حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
... اما همواره بزرگترین مشوقم مردم بودند با مهر آریائیشان و ایمان به خدا.
... در طول بیش از دو دهه هرگز نه افتتاحیه و نه اختتامیه جشنواره فجر را ندیدم.
... در مقطعی که سینما راجایگاهی شایسته برای خود نمیدیدم، رسانه ملی ( تلویزیون ) پایگاهی شد تا مهرم را با مردم مهربان تقسیم کنم.و باز به قول حافظ ؛ کیمیای سعادت رفیق بود رفیق، رفقایی که همچنان هستند و من قدردانشان و آنان که رفتند خدا به همراهشان. و اما این همه تنهایی،برکت بود برای خلوت انس و این که ؛ یدالله فوق ایدیهم، که ترجمه سینمایی آن میشود: براستی خدا بزرگ ترین کارگردان است.
آنچه میبایست از جادوی سینما و بازیگری بیاموزم،آموختم تا شاید ره توشهای برای نوشتن باشد و در پی تجلی معجزه عاشقانه زلیخا در زندگی ام. اینک برآنم تا با اعجاز کلمات، پیوندی دیگر با شما داشته باشم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....