کودک نیاز دارد که در دوران کودکی و سپس مراحل تحصیل با مفاهیمی چون عشق، محبت، دعا، احترام و ... آشنا شود و برای این منظور قطعا به راهنمایی نیاز دارد که بتواند از راههای اصولی او را با این مفاهیم آشنا کند. کودک قبل از دوره ابتدایی با چنین مفاهیمی در کنار والدین و اطرافیان خود آشنا میشود، اما لازم است در مرحله آموزش ابتدایی، نظام زیربنایی اعتقادات او شکل بگیرد.
پذیرش تاثیر شگرف آموزش و توجه خاص مسوولان آموزش و پرورش به این مساله، این انتظار را پدید میآورد که کودکان و نوجوانان جامعه اسلامی ما باید از باورهای مذهبی راسخ و استوار برخوردار باشند.
اعتقاد بر این است که تربیت دینی، افزون بر پرورش مهارتهای گوناگون شناختی، رفتاری، عاطفی و ارتباطی باید کودک را در مسیر و فرآیند ارزشپذیری، تحلیل ارزش و رشد قرار دهد. بنابراین یک معلم آگاه باید از نیازها و گرایشهای کودک آگاه باشد و با برنامهریزی و رفتار مناسب، دانشآموز خود را با مفاهیم دینی آشنا کند و مفاهیم را به صورت کاربردی در رفتار و کردار او متبلور سازد.
بیتردید برای ارائه آموزشهای مذهبی کارآمد باید به چند پرسش اصلی پاسخ داده شود. نخست اینکه آیا میتوان اصول و عقاید یک مذهب را با زبان پیچیده فلسفی به کودکان آموخت؟ و کودکان تا چه اندازه مفاهیمی چون خدا، عدالت، عقاب و ثواب را درک میکنند؟
اصولا زمان فراگیری مفاهیم معنوی و مذهبی از سوی کودک چه زمانی است و آیا میتوان ارائه مفاهیم دینی به کودک را به تعویق انداخت؟
قطعا پاسخ به این پرسشها بدون تکیه بر تحقیقات و یافتههای علمی روانشناختی امکانپذیر نیست.
سخن آخر اینکه برنامههای آموزش اصول دین به کودکان باید همراه با استراتژی و هدفمند باشد و برای نیل به این مهم، معلم، پدر و مادر، مربی و تمامی افرادی که با کودک سروکار دارند، باید بدانند از هر فرصتی حتی زمان تفریح، ورزش، درس و ... برای آموزش او بهره گیرند. در این میان مقطع ابتدایی از مقاطع بسیار مهم و حساس است که به گفته امام راحل «باید ابتدایی را دریافت که دانشگاه دیر است.»