این شخصیت چیزی کم دارد

هییو جکمن بازیگر قسمت دوم فیلم مردان ایکس در این مصاحبه درباره جذابیت شخصیت وول ورین (wolverine)عضلانی کردن بدنش و رقابت با ستاره همبازی‌اش لیو شریبر و این که چرا همیشه در زندگی واقعی درصدد فائق آمدن بر ترس‌ها و اضطراب‌هایش است، توضیح می‌دهد. او همچنین در این مورد صحبت می‌کند که وقتی نسخه ناقصی از فیلم مردان ایکس یک ماه پیش از اکران آن، روی اینترنت قرار گرفته، چه واکنشی نشان داده است.
کد خبر: ۲۶۱۸۷۹

فیلم مردان ایکس یکی از فیلمهای موفق هفته های اخیر بود که توانست درسراسر جهان مخاطبان زیادی پیداکند . هیو جکمن هم به عنوان بازیگر فیلم حسابی روی بورس بود.

بازی در نقش وول ورین

او آدمی است که همیشه با خودش درگیر است، نزاع و درگیری از نوع افراطی‌اش همیشه در وجود آدم در جریان است. همه ما این موضوع را در سطوح مختلف زندگی تجربه می‌کنیم. همه ما یک جنبه کنترل شده و یک جنبه آشفته داریم؛ یک جنبه با ویژگی‌های حیوانی و یک جنبه با ویژگی‌های انسانی. این نیرو‌ها همیشه در درون آدم در جنگ و نزاع هستند. این نکته‌ای بود که من و گاوین از همان اول رویش اتفاق نظر داشتیم. یک ماجرای عاشقانه وجود دارد و وول ورین می‌خواهد این ارتباط عاشقانه را برقرار کند، ولی در عین حال بخشی از وجود او می‌خواهد پس بکشد و کاملا تنها و مستقل باشد. این دو قضیه هم او را به وحشت می‌اندازد و هم هیجان زده‌اش می‌کند. بازیگران معمولا در وجود یک شخصیت دنبال همین دوگانگی می‌گردند. من هرگز فکر نمی‌کردم چنین چیزی را در وجود یک شخصیت کمیک استریپی پیدا کنم. وول ورین یکی از جالب‌ترین شخصیت‌های کمیک استریپی است.

من یک جور‌هایی عاشق پرواز کردنم. نمی‌دانم چرا برای شخصیتم در فیلم چنین واکنشی را انتخاب کردم، چون چنین چیزی در داستان اصلی وول ورین نیست. ایندیانا جونز از مار می‌ترسید، شاید کمی انتزاعی به نظر می‌رسید ولی من این ایده را دوست داشتم که موجودی را که تا این اندازه حیوانی بود کمی آسیب‌پذیر نشان بدهم. از نظر من معقول و منطقی این بود که او آسمان حرکات کنترل نشده از خود نشان ندهد. من این صحنه را دوست دارم. به نظر من یکی از پر چالش‌ترین صحنه‌های فیلم برای من بازیگر همین صحنه بود.

همه ترس‌های من

خیلی از صحنه‌های بدلکاری را خودم انجام داده‌ام. باید اعتراف کنم که از انجام دادن صحنه‌های بدلکاری لذت می‌برم. من خودم در زمینه ورزش پیش زمینه دارم. البته کارم را عالی انجام ندادم، ولی از انجام دادنش لذت بردم. من در زمینه حرکات موزون هم پیش زمینه داشتم. از نظر من، بدلکاری در فیلم و طراحی حرکات بدلکاری آمیزه‌ای از ورزش و حرکات موزون است. من از انجام بدلکاری لذت می‌برم و تماشاگران هم ارزش این را دارند که خودت صحنه‌های بدلکاری را برایشان اجرا کنی. وقتی شما از بدلکار استفاده می‌کنید یا از بازیگری با یک چهره دیگر به جای خودتان استفاده می‌کنید، تماشاگران می‌فهمند. ولی وقتی شما خودتان صحنه‌های بدلکاری را انجام می‌دهید تماشاگران با فیلم ارتباط برقرار می‌کنند. من شما را نمی‌دانم، ولی خودم برادر و خواهر بزرگ‌تر دارم و همیشه کار‌هایی را انجام می‌دادم که مربوط به سنین بالاتر از خودم بود. یادم هست از این که از ارتفاع می‌ترسیدم خیلی ناراحت و عصبانی بودم و به همین دلیل هر روز می‌رفتم روی تخته شیرجه استخر مدرسه‌مان. تخته‌های شیرجه در ارتفاعات متفاوت 1و 3 و 10 متری نصب شده بودند. من اوایلش همیشه روی تخته 3متری بالا و پایین می‌پریدم، تا این که ترسم ریخت و رفتم روی تخته 10 متری؛ حدود یک ماه روی این تخته فقط بالا و پایین می‌پریدم، تا این که سرانجام ترسم ریخت، و از آن موقع به بعد دیگر این کار را بسیار دوست داشتم. اصلا دوست ندارم که از چیزی بترسم. من آدمی نیستم که بتواند چنین جمله‌ای را بگوید: اوه! من از پرواز کردن می‌ترسم. من سوار هواپیما نمی‌شوم. به نظر می‌رسد که ترس در تمام قسمت‌های زندگی آدم رخنه می‌کند، بنابراین اگر ببینم که چیزی در زندگی‌ام مرا می‌ترساند با آن عامل ترس رو در رو می‌شوم.

بدون شک، سکانسی که در زیر آب گرفته شد ناخوشایندترین سکانس فیلم بود. این که آب توی بینی‌ام می‌رفت به کنار، بخش سخت‌تر این صحنه مربوط به کارگردانی گاوین بود که آستینش را بالا زده بود و دستش را توی مخزن آب کرده بود و انگشتان پای مرا به هم فشار می‌داد، چون باید با علامت‌های متفاوت به من می‌فهماند که چه زمانی بیدار شوم و چه زمانی بمیرم. مشکل این بود که گاوین یک کارگردان خیلی پر شور و شوق است. فکر کنم به خاطر بازی در همین صحنه سه تا از انگشت‌هایم در رفته باشند می خندد.

کار کردن کنار لیو شریبر

او اولین بازیگر مورد نظر من بود که دوست داشتم به عنوان بازیگر این فیلم انتخاب شود. من قبلا در فیلم کیت و لئوپولد با او همبازی شده بودم؛ او در این فیلم عملیات بدلکاری انجام داده بود که اصلا نیازی به آن نبود. تا امروز این حیرت‌انگیز‌ترین صحنه‌ای است که من از یک بازیگر دیده‌ام. از اینها گذشته، من به عنوان یک دوست از او شناخت دارم. او به لحاظ فیزیکی و بدنی قدرت غیر قابل باوری دارد و بسیار چالاک و فرز است. بنابراین من با شناختی که از او داشتم می‌دانستم که به راحتی از پس کار برمی‌آید و وقتی فهمید که دیگران فکر می‌کردند او از پس نقشش در فیلم مردان ایکس بر نمی‌آید، هیجان زده می‌شد. لیو از طرفی ذاتا اهل رقابت است. اگر من مرغ آب پز و سبزیجات می‌خوردم او هم مرغ آب پز و سبزیجات می‌خورد. وقتی داشتیم با هم وزنه می‌زدیم او همیشه می‌گفت: نه، من نمی‌توانم این وزنه را بلند کنم، ولی بعد آن را بلند می‌کرد! در صحنه‌هایی که با هم مبارزه می‌کردیم حسابی به جان هم می‌افتادیم. به نظر من هیچ کس بهتر از انگلیسی‌ها نمی‌داند چگونه باید نقش یک موجود شرور را بازی کند، شما انگلیسی‌ها بهترین شخصیت‌های منفی تاریخ سینما را خلق کرده‌اید و به نظر من، لیو به خوبی این موضوع را درک می‌کند.

در این فیلم بازیگران فرق کرده بودند و من حدود دو ماه طول کشید تا توانستم با این موضوع کنار بیایم که هالی بری در این فیلم حضور ندارد. این فیلم از خیلی جهات با فیلم‌های قبلی فرق می‌کرد. چون من تهیه کننده این فیلم هم بودم، و آنقدر درگیر انتخاب بازیگر بودم که وقتی داشتیم فیلمبرداری می‌کردیم برعکس خیلی از فیلم‌های دیگرم، احساس صمیمیت و نزدیکی خاصی با اعضای گروه می‌کردم. در موقع فیلمبرداری هیجان زیادی داشتم. من در سه فیلم قبلی مردان ایکس، نقش شخصیتی را بازی کردم که هیچ چیزی از گذشته خود نمی‌دانست؛ نمی‌دانست چند سالش است، کجا هست یا چه اتفاقی برایش افتاده. او احتمالا شخصیت منفی هم داشت. این که خانه‌های خالی را پر کنی و فیلمی بسازی که درباره آن خانه‌های خالی باشد، کار بسیار سختی بود. حضور کارگردانی مثل گاوین هم مزایای خاص خودش را داشت، برای من محرز بود که او کارگردان بسیار مناسبی برای این فیلم است. ما در اینجا با داستانی طرف بودیم که از میان تعداد زیادی شخصیت باید به یک شخصیت می‌رسیدیم و گاوین بلد است قصه خود را چگونه تعریف کند و چگونه فراز و نشیب عاطفی شخصیت‌های خود را نشان بدهد و در عین حال اندازه فیلم را نیز در کنترل خود بگیرد. او خوب من را به جلو هل می‌داد. می‌توانم تصور کنم که بعضی از کارگردان‌ها وقتی دارند با بازیگری کار می‌کنند که قبلا سه بار در یک نقش بازی کرده، برایشان سخت است به آن بازیگر بگویند که شاید چیز بیشتری از او راجع به آن شخصیت می‌دانند. ولی گاوین این کار را می‌کرد و این چیزی بود که من می‌خواستم.

بازیگر همیشه میل دارد کار متفاوتی ارائه بدهد و من و گاوین از همان اول راجع به این قضیه صحبت کردیم. بعضی‌ها می‌پرسیدند این فیلم درباره چیست. آیا این فیلم یک اثر تقلیدی است؟ نه، نیست. آیا این فیلم در واقع مردان ایکس 4 است؟ این فیلم چیست؟ می‌دانستم انتظارات از این فیلم خیلی بالا است و این که ما باید از هر نظر به ورای این وضعیت برویم؛ مثلا، من باید به اعماق عواطف شخصیت و طنز و قسمت‌های اکشن فیلم بروم. یعنی ما از هر نظر باید فراتر از انتظارات مردم باشیم. من به لحاظ فیزیکی و بدنی نظرم این بود که جنبه بصری قضیه را پر رنگ‌تر کنیم، یعنی جنبه حیوانی شخصیت وول ورین را بیشتر نشان بدهیم. به نظر من سبک و شیوه کار همین است. فیلمساز می‌خواهد که جلوه‌های ویژه و بصری فیلمش بهتر از قبل باشد. این شاید یک جور بلند پروازی کورکورانه باشد.

لو رفتن فیلم

وقتی نسخه ناقص فیلم در اینترنت درز کرد خیلی ناراحت کننده بود. تمام دست‌اندرکاران این فیلم بشدت روی آن کار کرده بودند. گاوین شب‌های زیادی را نخوابید تا بتواند ساخت فیلم را به پایان برساند. فیلمی که در اینترنت درز کرد مربوط به یک ماه قبل‌تر بود؛ مثل یک اتومبیل سرعتی بدون موتور بود! ولی بعد جامعه اینترنتی تظاهرات گسترده‌ای بر ضد این کار راه انداخت که بسیار دلگرم کننده بود. طرفداران هم در این زمینه فعال بودند. ما الان دیگر این مسأله را پشت سر گذاشته‌ایم و من خیلی خوشحالم که فیلم به اکران عمومی رسید.

من مطمئنم علاقه‌مندان فیلم دوست دارند فیلم مردان ایکس را در سالن سینما تماشا کنند. اصلا این فیلم برای پرده بزرگ ساخته شده است.

منبع :گاردین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها