکاری با کارل ساموئل است که قبلا با نوجوانان در مدرسه کار می‌کرد و زمانی که کارل از توانایی و صمیمیت جامی اطلاع یافت، از او درخواست همکاری کرد.

کارل می‌گوید: «جامی از نظر روان‌شناسی، شناخت خوبی روی کودکان دارد و می‌تواند با آنان ارتباط برقرار کند. ما با کودکانی کار می‌کنیم که در معرض خطر ارتکاب جرم و جنایت هستند یا از مدرسه اخراج شده‌اند. هدف ما قدرت دوباره بخشیدن و بازگرداندن آنان به زندگی است واین کار از طریق تعلیم تمام وقت، آموزش فوتبال و روش و مهارت‌های عملی زندگی امکان‌پذیر است. در اینجا برخی کودکان و نوجوانان 11 ساله، دارای گذشته نگران‌کننده، زندگی از هم گسسته و درگیری‌های فیزیکی شدید و دزدی هستند.»

ریچارد گاد، مدیر مدرسه می‌گوید: «ما در اینجا با بچه‌‌هایی سروکار داریم که درگیر انواع مشکلات و اختلالات روحی و اجتماعی هستند. اغلب آنان تنها هستند چرا که رفتار غیر متعادل و یا عدم مهارت‌های ارتباطی آنان باعث می‌شود تا در مدت‌کوتاهی و براحتی با دیگران رفاقت کنند، اما به علت رفتار غیرمعمول‌شان خیلی زود طرد شده و در نتیجه جذب گروه‌های تبهکاری می‌شوند. ما از جامی تقاضای همکاری کردیم. او ازعلت پیوستن این بچه‌‌ها به گروه‌های تبهکاری و گرایش آنها به سوی مواد مخدر آگاه بود و روش هدایت‌ آنها را می‌‌داند و نگرش آنها را تغییر می‌دهد. شاید بتوان این بچه‌ها را به طور جداگانه و انفرادی هدایت کرد، اما به صورت گروهی و دسته‌جمعی در مدارس عادی ممکن نیست. جامی آنان را به مدرسه عادت داد. کسانی که به مدرسه عادی هم نمی‌رفتند، اکنون به اینجا می‌آیند، آموزش می‌بینند و فوتبال بازی می‌کنند. حتی آنهایی که آموزش غیرحضوری دارند، گاهی به مدرسه می‌آیند و جامی آنها را به صورت یک تیم در آورده و این یک رویداد اجتماعی است. هر روز جامی به تایتینگل اسکول می‌آید و در زمین کوچک شیبدار پشت مدرسه به پسرها آموزش فوتبال می‌دهد.

جاذبه فوتبال بسیار زیاد است، اما لارنس از آنچه قرار است از طریق فوتبال به این بچه‌ها بیاموزد آگاه است. «اول به آنان نظم و ترتیب یاد می‌‌دهد. آموزش اجباری در کار نیست. اگر آنها تمایل یا استعدادی به یادگیری تاریخ، انگلیسی یا ریاضی ندارند، این کمبود را باحضور در کلاس‌های آموزش یک حرفه یا ساعت طنز جبران می‌کنند، چنانچه این افراد پس از اخراج از مدرسه،‌ محلی برای گذراندن وقت خود یا تعلیم نداشته باشند، دوباره وارد چرخه جرم و جنایت می‌شوند.

جامی توضیح می‌دهد: «یکی از مسائلی که اکنون سعی دارم به کودکان بیاموزم، این است: زمانی که ضربه می‌خورید، اعتماد به نفس شما کم می‌شود. باید قوی باشید. در این صورت، مطمئن باشید که مشکلات حل خواهد شد و آن زمان که دوباره به خودتان می‌آیید. به سوی دری بروید و در بزنید. روزی کسی آن در را باز خواهد کرد.»

او ادامه می‌دهد: «این کودکان از گذشته زندگی من درس خواهند گرفت و این، ارزشمند‌تر از هر عملکرد دیگری است که در زندگی انجام داده‌‌ام.»

ترجمه: فریده سبزعلیزاده
منبع: فیفا

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها