محمدرضا هدایتی بازیگر سریال «لطفا دور نزنید»

نقش‌هایم را به زندگی شخصی‌ام راه نمی‌دهم

محمدرضا هدایتی را برای اولین بار با یکی از برنامه‌های مهران مدیری به نام «ببخشید شما» در تلویزیون دیدیم، اما شهرت او بیشتر به نقش «طغرل» در شب‌های برره برمی‌گردد و مخاطبان او را بیشتر در نقش پیرمرد بداخلاقی دیده‌اند که در عین حال دلنشین و دوست‌داشتنی بود.
کد خبر: ۲۵۹۳۸۴

او از آن دست بازیگران طنازی است که خودش چندان نمی‌خندد و خیلی جدی است. اگرچه بیشتر بازی‌های او در تلویزیون در ژانر طنز بود، اما او به کار جدی در سینما علاقه بیشتری دارد و این با خصوصیات شخصیتی وی نیز همسوتر است.

او 11 سال در تئاتر نقش‌های جدی را بازی کرده است و بتازگی نیز در سریالی از جعفری جوزانی به نام «در چشم باد» نقش جدی و متفاوتی از خود ارائه داده است.

این روزها مخاطبان تهرانی در شبکه پنج او را در نقش «اصغر باغ‌آبادی» که یک پیک موتوری است در سریال «لطفا دور نزنیم» به کارگردانی مهدی مظلومی می‌بینند. به این بهانه با وی درباره این نقش و بازیگری طنز در سینما و تلویزیون به گفتگو نشستیم که می‌خوانید.

به نظر می‌رسد نقش اصغر در لطفا دور نزنیم نسبت به کاراکترهای شما در گذشته در همین ژانر طنز متفاوت است دست‌کم به این دلیل که نقش‌های قبلی بیشتر تیپ‌سازی بود و این کاراکتر به شخصیت نزدیک است. شما هم این تفاوت را احساس می‌کنید؟

قطعا این به خود داستان برمی‌گردد. کارهایی که شما از من دیدید بیشتربه کارهای آقای مدیری مربوط است که دارای ویژگی‌های فانتزی است. کارهای فانتزی شرایط آسان‌تری برای تیپ‌سازی است و بیننده هم شکل فانتزی نقش را می‌پذیرد و با آن ارتباط برقرار می‌کند، اما در کارهایی که ساختاری رئالیستی دارد، دیگر تیپ‌سازی جواب نمی‌دهد و یک وصله ناجور نسبت به آن خواهد شد.

این سریال اگرچه طنز است، اما شکل رئالیستی دارد و من نمی‌توانستم در آن تیپ‌سازی کنم. به هر حال در تیپ یک نوع غلو وجود دارد که متناسب با کار رئالیستی نیست. لذا من باید شخصیتی طبیعی‌تر و ملموس‌تر را بازی می‌کردم که ارتباطی منطقی با روایت و شکل داستان داشته باشد و این تفاوتی را که به آن اشاره کردید به همین دلیل اتفاق افتاده است.

برای خود شما بازیگری در کدام یک از اینها یعنی تیپ یا شخصیت، راحت‌تر و جذاب‌تر است؟

من به تجربه هر دو شکل بازیگری و نوع نقش‌آفرینی علاقه دارم چون هر کدامشان یک امتیاز و تجربه ویژه برای بازیگر دارد. در این حال باید بگویم تیپ‌سازی خیلی سخت‌تر است و انرژی بیشتری می‌برد، اما کار کردنش راحت‌تر است. یعنی این که شما باید بگردی و تیپی بسازی که تا حالا مشابه آن اجرا نشده باشد یا خودتان قبلا آن را کار نکرده باشید، اما وقتی تیپ ساخته شد، اجرایش دیگر راحت است. در بازی‌های شخصیت محور، باید مابه‌ازای آن را در جامعه اما پیدا کنید و زمانی که موفق می‌شوید، آن گاه باورپذیری آن برای مخاطب نیز راحت‌تر صورت می‌گیرد.

آیا اصغر در لطفا دور نزنید برای شما مابه‌ازای بیرونی داشته است و خودتان چنین آدم‌هایی را از نزدیک تجربه کرده‌اید؟

بله شاید برایتان جالب باشد که من به مدت 2 سال و نیم در یک کتابفروشی کار می‌کردم و یک همکاری داشتم که اخلاقش خیلی شبیه اصغر باغ‌آبادی بود. نه این که من الان دارم مثل اون بازی می‌کنم و ادایش را درمی‌آورم. این فرد اصلا تیپ و صدای دیگری داشت منتها سادگی‌اش مثل همین اصغر باغ‌آبادی بود؛ یعنی ممکن بود راحت گول بخورد، ولی همین ساده بودنش موجب می‌شد مثلا اگر برای وی توطئه بچینند، خنثی شود. وقتی فیلمنامه را خواندم و با شخصیت اصغر آشنا شدم ناخودآگاه یاد این همکارم افتادم و این یک شانس خوب برای من بود.

چه شانسی؟

یعنی خیلی نگشتم تا ما به ازای آن را در جامعه پیدا کنم و با خواندن فیلمنامه، سریع تصویر این شخص در ذهنم آمد و به من در ایفای نقش کمک کرد.

به نظرم این تیپ از آدم‌ها در جامعه امروزی خیلی کم پیدا می‌شود و باید قدر آنها را دانست.

کاملا با نظر شما موافقم. به نظرم باید وجود این آدم‌ها را غنیمت دانست و از سادگی و صداقت آنها درس گرفت و نباید از این آدم‌ها سوءاستفاده کرد.

من احساس می‌کنم که اصغر به شخصیت خودتان هم شباهت دارد نه از لحاظ سادگی بلکه از منظر آرام و درونگرا بودن. شما از معدود بازیگران طنزی هستید که میان شخصیت واقعی‌تان و نقش‌هایی که ایفا می‌کنید یک نسبت پارادوکسیکال دارید یعنی برخلاف نقش‌های طنزی که بازی می‌کنید خودتان آدم جدی هستید و حتی در پشت صحنه‌هایی که از شما می‌بینیم کمتر پیش آمده که خودتان بخندید که مثل همکاران دیگرتان مثل رضا شفیعی‌‌جم یا جواد رضویان شوخ‌طبع نیستید. در واقع می‌خواهم بگویم شما آدم خیلی جدی هستید که نقش‌های طنز بازی می‌کند؟

قبول دارم. ببینید بازیگری برای من یعنی خلاقیت به این معنی که چیزی را خلق کرده باشید. اگر بخواهید خود را تکرار بکنید چیزی را خلق نکردید ممکن است یک سری از خصوصیت‌های شما در نقش باشد، ولی این که بخواهید مشابه خود را تکرار کنید این اصلا بازیگری نیست. این می‌شود کارمند بازیگری بودن مثل این که یک مجسمه‌ساز بیاید صدتا مجسمه عین هم بسازد خوب معلوم است که خلاقیتی در آن نیست و صرفا برای فروش این کار را می‌کند. بازیگری برای من یعنی هر نقشی که به من می‌دهند بشینم و آن را بسازم. این که می‌بینید نقش‌های من با شخصیت واقعی من خیلی فرق می‌کند برای این است که من اصرار دارم به این‌که خودم نباشم.

فکر می‌کنم بازی‌های شما در قالب کاراکتر طنز بیشتر به این موضوع دامن زده است.

واقعیتش این است که خودم هم فکرش را نمی‌کردم و انتظارش را نداشتم که وارد فضای طنز شوم چون همیشه فکر می‌کردم که به درد کار طنز نمی‌خورم و به بازیگری بیشتر به عنوان یک حرفه چالش‌برانگیز نگاه می‌کردم. ورود من به طنز در واقع از سر انتخاب نبود و خیلی اتفاقی صورت گرفت چون من سال‌ها کار تئاتر می‌کردم که هیچ کدام کار کمدی نبود و اصلا این توان را در خودم نمی‌دیدم. البته اگر نقش کمدی به من می‌دادند به عنوان یک بازیگر موظف بودم که آن نقش را بازی کنم. من حرف شما را قبول دارم که نسبت به بازیگران کمدی دیگر یک ضعفی دارم که خودم آدم طنازی نیستم.

البته من این را ضعف نمی‌دانم و چه‌بسا این یک نقطه قوت باشد که بازیگری که خودش آدم جدی است این توانایی را دارد که نقش کمیک بازی کند.

منظورم این است که چهره من یک چهره جدی است که به درد کار طنز نمی‌خورد برای همین سعی کردم یک تیپ کمیک از خودم خلق کنم. در واقع ذات بازیگری برای من جالب است که طنز بودن را نه به خاطر خصلت‌های شخصی خودم که به واسطه مهارت بازیگری خلق کنم.

شما اولین کارتان و ورود به عرصه طنز را با مهران مدیری شروع کردید یا پیش از آن هم تجربه کار طنز داشتید؟

نه من با مهران مدیری در مجموعه طنز «ببخشید شما» وارد کار طنز شدم یعنی دقیقا 10 سال پیش بود.

آقای مدیری از قبل شما را می‌شناخت و به توانایی شما در کار طنز آگاه بود؟

نه آقای مدیری من را نمی‌شناخت. من از طریق سروش صحت به ایشان معرفی شدم و سروش نمی‌دانست من کار کمدی هم می‌توانم بازی کنم. فقط می‌دانست من کار تئاتر می‌کنم و به عنوان بازیگر، نه بازیگر کمدی، به ایشان معرفی کرد.

آقای هدایتی! بسیاری از همقطاران شما در کار طنز مثل آقایان رضویان و شفیعی‌جم وارد سینما هم شدند و خیلی از نقش‌هایی را که در تلویزیون داشتند در سینما هم ایفا کردند، ولی شما این روند را طی نکردید. علت این مساله چه بوده است؟

در کمدی باید مولفه‌هایی را رعایت کنید تا مخاطب را صرفا بخندانید، اما طنز یک زبان درونی دارد که در عین خنداندن، مخاطب را به تفکر نیز وا می‌دارد

علت اصلی‌اش این بوده که پیشنهاد نداشتم. سینما خیلی متفاوت از تلویزیون است چرا که باید مخاطب را پای گیشه بکشانید و این قدرت خاصی می‌خواهد. هر کسی نمی‌تواند پول وارد سینما بکند. خوب من هم در نقش‌هایی که در کارهای آقای مدیری داشتم کاراکتر کمیک مطلق نبوده و بیشتر شرایط و بستر را برای کارهای کمدی دیگران فراهم می‌کرده است. مثلا همیشه یک پیرمرد خشن و بد اخلاق بوده است. در واقع نقش‌های مکمل بوده که چندان به درد سینما نمی‌خورده است.

اتفاقا خیلی از نقش‌هایی که رضویان و شفیعی جم در سینما داشته‌اند هم تلویزیونی بوده و به درد سینما نمی‌خورده است.

دقیقا همین‌طور است. یعنی بیشتر از همان تیپ‌های تلویزیونی بوده است به خاطر این‌که من فکر می‌کنم چیزی به اسم سینمای کمدی نداریم. هرچند وقت یکبار فیلمی ساخته می‌شود و از برخی بازیگران طنزی که در تلویزیون شناخته شده‌اند، استفاده می‌شود. در واقع ما سینمای مستقل کمدی نداریم که شاهکاری مثل اجاره‌نشین‌ها در آن ساخته شود. برای همین از محبوبیت بازیگران تلویزیون استفاده می‌شود. در صورتی که اگر یک سینمای مستقل کمدی و یک مغز متفکر طنز داشته باشیم، من خیلی می‌توانم پرکار باشم. خوشبختانه من این شانس را داشته‌ام که در کارهای طنز همواره با گریم سنگین ظاهر شده‌ام و چهره واقعیم برای مخاطب چندان شناخته نشده و آشنا نیست. لذا این فرصت را دارم که در سینما نقش‌های جدی ایفا کنم.

پس با خود سینما و بازی در آن مشکلی ندارید؟

برعکس. آرمان من همیشه سینما بوده است. سینما جنسش نگاتیو و فیلم است و بازیگر را جاودانه می‌کند.

با توجه به این‌که تجربه تئاتر هم دارید، سینما را ترجیح می‌دهید؟

بشدت سینما را دوست دارم و تعارف نمی‌کنم. من 15 سال تئاتر کار کردم و خیلی هم از آن لذت بردم ولی ایده‌آل من سینماست، چون آدم را جاودانه می‌کند. مثلا من نقش‌های زیادی برای تلویزیون بازی کرده‌ام، اما کسی نمی‌تواند به آن مراجعه کند. ولی دایی جان ناپلئون همیشه قابل مراجعه است. در واقع نسل‌های بعدی دیگر شب‌های برره و طغرل را به یاد نخواهند داشت، اما نقش‌های سینمایی ماندگار خواهند شد.

در سینما به ایفای نقش‌های جدی هم علاقه دارید؟

خیلی زیاد حتی بیشتر از کارهای طنز ولی متاسفانه پیشنهادی در این باره نداشتم به جز از طرف آقای جوزانی که در سریال در چشم باد ایشان ایفاگر یک نقش جدی بودم.

در واقع اگر از ابتدا پیشنهاد کار جدی داشتید، شاید کار طنز نمی‌کردید؟

تقریبا همین‌طور است. در واقع بازیگری طنز انتخاب من نبوده است و اساسا در بازیگری فرد انتخاب می‌شود و شغل بودن این هنر در بسیاری از مواقع حق انتخاب را از فرد می‌گیرد.

شما معتقدید که سینمای طنز نداریم. پس این همه آثاری که طی سال‌های اخیر در این ژانر ساخته شده را چگونه باید ارزیابی کرد ؟

ببینید آنچه ما بیشتر در این حوزه می‌بینیم، فیلم‌های کمدی است نه یک طنز فاخر. در کمدی باید یکسری مولفه‌هایی را رعایت کنید تا مخاطب را صرفا بخندانید، اما طنز یک زبان درونی دارد که در عین خنداندن مخاطب را به تفکر نیز وا می‌دارد. به نظر من ضعف عمده ما در این حوزه بیشتر ضعف نویسندگی و فیلمنامه است که در کارهای جدی هم این مشکل وجود دارد. ضمن این‌که در کمدی خط قرمزهای زیادی در کشور داریم که محدودیت‌های زیادی برای این ژانر به وجود می‌آورد مثلا با هر کس یا هر شغلی نمی‌توان شوخی کرد. یعنی باید دنبال موضوعی بگردیم که نه خط قرمز داشته باشد و نه به مخاطب بربخورد. ضمن این‌که مخاطب را هم بخنداند و این کار را دشوار می‌کند و به رندی خاصی محتاج است. به طور کلی من معتقدم خنداندن مخاطبان ایرانی خیلی دشوارتر از گریاندن آنهاست.

سریال لطفا دور نزنیم یک طنز موقعیت است که با کارهای فانتزی مهران مدیری متفاوت است. برای خود شما بازیگری در طنزهای فانتزی و تیپیک جذاب تر است یا طنز موقعیت؟

من به هر دو شیوه کار علاقه دارم چون هر کدام از اینها تجربیات ارزشمندی برای یک بازیگر در پی دارد و قطعا به رشد و افزایش توانایی وی در موقعیت‌های مختلف بازیگری کمک می‌کند.

معمولا تیپ‌هایی را که بازی می‌کنید، مثلا در کارهای آقای مدیری، آیا از قبل این کاراکترها مشخص شده یا شما هم در شکل گیری این تیپ‌ها مداخله می‌کنید؟

یک وضعیت بینابین است. مثلا به من می‌گویند باید نقش یک باغبان و دربان را بازی کنی که مثلا پیر و بداخلاق است. من آن تیپ را خلق می‌کنم. نویسنده می‌بیند من چه چیزی ساختم. بعد بر اساس آن، نقش را می‌نویسد. در واقع 50 - 50 است. به عبارت بهتر تیپ‌سازی و تکیه کلام‌ها صددرصد با من و بخش شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌هایش با نویسنده است.

شما از خرده فرهنگ‌های بومی هم در تیپ‌سازی‌ها خیلی استفاده می‌کنید...

خیلی زیاد بخصوص در کارهای آقای مدیری. ما قابلیت‌های بومی زیادی در طنز داریم ولی متاسفانه تعصب کورکورانه هم در این زمینه زیاد داریم. مثلا زمانی که در کارهای مدیری من از لهجه زابلی استفاده می‌کردم، یکسری ناراحت بودند که تو داری لهجه ما را مسخره می‌کنی، در حالی که زمانی مسخره کردن محسوب می‌شود که لهجه‌ای به شکل بد صحبت شود. اما استفاده درست از آن باعث معرفی آن لهجه یا فرهنگ محلی به مردم می‌شود.

برگردیم به سریال لطفا دور نزنیم. با توجه به این‌که همچنان این سریال در دست تولید است، آیا شما از کل داستان و نقش اصغر مطلع هستید یا در فرآیند تولید با آن آشنا می‌شوید؟

نه فیلمنامه آن از قبل نوشته شده و ما هم آن را خواندیم ولی حسنش در این است که ما کار خود را در تلویزیون می‌بینیم و با عکس‌العمل مخاطب نسبت به نقش آشنا می‌شویم و این باعث می‌شود من در بازیم مسائلی را مد نظر قرار بدهم و آن را اصلاح کنم.

این اولین کار طنز شما با کارگردانی غیر از مهران مدیری است. تجربه همکاری با آقای مظلومی چگونه بود؟

خیلی تجربه شیرین و لذت‌بخشی بود. من تا حالا ندیدم کارگردانی تا این انداره فضای صمیمی برای عوامل ایجاد کند و در میان آنها باشد و حساسیت او انرژی زیادی روی پلان‌ها و درستی دکوپاژها دارد و به طور کلی کار کردن با ایشان و نقش اصغر تجربه جدید و سودمندی برای من بود.

آقای هدایتی بتازگی از شما یک آلبوم موسیقی به بازار عرضه شده که خوانندگی را هم به هنر بازیگری شما اضافه کرده است. چطور شد که وارد این عرصه هم شدید؟

موسیقی هیچ وقت از من جدا نبوده گرچه هیچ وقت به صورت حرفه‌ای کار نکردم. بیشتر یک لذت برایم بوده ولی هیچ وقت به عنوان تفریح هم به موسیقی نگاه نکردم و خیلی جدی به آن نگاه می‌کنم. به هر حال انواع هنرها به هم ربط دارند و جدا از هم نیستند. شاید بازیگری زودتر مرا به خود جذب و مشغول کرده است. ضمن این‌که من خودم نوع موسیقی را انتخاب می‌کنم. اما در بازیگری دست کم به خاطر مسائل معیشتی مجبورم نقشی را که برای من انتخاب شده ایفا بکنم که ممکن است خیلی هم آن را دوست نداشته باشم.

خیلی از بازیگران در نقش‌های جدی می‌گویند تا مدت‌ها با آن نقش درگیرند و به اصطلاح با آن زندگی می‌کنند. آیا این تجربه برای شما در کارهای طنز نیز اتفاق می‌افتد؟

نه من اصولا نقش‌هایم را در زندگی شخصی‌ام راه نمی‌دهم و فقط جلوی دوربین با آن ارتباط برقرار می‌کنم و فرقی هم نمی‌کند این نقش طنز باشد یا جدی. به نظر من هنر بازیگری در این است که فرد فاصله و نسبت خود را با نقش و شخصیت خودش بشناسد و حفظ کند.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها