آنان پابرهنه هستند، به تیمهای 4 نفره تقسیم میشوند و به طور گردشی شروع به بازی میکنند. بازی هر جا که ممکن باشد شکل میگیرد. بازیکنان به سوی دروازههایی که با قوطی خالی نوشابه یا پاره آجر درست شده است، شوت میکنند. بزرگترها در محوطه پارکینگها و مردان بالغ شبها در خیابانهای آسفالته روبهروی مساجد و با توپهای بادی بازی میکنند.
در پادگان احداث شده بر تپهای مشرف به شهر دو سرباز با لباسهای نظامی خود مشغول پاسکاری توپی هستند. یکی از آنها در حالی که عرق پیشانی را با دستاری خشک میکند ، میگوید: اگر یک چیز باشد که همه مردم عراق دوستش داشته باشند، فوتبال است. با خنده و در حالی که توپ را به همقطارانش پاس میدهد، میافزاید: در فوتبال پیر و جوان، شیعه و سنی، کرد و عرب و ترکمن معنا ندارد.
کودکان و نوجوانان در حاشیه میادین، جایی که دستفروشها مشغول عرضه گوجهفرنگی، هندوانه و سبزیجات هستند به بازی میپردازند. در کنار این دستفروشها عدهای عکس بازیکنان مشهور فوتبال چون کاکا، کریستین رونالدو و لیونل مسی که جملگی محبوب عراقیها هستند را میفروشند.
لباسهای ورزشی مشابه لباس تیمهایی چون آث میلان، آرسنال، رئال مادرید و چلسی به وفور عرضه میشود. لباس زردرنگ تیم محلی فوتبال اربیل هم طرفداران خاص خود را دارد.
تیم فوتبال اربیل با وجود حال و هوای جنگی عراق طی 2 سال گذشته جام قهرمانی لیگ برتر فوتبال این کشور را از آن خود کرده است. درست در حالی که بازسازی زیرساختها ادامه دارد هنوز هم امکان دارد در هر لحظه بمبی در گوشه و کنار شهر منجر شود، شورشیان دست به ترور افراد بزنند و مردم را به طمع اخاذی بربایند. اینها در کنار حملات انتحاری به اجزایی لاینفک از زندگی مردم عراق تبدیل شدهاند اما مردم باز هم به فوتبال عشق میورزند.
فوتبال تنها عنصر مشترک برای پیوند دادن جامعهای چند پاره نیست. تیم ملی فوتبال عراق به نماد غرور ملی وحدت جامعهای تبدیل شده که به واسطه فراگیر شدن خشونت اخلاقیات را گم کرده است.
هر بار که این تیم میبرد به بازسازی دور نمای آیندهای مملو از صلح که حاکمیت دیکتاتوری صدام در نابودی آن نقش داشت و ایالاتمتحده به عنوان نیروی اشغالگر از ترسیم آن ناتوان بود، کمک میکند.
وقتی عراق در اواسط ماه ژوئن [همین روزها] در جام کنفدراسیونها به مصاف آفریقایجنوبی به عنوان میزبان بازیها، اسپانیا به عنوان قهرمان اروپا و نیوزیلند میرود 5 تن از بازیکنان تیم اربیل در ترکیب تیم ملی جای خواهند داشت.
27 تیم در لیگ برتر عراق حضور دارند که به 2 دسته شمالی، جنوبی تقسیم شدهاند. برندگان هر گروه برای قهرمانی در فینال به مصاف هم میروند.
شهرهایی در عراق هستند که بازی در آنها به غایت خطرناک است. تیم فوتبال موصل در رقابتهای لیگ برتر امسال شرکت نکرد چون مدیران این باشگاه احساس میکردند جان بازیکنانشان در خطر است. در ماه مارس فورواردی در شهر حله با شلیک مستقیم گلوله به سرش کشته شد. مهاجمان در ماه فوریه یکی از بازیکنان تیم کرکوک را به قتل رساندند. مردان مهاجم نقابدار مدتی قبل به محل تمرین تیم رمادی رفتند و 2 تن از بازیکنان حاضر در زمین را به قتل رساندند.
تیم اربیل هیچگاه بدون یگانی از محافظان به بغداد، سامرا، رمادی و بصره سفر نمیکند. دو نفربر هاموی هریک حامل 4 سرباز پیشاپیش اتوبوس حامل بازیکنان حرکت میکند و 2 زرهپوش نیز از پس میآید. 10 سرباز از هتل محل اقامت تیم و زمینی که در آن به تمرین میپردازد، محافظت میکند.
اربیل که به فاصله 100 کیلومتری شمال کرکوک قرار گرفته است شهری امن تلقی میشود. در وقفه میان دو بازی هواداران آواز میخوانند و شادمانی میکنند. سرهنگ محسن، دروازهبان این تیم، محبوب عراقیهاست.
هوادارانش او را وحشی و اولیورکان کردستان میخوانند که البته او عنوان دوم را ترجیح میدهد. محسن 23 ساله آرزو دارد روزی بتواند در خارج از عراق و در فضایی عاری از نفرت بازی کند. او همین اواخر پیشنهاد یکی از تیمهای ایران را رد کرد و با یافتن مدیر برنامهای برای خود امیدوار است روزی در یکی از باشگاههای اروپایی توپ بزند یا بهتر است بگوییم توپ بگیرد.
شکنجه و شوک الکتریکی
2 سال پیش بود که مردی غریبه در یک رستوران به محسن نزیک شد و به او گفت اگر میخواهد از عراق خارج شود، میتواند روی کمکش حساب کند. غریبه مردی عراقی بود که همسری اتریشی داشت، در این کشور زندگی میکرد و ادعا داشت آشناهای متنفذ زیادی در اتریش دارد.
محسن رونوشتی از گذرنامهاش را به مرد غریبه داد و قراردادی با او به امضا رساند که بر اساس آن مرد غریبه در صورت انتقال محسن به خارج 10 درصد قراردادهای او را اخذ میکرد. محسن اطلاعات زیادی در مورد اتریش نداشت و فقط این را میدانست که تیمهای اتریشی به خوبی تیمهای اسپانیایی نیستند.
با این حال پس از امضای این قرارداد دیگر از غریبه خبری نشد. به گفته محسن بازیکنان عراقی با همه مشکلاتی که امروز دارند وضعشان به مراتب بهتر از دوران حاکمیت صدام است. هاشم، مربی تیم اربیل برای عراقیها به یک افسانه میماند. او به مدت 12 سال و تا سال 1998 دروازهبان تیم ملی عراق بود.
در آن زمان عدی، پسر بزرگ صدام دبیر فدراسیون فوتبال عراق و مدیر تیم ملی فوتبال این کشور بود. او تعریف جدیدی برای بد بازی کردن ارائه داد. او بازیکنان را در صورت انجام خطاهایی چون دادن پاس اشتباه و نرسیدن به توپ ارسالی دیگران شکنجه میکرد.
در برابر شورشیها
با تاریک شدن هوا، گرما هم اندک اندک جای خود را به خنکای شامگاهی میدهد و مسابقات در حال انجام در خیابانها، پارکینگها و سایر اماکن متوقف میشوند.
کودکان در پیادهروها نشستهاند و با کارتهای حاوی تصاویر بازیکنان مشهور فوتبال بازی میکنند. مردان میانسال در قهوهخانهها و کافیشاپها در حال تماشای بازی فوتبال و گپ زدن هستند. تلویزیون بازی بارسلونا و رئال را نشان میدهد. یک روز بعد وزارت کشور از کشف گوری جمعی خبر میدهد که بقایای اسکلت 100 تن از جمله تعدادی زن و کودک در آن است.
گویی جنگ و فوتبال با هم سرسازگاری ندارند و نمیتوان این دو را یکجا جمع کرد. تیم ملی فوتبال عراق طی 7 سال 6 مربی معرفی کرده و همین مساله بر کیفیت لیگ داخلی هم تاثیر گذاشته است. آخرین رئیس فدراسیون فوتبال به دلیل فساد مالی، رشوهخواری و تبانی تحت تعقیب پلیس است و به نظر میرسد به خارج گریخته است.
با وجود همه مشکلات وقتی تیم ملی عراق خوب بازی میکند مردم همه چیز را بهتر و بانشاطتر میبینند. در چنین روزهایی بازیکنان تیم ملی در برابر هرجومرج قد علم میکنند تا روحیه را به جامعه عراق تزریق کنند.
منبع: کریستین سانیس مانیتور
مترجم: رضا سادات