خانم امین گفت بعد هم دخترم که داره جلو آیینه خودش رو درست میکنه آیینه میترکه تیکههاش به صورت او میپاشه و اون میشه یک جوجه تیغی سرخ. دکتر سر تکان داد: عالیه. خانم امین گفت: بعدش پسرم داره با او زن افادهایش از خیابان رد میشه دو تایی میرن زیر بلیزر. مثل آگهی که میچسبه به دیوار، اونها میچسبن به زمین. دکتر گفت و در مورد خودتون؟ خانم امین لبخندی زد: وقتی یک کارگر غریبه بهشت زهرا داره روی قبرم خاک میریزه و آواز میخونه خیلی خوبه.
دکتر دست روی شانه خانم امین زد: احسنت. روزمون با چه احساسات قشنگی شروع شد و چقدر زیباتر خواهد شد وقتی باخبر شوم، زنم تصادف کرده و بدنش لای آهن پارههای ماشین پرادوی خوشگلش گیر افتاده.
پرستار که دکمه کنده شده روپوشش را توی مشتش میفشرد دنبال دکتر از اتاق خارج شد و پرسید: دکتر به مخارج کفن و دفنش فکر کردهاید یا به زن بعدیتون؟
منیرالسادات موسوی
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد