حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شگردها و شیوههایی که سارقان برای انجام اعمال مجرمانه به آن متوسل میشوند یکی از موضوعاتی است که پلیس نسبت به آن حساسیت دارد و سعی میکند با اطلاعرسانی، شهروندان را نسبت به این ترفندها آگاه کند تا گرفتار سارقان نشوند و حیله آنها کارگر نیفتد. در این بین مجرمان نیز برای پیشبرد اهداف و مقاصدشان سعی میکنند مرتب شگردهای جدیدی طراحی و طعمههای خود را غافلگیر کنند. «تقی-» متهمی که با ادعای آتش گرفتن اگزوز خودروها دست به دزدی میزد و به همین خاطر نیز به «تقی آتشی» معروف شده است ــ درباره سرقتهایش میگوید: «خودروهای تک سرنشین را شناسایی میکردم. من بیشتر در مناطق خلوت پرسه میزدم تا موقع دزدی رهگذران مزاحم کارم نشوند ، بعد با دویدن دنبال اتومبیل مورد نظرم و فریاد آتش آتش اینطور وانمود میکردم که قصد دارم به راننده کمک کنم. در ادامه به محض این که صاحب خودرو پیاده میشد پشت فرمان مینشستم و فرار میکردم. من با این روش 7 سرقت انجام دادم.»
علاوه بر این شگرد گاه دیده شده سارقی کنار خیابان میخوابد و همدستش جلوی خودروها را میگیرد تا به ظاهر به فرد مصدوم کمک کند سپس در لحظهای که راننده برای انتقال مجروح به خودرو از اتومبیل پیاده میشود دزدان ماشین را میربایند و فرار میکنند. این دو روش فقط بخشی از ترفندهای عجیب و سیاهکاریهای مجرمان برای رسیدن به نیتشان است و این احتمال وجود دارد که آنها نوآوریهای دیگری نیز انجام بدهند. سرهنگ ایرج قاسمآبادی، فرمانده انتظامی ورامین برای اینکه شهروندان در دام این حقهها گرفتار نشوند، توصیه میکند: «سارقان در هر شرایطی برای دزدی آماده هستند. گاه سراغ خودروهای پارک شده میروند و گاه اتومبیلهایی را نشانه میگیرند که سرنشینانش در آن حضور دارند به همین خاطر به صاحبان خــودرو تـوصـیـه مـیشـود تـحـت هـیـچ شـرایـطـی خودروشان را به حالت روشن رها و آن را ترک نکنند و علاوه بر این اتومبیل خود را به وسایل ایمنی مجهز کنند.»
کریم «ج» سارقی است که بعد از دزدیدن یک پراید دستگیر شد. اظهارات او برای شهروندان میتواند یک هشدار محسوب شود تا وقتی در شرایط مشابه قرار گرفتند، خطر نکنند. او میگوید: «دیدم خودروی زنی خراب شده و او نمیتواند ماشین را جابهجا کند. چند نفری سعی داشتند به این زن کمک کنند. من با این بهانه که زن به رانندگی تسلط ندارد او را پیاده کردم و خودم پشت فرمان نشستم و از مردم خواستم پراید را هل بدهند. همین که ماشین روشن شد به سرعت فرار کردم.»
دعــوای ســاخـتـگـی و صـوری یـکـی دیـگـر از شگردهای سارقان حرفهای است. مردی که با این تـرفـنـد فریب خورده و اکنون برای پس گرفتن پولهایش در شعبه 7 دادسرای ناحیه 16 اعلام شکایت کرده است، میگوید: «از خیابان رد میشدم که دیدم سه مرد مشغول دعوا هستند. جلو که رفتم مشاهده کردم دو نفر با هم گلاویز شدهاند و شخص سوم سعی دارد آنها را از هم جدا کند ولی نمیتواند من هم به عنوان میانجی وارد معرکه شدم و هرچه تلاش کردم نتوانستم آنها را از هم جدا کنم. حدود15دقیقه وقتم صرف این کار شد تا اینکه بالاخره خود دو مرد به دعوا پایان دادند و من هم آنجا را ترک کردم ولی چند دقیقه بعد هر چه پول در جیبهایم داشتم سرقت شده بود.» ماجرا از این قرار بود که در حین دعوای ساختگی یکی از سه مرد از غفلت مالباخته استفاده کرده و پولهای او را دزدید. یکی از اعضای این باند دزدی که سارقی سابقهدار به نام غفار است، میگوید: «ما برای سرقت روشهای مختلفی داشتیم یکی از شگردهایمان به این شکل بود که با ماشین در خیابانها پرسه میزدیم و همینکه سوژه مناسبی پیدا میکردیم، دعوای ساختگی راه میانداختیم. در حین دعوا هر کدام که موقعیت بهتری داشت از میانجی جیببری میکرد بعد با پایان دادن به غائله فرار میکردیم.» در این روش چون میانجیگرها احتیاط نمیکنند و حواسشان به جیب و اموالشان نیست به راحتی سرقت انجام میشود.
یکی دیگر از اعضای این باند به نام حمید نیز با اعتراف به 30 فقره سرقت، شگرد دیگر گروه را اینطور تشریح میکند: «بعضی وقتها مسافر سوار میکردیم. اعضای باند عقب مینشستند تا طعمهمان مجبور شود در صندلی جلو بنشیند. سپس راننده به بهانه خراب بودن کمربند روی طعمه خم میشد،در یک لحظه در حالی که حواس طرف مقابل کاملا پرت شده بود جیب او را خالی میکرد.»
سرهنگ علیاکبر اسدی ــ رئیس پایگاه پنجم پـلـیـس آگـاهـی تهران ــ برای پیشگیری از چنین سرقتهایی به شهروندان هشدار میدهد مراقب دعواهای صوری باشند، از مداخله در درگیریها بپرهیزند و در همه حال، چه در خودروهای مسافربر و چه در صفهای اتوبوس، تاکسی و ... مراقب اموال و جیب و کیف خود باشند چون این غفلتها اســت کــه بــاعــث مــیشــود ســارقـان در اجـرای نقشههایشان موفق شوند.
طراحی ترفندهای جدید از سوی تبهکاران هرگز به چندنمونه و یک جرم خاص محدود نمیشود. کلاهبرداران نیز همچون سارقان برای به چنگ آوردن پول و ثروت سعی میکنند به هر طریق ممکن راه را بـرای خـودشـان بـاز کنند. سوءاستفاده از شناسنامه متوفیان یکی از شگردهای تازه طراحی شدهای است که اعضای یک گروه 4 نفری آن را انتخاب کردهاند. یکی از طعمههای این باند که مــردی مـغــازهدار اســت مــیگــویـد: «دو مـرد بـه فروشگاهم آمدند. آنها ظاهری موجه داشتند و طرز صحبتشان نشان میداد آدمهای معتبری هستند. آنها اجناسی به ارزش سه میلیون تومان خریدند و در ازای آن چک دادند اول نمیخواستم چک را قبول کنم اما فریب چربزبانی مشتریان را خوردم. چند روز بعد وقتی برای نقد کردن چکها به بانک رفتم فهمیدم در این حساب پولی وجود ندارد و برای همین شکایت کردم و ماموران تحقیقاتی انجام دادند و معلوم شد اعضای باند کلاهبرداری شناسنامه متوفیان یا افراد معتاد و بیخانمان را میخرند و با آنها دسته چک میگیرند و از مردم کلاهبرداری میکنند بعد هم که مالباختگان موضوع را پیگیری میکردند معلوم میشد حساب متعلق به فردی فوت شده است و به این ترتیب ردی از مجرمان به جا نمیماند. ماموران در جریان بررسیهایشان فهمیدند این باند از افراد زیادی کلاهبرداری کردهاند. آنها بالاخره توانستند متهمان را دستگیر کنند.»
استفاده از شناسنامه اموات فقط یک نمونه از شگردهای کلاهبرداران است و آنان در بسیاری موارد مخصوصا هنگام انجام معامله در نقشهای مختلف ظاهر میشوند و از ابزار متقلبانه گوناگون استفاده میکنند چون معلوم نیست شگرد بعدی و آخرین ترفند مجرمان چه خواهد بود پلیس همیشه شهروندان را به احتیاط فرا میخواند.
سـرهنگ عبدالله قاسمی میگوید: «در انجام معامله، فریب چربزبانی افراد را نخورید، به ظاهر آنها اعتماد نکنید و حرفهایشان را بیدلیل نپذیرید. موثرترین راه برای کاهش چنین جرایمی توجه مردم بـه هشدارهای پلیس و همکاری آنان با نیروی انتظامی است به عنوان مثال توجه به این نکته که مردم از افراد غریبه و ناشناس چک قبول نکنند میتواند از بسیاری از کلاهبرداریها با هر ترفند و ظاهری که باشد جلوگیری کند.»
در پــارهای از مــوارد شـیــادان در نـقــش افــرادی عاشقپیشه ظاهر میشوند، اما بازی در چنین نقشی تکراری شده و هشدارهای پلیس بسیاری از دختران جوان و خانوادهها را آگاه کرده است برای همین در نمونهای تازه یک مجرم روش کار خود را تغییر داد و به جای آن که دختران دمبخت را فریب بدهد سوژههایش را از میان زنان میانسالی که تا پیش از این یا ازدواج نکرده یا مطلقه و بیوه شده بودند انتخاب میکرد.
یکی از طعمههای این مرد میگوید: «در خیابان با جهانگیر آشنا شدم و او بعد از باز کردن سر صحبت، مرا قانع کرد چند جلسهای با او بیرون بروم بعد شروع به ابراز علاقه کرد و با ادبیات خاص خودش توانست مرا هم دلباخته کند برای همین وقتی پیشنهاد ازدواج داد قبول کردم. ما حتی زمان جشن عروسی را تعیین، سالن اجاره و کارت دعوت هم چاپ کردیم. دیگر مطمئن شده بودم جهانگیر به زودی شریک زندگیام میشود. به وی کاملا اعتماد داشتم تا این که یک روز او به خانهام آمد و هنگامی که خواب بودم حدود 7 میلیون تومان پول نقد و طلا و جواهراتم را سرقت کرد و گریخت. او، هم با احساساتم بازی کرد و هم داراییام را ربود.»
یکی از دلایلی که باعث میشود چنین جرایمی اتفاق بیفتد تصور غلط برخی شهروندان است. عدهای با این خیال که آنها از گزند مجرمان در امان هستند، حادثه فقط برای دیگران رخ میدهد، سنشان بالاتر و تجربهشان بسیار بیشتر از دیگران است و... چنان بیاحتیاطی میکنند که بسترهای ارتکاب جرم فراهم میشود. تمامی زنان میانسالی که از سوی خواستگار قلابی اغفال شدند در اظهاراتشان گفتهاند باور نمیکردند با توجه به سنشان یک شیاد به سراغ آنها برود و بر این باور بودند که چنین جرایمی فقط دختران جوان را تهدید میکند، اما سرهنگ ماشاءالله صادقی ــ رئیس پلیس آگاهی استان خراسان رضوی ــ اعتقاد دارد هیچ کس در هـیچ سن نباید اصول و نکات ایمنی را نادیده بگیرد و سهلانگاری کند. او به همه مردم از هر جنس و سنی میگوید: «به غریبهها اعتماد نکنید چون همین اعتمادهای بیجاست که سبب میشود افراد در دام مجرمان گرفتار شوند. دوستیهای خیابانی و روابطی که مبتنی بر شناخت متقابل نیست برای هر سنی خطرناک است.»
مجموع گفتههای کارشناسان و مقامات نیروی انتظامی به این اصل استوار است که کلیه بسترسازی یا پیشگیری از وقوع جرم در دست خود شهروندان است و این رفتار و برخوردهای اجتماعی ما است که به تبهکاران مجال انجام جرم میدهد. اگر وقت عمل و تفکر منطقی سر لوحه اعمال شهروندان و روابط آنها قرار بگیرد بیشک مجرمان از هر دری که وارد شوند و هر ترفندی که به کار بگیرند در رسیدن به اهدافشان ناکام خواهند ماند. در این بین یکی از اصلیترین نکات، عدم اعتماد بیدلیل به افراد ناشناس و قرار نـدادن امـوال و اطـلاعـات زنـدگـی شـخـصی خود در اختیار غریبههاست.
علیرضا رحیمی نژاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....