انصاف داشته باشید بوش خیلی هم شبیه هیتلر نیست !

چند روز قبل از پایان انتخابات پارلمانی اخیر آلمان ، هرتا دابلر گملین ، وزیر دادستانی دولت آلمان رئیس جمهور ایالات متحده ، جورج بوش را با دیکتاتور نازی ، آدولف هیتلر مقایسه کرد.
کد خبر: ۲۵۲۶۲
روزنامه ها نوشتند در یک مجلس سخنرانی برای اتحادیه کار، خانم دابلر گملین گفته است : «بوش می خواهد افکار عمومی را از مسائل داخلی کشورش منحرف کند. این یک شیوه محبوب و آزموده شده است . حتی هیتلر هم چنین کاری می کرد.» اگر ما را به نئونازی بودن متهم نمی کنید ، باید بگویم که به نظر می رسد این مقایسه نه تنها بیرحمانه است ، بلکه واقعا غیرمنطقی است . یعنی کاملا بی انصافی است که جورج دبلیو بوش و هیتلر را هم سنگ بدانیم و اتفاقا یک سیاستمدار آلمانی بهتر از هر کسی می تواند این موضوع را درک کند. بگذارید مقایسه کنیم . وقتی آدولف هیتلر در 1933 در دفتر خود مستقر شد ، بیش از 6میلیون نفر آلمانی بیکار بودند. در 1935 این تعداد به زیر 3میلیون نفر و حتی تا 1936 به زیر یک میلیون نفر رسید. در سالهای رهبری هیتلر، تولید صنعتی آلمان به اوج خود رسید. پس از افول اقتصادی سالهای 1930 تا 1932 ، سیاست های اقتصادی هیتلر آن جریان رو به سقوط را وارونه کرد و به این ترتیب صنعت آلمان بار دیگر دوران اوج خود را در سال 1929 تجربه کرد. اما در مقابل به میمنت ریاست جمهوری جورج بوش ، نرخ بیکاری در امریکا نه تنها کم نشده بلکه همچنان به سیرصعودی خود ادامه می دهد. یک دهه پیشرفت اقتصادی امریکا بعد از قدرت گرفتن بوش ، روندی معکوس پیدا کرده است . تولید صنعتی کاهش یافته و کاهش مداوم مالیات ها که ثروتمندان را شاد کرده است ، کسری بودجه حیرت آوری را برای مردم امریکا به ارمغان آورده است . این مساله باعث شده چه مداخله دولت و چه خصوصی سازی - دو برنامه ای که هر دو مورد نیاز هستند - با مشکل مواجه شوند. به طور خلاصه ، در دوران بوش اقتصاد امریکا به یک سقوط آزاد تن داده است . تفاوت ها به همین جا ختم نمی شود. هیتلر اتوبان ساخت و حمل و نقل آلمان و جهان را شکل داد. پیشتاز ایده های نو بود. جوانان منزوی مشاغل پرمنفعتی در رده های بالای حکومتی پیدا کردند که روزنه ای بود برای تخلیه عقده های آنان از محرومیتشان . به این ترتیب اکثریت مردم آلمان از هیتلر با آن سبیل های کوچک مستطیلی که دیگر عمرا مرسوم نخواهند شد ، ممنون بودند. اما بزرگترین پروژه عمرانی دولت بوش یک استادیوم بیس بال در آرلینتگون تگزاس است . در زمان بوش راه و ترابری و هواپیمایی امریکا ورشکست شده اند و صنعت حمل و نقل امریکا وارد بحرانی ترین وضعیت خود در تاریخ امریکا شده است . می توان گفت اساسی ترین و بنیادی ترین تفاوت بین این دو نفر ، در شیوه زندگی آنان است . هیتلر یک مرد کاملا خودساخته بود. او بدون هیچ کمکی از جانب پدرش از میان فقر و فلاکت برخاست . در سوی دیگر بوش صرفا با راهنمایی های پدرش و دوستان نفتی او - که شاید خود نیز چندان از وجود آنها آگاه نباشد - مسیر زندگی اش را به سوی قدرت و ثروت هدایت کرده است . جورج بوش جوان از همان ویژگی های ژنتیکی برخورداراست که سرنوشت برخی خاندان های هزار فامیل اروپایی مانند هاپسبورگ ها و رومانوف ها را رقم زد. در خانواده بوش ، جورج دبلیو با آن چشمان پژمرده اش و آن طرز صحبت کردن بی حالش ، بوضوح فرزندی است که تمام ژنهای منفی پدر و مادر و اجدادش را به ارث برده است . ماجرا هنوز ادامه دارد. هیتلر اولین کسی بود که ایده اتحاد اروپا را تحت یک نظام واحد پولی و سیاست خارجی واحد ، مطرح کرد؛ ایده ای که الهام بخش اتحادیه اروپایی امروز بوده است . اما یکجانبه گرایی و خودمحوری بوش ، پیوستگی جهانی را از هم گسیخت . هیتلر یک سخنران قهار و یک خطیب افسون کننده بود و به این ترتیب توانست به توده های عظیمی از آلمانی ها جهت دهد و آنان را وادارد بازوی راست خود را در یک زاویه 45درجه نگه دارند و فریاد بزنند «های هیتلر!» اما بوش استاد گندزدن به ادبیات انگلیسی ای است که شکسپیر و الیوت به آن تکلم می کرده اند. ناتوانی او در به یاد آوردن کوچکترین سیلاب های کلماتی که بر زبان می آورد، روشنفکران امریکایی را وادار می کند گوشه لبشان را بالا ببرند و آنچه «نیشخند» خوانده می شود، بر چهره هایشان نقش ببندد. و البته در سیاست های جنگ طلبانه هم ، تفاوت های هیتلر و بوش کاملا به چشم می آید. هیتلر از تاخت و تاز و جنگاوری های هوایی لذت می برد و بوش از خلیج فارس و آب بازی در آن کیف می کند. هیتلر همیشه هراسناک بود، اما بوش سردرگم و ابله است . هیتلر همیشه اخم می کرد اما بوش اغلب پوزخندی بر گوشه لب دارد. هیتلر از لم دادن در گوشه ای دنج و لذت بردن از یک کوهستان خوش منظره خشنود می شد و بوش ترجیح می دهد در زمینهای بایر و لم یزرع کرافورد قدم بزند. اما با وجود همه این تفاوت های بی شمار بوش و هیتلر، آن دو در یک خصوصیت مشترک هستند. هنگامی که دشمن حمله می کند، هر دو با شجاعت تمام به سنگرهای خود در اعماق زمین پناه می برند و از همان جا با بیانیه ها و خطابه های تاریخی شان ملت خود را راهنمایی می کنند. شاید فقط همین شباهت میان بوش و هیتلر است که می تواند مقایسه خانم دابلر گملین را توجیه کند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها