بسیاری از منتقدان معتقدند عکس باید کارکرد داشته باشد. این که کارکرد عکس اجتماعی را در چه راستایی تعریف میکنند حرفی از جنس دیگر است، اما آنچه بیش از هر چیزی در این نمایشگاه به چشم میآید، همین شباهتهاست. اینکه مردمان جهان گرچه از هم جدا زندگی میکنند، اما زندگی شبیه به هم دارند که نشاندهنده نزدیکی آنهاست.
در تعریفی کوتاه میتوان این نکته را متذکر شد که نمایشگاه دونگاه: گیلان پیرنه در واقع مانیفیستی در این زمینه است که هنرمندان برای به تصویر کشیدن زندگی ساده و بیآلایش روستایی در 2 نقطه از این کره خاکی به تصویر کشیدهاند.
بهتر است در زمینه کارکرد عکسهای اجتماعی این نکته را نیز از خاطر نبریم که عکسهای اجتماعی کارکرد فراوانی در حفظ خردهفرهنگها دارند و این خردهفرهنگها هستند که در نهایت فرهنگها را تشیکل میدهند و این مهم فعالیتهای عکاسان فعال در این حوزه را مهمتر جلوه میدهد.
در نگاهی کوتاهتر، به عقیده برگزارکنندگان این نمایشگاه هویت بخشی دوباره به فرهنگهای بومی از جمله اهداف مشترک برگزارکنندگان است تا این نمایشگاه، نگاهی واحد باشد به بخشی از زندگی روزمره سنتی روستایی در حوزه مردمشناسی، هنر و معماری که در روستاهای گیلان در خاورمیانه و همچنین در پیرنه در قلب فرانسه نمود پیدا کرده است.
دکتر محمد طالقانی، رئیس نخستین موزه روستای ایران است که در گیلان برپا شده و او یکی از پایههای اصلی برگزاری این نمایشگاه به شمار میرود.
او درباره لزوم برگزاری این نمایشگاه میگوید: ایران و فرانسه شباهتهای بسیاری در مورد مردمشناسی با یکدیگر دارند و این مساله را بخوبی میتوان در مقایسه تقابلی عکسهای این نمایشگاه مشاهده کرد.
او از میراث معنوی سخن میگوید که باید با برپایی این نمایشگاه به دیگران یادآور شویم. او میگوید: شناساندن جلوههای میراث معنوی به علاقهمندان و نسل جدید 2 کشور از جمله مهمترین اهداف برگزاری این نمایشگاه است، زیرا استانهای گیلان در ایران و همچنین پیرنه در فرانسه دارای شباهتهای بسیاری به لحاظ ظاهری و بافت روستایی و جامعهشناسی است که میتوان به ایجاد اسناد معتبر مردمشناسی پس از برگزاری این نمایشگاه بسیار امیدوار بود.
شیوه زندگی، آداب و سنن هر یک از حوزههای فرهنگی گیلان، کاربری بخشهای گوناگون هر بنا، ابزار و اثاثیه و دیگر ملزومات زندگی روستایی، روش سنتی زراعت، باغداری، پرورش دام، طیور، نوغانداری و... مواردی است که در عکسهای مستندنگارانهای که از این موزه به امانت گرفته شدهاند به نمایش درآمدهاند.
صدای عکسهای مرد فرانسوی
پیر دوفور، عکاس معروفی در فرانسه است که بسیاری از هنردوستان معتبر جهان او را به عنوان یک عکاس معتبر مستند اجتماعی میشناسند؛ عکاسی که بسیاری از عکسهای مردمشناسانه وی اکنون به عنوان اسناد معتبر مردمشناسی در موزههای فرانسوی و کشورهای دیگر نگهداری میشود.
این هنرمند عکسهایش که اکنون در خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمده است، در مدت 30 سال از ارتفاعات پیرنه فرانسه گرفته و معتقد است مجموعهای کامل از عکسهای مردمشناسی را از زندگی مردم این منطقه به نمایش گذاشته است.
او درباره آثارش که در این نمایشگاه به نمایش درآمده است، میگوید: مردم این منطقه به لحاظ روحی بسیار قوی هستند و حاصل تلاش و کوششان سرزمین بسیار زیبایی را در این ارتفاعات به وجود آورده است که این زیبایی نتیجه خواست اهالی این منطقه است. شما عکسهایی را در این نمایشگاه میبینید از یک عصر سپری شده و مردمانی که دیگر همهشان در آن منطقه نیستند، اما ریشه این مردمان همواره در منطقه پیرنه زنده است. به قول یکی از عکاسان مشهور فرانسوی یک عکس، یک صدای آرام نیست و اگر خوب ساخته شده باشد ممکن است صدایش را به جایی برساند و امیدوارم عکسهایم با قلب شما سخن بگویند.
شباهتهای رفتاری مردمان 2 قاره
عکسهایی که در قالب عکسهای مردمشناسی در حوزه عکسهای مستند اجتماعی گرفته میشوند، بیش از هر چیز باید به نکته مردمشناسانه توجه داشته باشند و این یعنی همان چیزی که قرار بوده در این نمایشگاه از عکسهایی که از گیلان به تصویر کشیده شده است نیز رعایت شود.
محمد طالقانی درخصوص این تصاویر که بسیاری از آنها در موزه روستایی گیلان به نمایش درآمده است، میگوید: این آثار که در مجموع 20 قطعه عکس از عکاس فرانسوی و 25 قطعه عکس از دو هنرمند ایرانی است که در واقع در 3 قسمت به نمایش درآمدهاند که بخش نخست عکسهای پیرنه در 30 سال گذشته است و دو بخش دیگر عکسهای قدیمی شهر گیلان است که در کنار عکسهای معاصر از روستاهای این استان به نمایش گذارده شدهاند.
وی درباره وجه تمایز این آثار با آثاری دیگر از این دست میگوید: علیرغم سیاهنماییهایی که از کشور ما در جهان وجود دارد برپایی این نمایشگاه بخوبی نشاندهنده شباهتهای زندگی مردمان این دو منطقه جغرافیایی دنیا با یکدیگر است.
وی ادامه میدهد من به عنوان کسی که موسس و بنیانگذار این موزه روستایی هستم، میخواستم به این موضوع تاکید کنم که گرچه فرهنگها در این دو نقطه از دنیا با یکدیگر تفاوتهای بسیاری دارند، اما شباهتهای زیادی هم در نوع زندگیشان وجود دارد.
امیر انوشفر، عکاس ایرانی که در فرانسه زندگی میکند و تعدادی از عکسهای به نمایش در آمده از گیلان نیز متعلق به اوست، درباره برگزاری این نمایشگاه میگوید: حرفه اصلی من معماری است و عکسهای من از گیلان همگی مربوط به دهه 70 میلادی است که سعی کردهام در این نمایشگاه نگاه جدیدی به معماری گیلان در آن دوره داشته باشم.
شاخصههای عکسهای مستند اجتماعی
عکسهای دیگری از گیلان که از موزه روستایی گیلان انتخاب شدهاند نیز متعلق به علی استفادهجو است. او این عکسها را در مدت 5 سال که با موزه روستایی گیلان همکاری کرده، خلق نموده است.
آثار به نمایش درآمده از این هنرمند در این نمایشگاه گرچه کمی از شاخصههای مدرن عکاسی مستند اجتماعی فاصله دارد، اما بخوبی نشاندهنده نوع زندگی مردمان گیلان در حال حاضر است. تماشای این نمایشگاه از آن رو میتواند قابل توجه و درنگ باشد که سیر تحول زندگی روستایی مردمان گیلان را بخوبی میتوان در این نمایشگاه مشاهده کرد. به عنوان مثال معماری روستایی گیلان به سبب تنوع اقلیمی (ییلاقی، کوهپایهای، جنگلی، جلگهای)، رنگارنگی فرهنگی و همزیستی اقوام گوناگون (گیلک، تالش، ترک، گالش، کرد) و جلوههای متنوع، با طبیعت مناطق و نیازهای ساکنان آن، هماهنگ است. شناسایی و شناساندن دانش نانوشته و رمز و رازهای ناگفته انواع این معماری نشان خواهد داد که ساکنان روستاهای گیلان در طول تاریخ چگونه اهل سرزمین خود بودهاند. یا آنکه سفره گیلانی، هماهنگ با طبیعت آن، سرسبز، متنوع و انباشته از محصولات کشاورزی، فرآوردههای دامی و... است. برنج غذای اصلی گیلانیان است، اما در کنار آن انواع سبزی، تخممرغ، لبنیات، گوشت پرندگان شکاری، انواع ماهیان رودخانه ای و دریایی و... سفره گیلانی را پربار میکند. نان نیز اگر چه غذای دوم مردم گیلان است، در مناطق مختلف با ترکیبات گوناگونی از قبیل آرد گندم، آرد برنج، تخممرغ، کدو، شیر، شکر و دیگر افزودنیهای طبیعی، گونههای فراوان دارد.
همه اینها مواردی است که میتواند به عنوان اسناد مردمشناسانه که از سوی هنرمندان عکاس خلق میشود مورد توجه قرار گیرد.
موزه روستایی گیلان کجاست؟
موزه میراث روستایی گیلان اولین اکو موزهای است که در رابطه با معرفی تاریخچه و نوع فرهنگ و زندگی مردم در فضای باز ایجاد شده است. در این موزه معیشت، کار، مسکن، صنایعدستی و انواع فضاهایی که در یک حوزه خانوادگی وجود دارد، بازسازی شده و به نمایش در آمده است.
این موزه در زمینی به مساحت حدود 260 هکتار در پارک جنگلی سراوان، واقع در کیلومتر 18 جاده رشت تهران در دست اجراست. فاز مطالعات مقدماتی آن از اوایل سال 1381 آغاز شد. در اردیبهشت 1384 اولین کارگاه این طرح (حوزه فرهنگی و معماری جلگه شرق سپیدرود) راهاندازی شد.
برپایه مطالعات مردمشناسی و معماری 9 حوزه فرهنگی و معماری در گیلان شناسایی و برای هر یک از آنها مکان ویژهای در محل موزه در نظر گرفته شده است. تاکنون 6 مجموعه مسکونی شامل 27 سازه مربوط به حوزه فرهنگی و معماری جلگه شرق سپیدرود و 4 مجموعه مسکونی شامل 14 سازه مربوط به حوزه فرهنگی و معماری جلگه مرکزی گیلان در محل موزه بازسازی شده است.
در طراحی سایت محلهای جداگانه برای نمایشها و بازیهای سنتی، پرورش گیاهان دارویی و درختان بومی، بازار روز، کارگاه صنایعدستی، مزارع برنج و باغات چای، معماری روستایی ملل، پارک بازی کودکان، چایخانهها و رستورانهای سنتی، اردوگاه تفریحی و پژوهشکده معماری و مردمشناسی در نظر گرفته شده است.
مهدی نورعلیشاهی








