حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او در ادامه توضیح داد: اگر مقدمه این کتاب را نخواندهاید، حتما آنرا بخوانید. کتاب واقعا یکی از کتابهایی است که مولانا را بیشتر به میان مردم خواهد برد.
سبحانی یادآوری کرد: از زوایای دیگر اثر، کتابشناسی مولوی است. در کتابخانه شخصیام آثار بسیاری درباره مولانا دارم؛ اما کتابها و مقالههایی را در این اثر برای اولینبار به عنوان منابع و مراجع دیدم که خود یک مقوله مستقل است.
او خاطرنشان کرد: شفیعیکدکنی در این کتاب لحظههای ویژه دیوان کبیر را صید کرده و مولوی را با حافظ و سعدی در یک ترازوی دیجیتال سنجیده است و این دو شاعر هم برای او جایگاه بالای خود را در ذهنش دارند.
مریم حسینی دیگر سخنران نشست درباره چگونگی شرح غزلیات توسط شفیعی کدکنی اظهار کرد: جملههای شفیعی کدکنی در این کتاب میتوانند هرکدام به عنوان یک شعار قرار گیرند که باید در تاریخ ادب ایران ثبت شوند. او میگوید: عرض موعود شعر، موسیقی است. آشنایی با صور خیال، موسیقی و زبان شعر مولانا و حکمت و اندیشهای که در پس پرده آنها نهان است، میتواند به درک بهتر شعرها کمک کند؛ اما قطعا غزل حاصل حال است و احوال و فقط با قرار گرفتن در آن حس میتوان آنرا به خوبی یافت.
ابراهیم خدایار، سخنران پایانی برنامه نیز در سخنانی درباره روششناسی شفیعی کدکنی در این اثر، با اشاره به حکایتی از «مناقبالعارفین» گفت: شفیعیکدکنی به زبانهای انگلیسی و عربی مسلط است و از این طریق دانش خود را به دانش ادبی جهانی پیوند زده و این مقدمهای است بر ویژگی سوم کارش یعنی بومیگرایی. او به تئوریهای ادبی جهان مسلط است و حتی در برخی از آنها اولین است مثل فرمالیسم که برای اولینبار خودش در ایران در کتاب «موسیقی شعر» آنرا مطرح کرد.
او در ادامه بیان کرد: علیرغم آشناییاش با همه این مسائل، همین بینش تاریخی باعث شده که هرگز مرعوب نظریههای ادبی جهانی بویژه به نوع شبه روشنفکریاش نشود و میراث عظیم گذشته ما را فراموش نکرده است و اگر اسمش را مکتب استاد شفیعی کدکنی بگذاریم، به گزافه نگفتهایم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....