یوسفعلی میرشکاک در جلسه نقد و بررسی آثار علی معلم مطرح کرد:

کاش حوزه هنری به دست داستان‌نویسان نمی‌افتاد

گروه فرهنگ و هنر: یوسفعلی میرشکاک با انتقاد از عملکرد حوزه هنری درخصوص هنر شعر گفت: ای کاش حوزه هنری به دست داستان‌نویسان نیفتاده بود و شاعران را بیرون نمی‌کردند. فکر می‌کنند دارند کاری هم می‌کنند، در حالی که با «من او» و «توی من» نویسنده مسلمان پدید نمی‌آید. به گزارش خبرنگار ما، این شاعر و منتقد که در نشست نقد و بررسی چاپ چهارم مجموعه «رجعت سرخ ستاره» سروده محمدعلی معلم دامغانی در مجموعه فرهنگی و هنری نوجوانان تهران سخن می‌گفت، با اشاره به این‌که مردم ما هنوز روحیه قبیله‌ای خود را حفظ کرده‌اند، گفت: حقیقت شعر علی معلم، روح قبیله‌ای این مردم است و شناخت این روحیه می‌تواند ما را به فهم شکل شعر او نیز یاری دهد.
کد خبر: ۲۵۷۱۷۷

وی شعر معلم را پدیده پدیده‌ها توصیف کرد: از زمانی که 30 سال پیش در ورزشگاه ولیعصر میدان خراسان حمید سبزواری گفت این آقا با موهای بلند را پیدا کن چرا که شعر خیلی عجیب و غریبی داشت اصلا خیالمان راحت شد که شاعری نکنیم؛ چون علی معلم شاعری می‌کرد. خود من چندبار خواستم تجربه‌های او را در مثنوی تکرار کنم ولی نتوانستم چرا که من یوسفعلی هستم و نه محمدعلی و در این رازی هست.

میرشکاک همچنین شعر معلم را آمیزه‌ای از حماسه و باستان‌گرایی خراسانی، عواطف عراقی، پیچیدگی هندی و نوآوری نیما و پس از نیما توصیف کرد.

دکتر محمدرضا ترکی، شاعر و استاد دانشگاه هم در این نشست با انتقاد از بی‌توجهی دانشکده‌های  ادبیات به شعر معاصر گفت: دانشکده‌های ما و استادان و دانشجویان ما به شأنیت فهم شعر معلم نرسیده‌اند چرا که این شعر از جنس حکمت است و کسانی می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند که اهل حکمت شهودی باشند.

وی گفت: دانشکده‌های ما با بیدل و خاقانی هم مشکل دارند، چراکه در محیط بسته‌ای چرخ می‌خورند که اسیر مشهوراتی است که همه می‌گویند و تکرار می‌کنند بدون آن که حقیقت آنها محک خورده باشد.

علی معلم هم در این نشست با اشاره به این‌که کشاورززاده، چوپان‌زاده و آخوندزاده بوده گفته است: من به این اعتبار از دوره مادها تا امروز حضور دارم  و این دوره را زندگی کرده‌ام چرا که تا 2 نسل قبل کسی که کشاورز بود عمرش تا زمان کورش می‌رسید چون تا آن وقت کشاورزی ما با آیش هر ساله آب و خاک همراه بود اما کشاورزی در ایران در زمانی کوتاه نابود شد و در زمان رئیس‌جمهورهای همین زمانه به چایکاران لاهیجانی پول دادند تا محصولشان را نچینند؛ گفتن این قضایا با کی است؟

وی شاعران و اهل فرهنگ را زبان بی‌زبانان عالم  توصیف کرد و گفت: در زمانه‌ای شاعری شیعی به نام  فردوسی که بیشترین کتک را هم در این انقلاب خورد احساسی چون حس حیوانات جنگل داشت؛ حسی چون بوییدن که کشاورز می‌فهمد نه آدم عاقل طبیعی. او در خلوت خود فهمید که این کوچه کارش به پایان رسیده است و  یک کوچ  در حال تحقق است.

شاعر مجموعه «رجعت سرخ ستاره» افزود: اگر همین الان اعلام کنند تا 2 روز دیگر باید تهران را ترک کنیم، سبک‌ترین و سنگین‌ترین‌ها را باخود خواهیم برد. هر کسی شناسنامه‌اش را برمی‌دارد چراکه در منزل بعد، از تبار او خواهند پرسید و خدا پدر فردوسی را بیامرزد که شناسنامه ما را نوشت.

به گفته وی، در زمان حافظ نیز این کوچ اتفاق افتاد و او نیز از میترائیسم تا تشیع را یکجا بلند کرد و سنگین‌ترین و سبک‌ترین چیزها را برداشت.

وی ادامه داد: در وضعیت آمدن رسانه بزرگ و دنیای دیجیتال تنها یک شیرمرد می‌خواهد که در این کوچ عظیم سبک‌ترین و سنگین‌ترین‌ها را به نفع ملت‌های شرق بردارد تا در منزل بعد چیزی برای ادعا کردن داشته باشیم؛ چراکه ادعاهای ما نیز توخالی شده است.

وی فرهنگ و شعر را به پل‌هایی تشبیه کرد که برای طی کردن جزیره به جزیره بشریت نیاز است و افزود: اگر پلی که فردوسی بست نبود کدام ما گذشته‌ای در دستمان بود و هویتی داشتیم که با آن از اندیشه‌هایمان دفاع کنیم؟

معلم در پایان گفت: مهم این است که در این وضعیت هر شخصی خود را درک کند و بداند کجای کار است و بیهوده خود را وارد مسائلی که به او مربوط نیست نکند، چرا که هر چیزی آموختنی نیست و اگر میراثی هم هست نسل به نسل است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها