قصه
یک آزمایش شکست خورده علمی، خط اصلی قصه فیلم را تشکیل میدهد. سیوکاراکتر اصلی فیلم (با بازی کانگ هو سونگ) یک مرد زحمتکش و دوستداشتنی است که در معبد کار میکند. او تمام وقت خود را به کار در این معبد و مردم عادی اختصاص داده است. سیو در شهری کوچک زندگی میکند و تقریبا تمام اهالی شهر او را میشناسند. مهربانی و کمک سیو به مردم شهر، ورد زبان همگان است. زمانی که قرار میشود یک آزمایش پزشکی در شهر انجام شود، هیچکس خودش را داوطلب نمیکند. ترس عمومی این است که این آزمایش شکست بخورد. از آنجا که نتیجه کار مشخص نیست (و معلوم نیست چه بلایی بر سر فرد آزمایش شونده میآید) کسی حاضر نیست در این رابطه، پا جلو بگذارد.
سیو که اعتقاد دارد این آزمایش پزشکی موفق خواهد بود، خودش را داوطلب میکند. اما آزمایش شکست میخورد. سید که تحتتاثیر آزمایش و مواد دارویی و شیمیایی قرار گرفته، بزودی تبدیل به یک موجود خونآشام میشود. او هم از نظر فیزیکی و هم روحی و روانی تغییر میکند و دیگر آن آدم سابق نیست. در همین ایام است که او با جو (با بازی هاکیون شین) آشنا میشود. جو همسر دوست دوران کودکی سیو است که به تازگی به شهری کوچک کوچ کرده است. جو که اهل مطالعه است، شروع به تحقیق درباره حالات مختلف و متفاوت سیو میکند. سیو از سوی اهالی شهر طرد میشود و یک زندگی توام با درد و رنج را آغاز میکند. هر روز که میگذرد شرایط و اوضاع و احوال بدتر میشود. سیو تلاش دارد دوباره تبدیل به همان موجود سالم قبلی شود و تنها کسی که میتواند به او کمک کند، جو است که مطالعات زیادی درباره وضعیت خونآشامها دارد.
نقد
«تشنگی( »که منتقدان غیر کرهای آن را با نام اصلیاش «باکجووی» هم صدا میزنند) از هر نظر یک فیلم تازه و نو است. با آن که مضمون اصلی آن درباره مسائل خونآشامانه است، ولی قصه فیلم تماشاچی خود را به دنیایی بدیع میبرد. این دنیای بدیع هیچ شباهتی به فیلمهای خونآشامانه غربی (و حتی «دراکولای برام استوکر» فرانسیس فورد کاپولا که قصد داشت نگاهی تازه به قصههای خونآشامانه بیندازد) ندارد. «تشنگی» تلاش دارد نگاهی روانکاوانه به این مضمون دلهرهآور قدیمی داشته باشد و به بررسی روحیات و درونیات موجودات خونآشام بیندازد. تماشاگران سینما جان وون پارک را برای کارگردانی فیلمهای پرسروصدایی مثل «پیرپسر»، «همدردی با آقای انتقام» و دنباله آن «همدردی با خانم انتقام» میشناسند. این فیلمها در کنار لحن خاص روایی و غیرمتعارف خود، از عنصر خشونت به شکل جدیدی بهره گرفتند که مشابه آن تا قبل از این در سینمای کره جنوبی (و همچنین دیگر کشورهای جهان) دیده نشده بود. این فیلمساز در «تشنگی» هم همین لحن و زبان را دنبال کرده است، اما این بار وارد فضای تازهای شده است که تا قبل از این در آن سیر نکرده بود. اگر قصه فیلمهای قبلی چان وون پارک در یک فضای کاملا واقعگرا اتفاق میافتاد و قصهای غریب را در این فضای رئالیستی تعریف میکرد، این بار قصهای غریب را در فضایی غریب به تصویر میکشد. با این حال، سبک فیلمساز همان سبک فیلمهای قدیمیاش است و در این رابطه شاهد تغییر زیادی نیستیم، اما در عین حال این فیلم تفاوتهای آشکاری هم با ساختههای دیگر سازندهاش دارد. هنر فیلمبرداری و صحنهآرایی در «تشنگی» پیشرفت چشمگیری دارد و جلوههای ویژه تماشایی آن هم جدید و هم منحصر به فرد است. با آن که قصه فیلم همان روایت قدیمی خونآشامها و قربانیان بخت برگشته اوست، ولی در کنار این قصه پرهیجان و ماجراجویانه فیلمساز به بررسی روحیات درونی کاراکتر اصلی خود میپردازد. کاراکتر سیو کسی است که رضایتی از کارهایی که میکند ندارد. در حقیقت، او مجبور است این کارها را انجام دهد. تضادی که در درون این شخصیت وجود دارد، کمک میکند تا قصه فیلم رنگ و بویی غیرمتعارف به خود بگیرد و این فیلم خونآشامانه را چند قدم جلوتر از فیلمهای ژانر خونآشامها قرار دهد. میتوان پیشبینی کرد که همین حال و هوای متفاوت بوده که باعث شده تا هیات انتخاب جشنواره بینالمللی فیلم کن، آن را به عنوان یکی از 20فیلم حاضر در بخش مسابقه (برای دریافت جایزه بزرگ آن یعنی نخل طلایی) انتخاب کند. برای اولین بار در فیلمی از چان وون پارک، رنگ حضور و جلوه دیگری در قصه و ماجراها دارد. تصاویر فیلم در لحظات زیادی شبیه یک نقاشی میشوند و این نکته حکایت از آن میکند که کارگردان این صحنهها را با دقت و حساسیت کامل طراحی و صحنهآرایی کرده است. بسیاری از منتقدان سینمای کره جنوبی میگویند چان وون پارک در «تشنگی» از آن سوی آینه به زندگی خونآشامها نگاه کرده است و با این کار، لحن روایتی تازهای را در سینمای آسیای جنوب شرقی پایهگذاری کرده است. سینمای خونآشامها در جنوب آسیا هم قدمتی چند ساله دارد و سینمای این کشورها طی 50 سال اخیر، فیلمهای زیادی با این مضمون تهیه و تولید کردهاند، اما «تشنگی» این سینما را به سمت جدیدی میبرد که تا قبل از این مورد استفاده قرار نگرفته است.
کیکاووس زیاری