آیین جهانی ارتباطات

27 اردیبهشت، روز جهانی ارتباطات است. نظریه «دهکده جهانی» هنوز شاید مهم‌ترین و تأثیرگذارترین تئوری موجود در جهان ارتباطات باشد. دهکده جهانی، جهان به مثابه محدوده جغرافیایی کوچکی نظیر دهکده نه شهر یا کشور است که در آن همه همدیگر را می‌شناسند و فرهنگ گفتاری و رفتاری واحدی دارند. این فرهنگ واحد ناگزیر از هنجارهای واحد است و نیز به تبع آن نیازمند زبان واحد و یکسان، اما مساله اینجاست که این فرهنگ واحد چیست و چه باید باشد.
کد خبر: ۲۵۱۹۹۲

 آیا تکنولوژی، نهایت آرزوی دنیای امروز ارتباطات است؟ آیا سینما و تلویزیون و اینترنت پیامبران یا خداوندان بشر امروزند؟ نظریه «امت واحده» پیشتر آرمان پیامبران آسمانی و بخصوص خاتم انبیاء(ص) و معجزه او قرآن بوده است، اما آیا مراد از «دهکده جهانی» همان «امت واحده» است؟ علامه محمدتقی جعفری(ره) با طرح نظریه «حیات معقول» وحدت کلمه جهانی بر دین حضرت ابراهیم(ع )(ان اتبع مله ابراهیم حنیفا نحل‌123) را مقصد نهایی کمال جمعی بشر عنوان می‌کند. نظریه‌ای که مورد استقبال اندیشمندان جهانی واقع می‌شود و براستی ایده‌ای است ژرف، انسانی، الهی و «معقول.» اما این آرمانی است که متأسفانه هیچ سنخیتی با نظریه «دهکده جهانی» که امروزه بت اعظم دنیای ارتباطات است ندارد. دنیای ارتباطی امروز که وسیله‌اش همان پیام است1، قالبش همان مضمون و در نتیجه رسانه‌اش نیز عین ایدئولوژی و این پیام و مضمون و ایدئولوژی نیز غفلت، عادت، تعلق و نیاز و فراموشی است چگونه می‌تواند با ملت واحد ابراهیم(ع) یا از آن بالاتر آیین پاک محمد(ص) جمع شود، چه برسد که با آن همسو و همراستا فرض شود.

شیفتگی تجدد ما را بر آن داشته که مشهورات دنیای مدرن را بی‌چون و چرا بپذیریم و به جای تأمل در ذات و ماهیت آنها تمام هم و غم خود را صرف توصیف و تشریح و اشاعه اعتباراتی کنیم که به سبب ساده‌انگاری و سطحی‌نگری، آنها را حقایقی ثابت و بدیهی و غیرقابل ابطال انگاشته‌ایم. دوست نداریم از قافله عقب بمانیم و خوشمان نمی‌آید همه دنیا یک صدا یک چیز بگوید و ما در این میانه ساز مخالف بزنیم و خودمان را آماج حملات اطلاعاتی مؤمنان این آیین جدید قرار بدهیم. «اطلاعات» هم که می‌دانیم همان چیزی است که قرار است توسط این شبکه جهانی ارتباطات به مردم سراسر کره زمین منتقل شود. مجموعه‌ای از علائم و نشانه‌ها که به ظاهر «فرهنگ» اما به واقع «شکل وارونه فرهنگ» هستند. موج انفورماتیک (تهاجم اطلاعاتی) موج خانمان براندازی است که ما بی‌هراس از اثرات سوء آن، کلبه سست خویش را در مسیرش بنا کرده‌ایم و با فلسفه «وقتی به تو تجاوز شد، بپذیر تا لذت ببری» خودمان را تسلی داده‌ایم. بدبختی اینجاست که ما حتی موج‌سواری هم نمی‌توانیم بکنیم چون غالباً تنها مصرف‌کننده این نظام اطلاعاتی جهانی هستیم. ما فقط می‌توانیم در این موج غرق شویم.

اما این شرح ماوقع است و الا توان ما به وسعت بی‌نهایت ایمان و باورمان است و از قضا ریشه فرهنگی‌مان نیز عمیق‌تر و استوارتر از آن که با بناهای سستی که ما روی آن ساخته‌ایم نابودشدنی باشد. ما با پذیرش چشم و گوش بسته مقبولات دنیای جدید فقط زحمات بیهوده خودمان را به باد می‌دهیم و اگرچه این همه غرب زده‌ایم، اما ریشه‌دارتر از آنیم که سرنوشت محتوممان مغلوب شدن باشد. باید به اصل خویش برگردیم و روزگار وصلمان را بازجوییم.

وقتی سیر تکامل انسان را سیری خطی و داروینی و به بیان صریح‌تر، جسمی ‌و حیوانی بینگاریم، وقتی از اساس منکر وجود روح باشیم، وقتی استدلالمان پوزیتیویستی2 باشد و برای الهام و شهود کمترین ارزش و حتی امکان وجودی قائل نباشیم، وقتی تاریخ را تنها تاریخ حیات ظاهری و مادی بشر معنا کنیم، تعجبی ندارد اگر انسان امروز را تکامل یافته‌ترین انسان همه اعصار و قرون بپنداریم و ارتباطات تکنولوژیک را مهم‌ترین عامل پیشرفت و تکامل او. چنین می‌نمایند که گویا اصلاً و اساساً تفکر و تعقل با نظام ارتباطی امروز شکل درست و معقول یافته و البته همین «درست» و «معقول» را هم پیش‌تر در این گستره عظیم، به میل خود معنا کرده‌اند و جایی برای نقد و تحلیل اطلاعات لازم‌القبول خود باقی نگذاشته‌اند. آن‌گونه که ایشان «تکامل» را با «تمدن» و «تجدد» یکی گرفته‌اند چه عجب اگر دین، نه عامل کمال انسان بلکه به دلیل تقدم زمانی پیدایش آن بر دنیای ارتباطی امروز، عین نقص و انحطاط و عقب‌ماندگی دانسته شود. وقتی «پیش» و «پس» را «امروز» و «دیروز» معنا کنیم طبیعی است که تکنولوژی پیشرفت است و دینداری پسرفت. موج انفورماتیک و احکام پوزیتیویستی ملازم آن موج نهایی کمال انسانی است و موج گسترده گرایش به معنویت و احکام مابعدالطبیعه که ادامه موج عظیم بعثت انبیاست، افول و نزول و نقص.

زندگی اجتماعی البته مقتضای طبیعت وجودی انسان است و تمدن و ارتباط هم نیاز موجه زندگی او و تردیدی در جواز گسترش روابط اجتماعی و توسعه مدنیت نیست؛ اما آنچه محل بحث است نظام ارزشگذاری تازه‌ای است که امروزه با مترادف پنداشتن «تمدن» با «تکامل» جایگزین حقیقت شده و به موجب آن برآوردن نیازهای حیات ظاهری به جای آن‌که یاری رساننده به تکامل باطنی و معنوی انسان باشد مانع و حجاب آشکاری برای حتی توجه به آن شده است و کاش فقط چنین بود که در آن صورت می‌شد از امکان جمع میان همه مصادیق دنیای ارتباطات امروز با دین و معنویات سخن گفت؛ اما جهان ارتباطی امروز پا را از این فراتر گذاشته و خود، آگاهانه و عامدانه دست به ارزشگذاری وارونه می‌زند، هنجار نو تعریف می‌کند و اگر این همه واژه دین و دینداری و ایمان را در فرهنگ زبانی علم زده، تهی از معنا و ارزش ننموده بود چه بسا بی‌شرمانه داعیه آوردن دین و آیین تازه نیز سر می‌داد.

و اما افسوس که ما نیز عموماً ناخواسته بر این آیین جعلی تازه ایمان آورده‌ایم و با ترجمه ناآگاهانه فرهنگ ارتباطی غرب نه فقط جلوی ورود بی‌امان و کنترل نشده داده‌های آن را نگرفته‌ایم بلکه آن تعالیم وارونه را به بهانه پاسداری از زبان فارسی در زبان خود نهادینه کرده‌ایم؛ طوری که دیگر در ظاهر نیز بیگانه به نظر نرسد و خودی انگاشته شود.
یکی از این ترجمه‌ها همین واژه «رسانه» است که نه فقط در تزریق خون آلوده دنیای ارتباطی امروز به حیات فرهنگی ما نقشی مؤثر ایفا می‌کند، بلکه بی‌ضرر برای خود زبان فارسی هم نیست؛ چراکه در زبان فارسی، رسانه بر وزن بهانه، حسرت و افسوس و تأسف را گویند3 و حال آن‌که ما در ادبیات گفتاریمان آن را از ریشه «رساندن» معنا می‌کنیم و با همین معنا نیز آن را به کار می‌بریم و امروز دیگر آنچنان این کاربرد فراگیر شده است که حتی مخالفان نیز به نظر می‌رسد چاره‌ای از استعمال آن از سر مسامحه و ساده‌گیری در انتخاب واژه، برای انتقال بهتر معنای مقصود نداشته باشند.

آزاد جعفری

پانوشت‌ها:

1 - «وسیله، پیام است» مارشال مک لوهان

2 - نگرش اثبات‌گرایانه که باور به اطلاق روش تجربی علوم جدید دارد و منکر هر آن چیزی است که نتواند مورد بررسی تجربی قرار بگیرد.

3 - برهان قاطع، ج 3، ص 947.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها