مهربان چون بهار

«یکی از روزهای تابستان 1379، در شهر دزفول، 2‌‌سرباز به کنار رودخانه می‌روند. یکی از آن دو، برای شنا کردن به داخل آب می‌رود و به علت عمق زیاد و جریان رودخانه در آب غوطه‌ور می‌شود. دوست او که در کنار رودخانه نشسته، برای نجات او خودش را به داخل رودخانه می‌اندازد و متأسفانه هر دو غرق می‌شوند.»
کد خبر: ۲۴۸۴۲۸

این مطلب به رفتارهای موافق اجتماعی یعنی نه تنها اعمالی ناشی از شجاعت و از خودگذشتگی - مثل کسی که برای نجات دیگران، جان خود را به خطر می‌اندازد- بلکه رفتارهای کمک‌رسانی کمتر قهرمانانه زندگی روزمره، اختصاص دارد، مثل کمک کردن به همسایه، امانت دادن یادداشت‌های کلاسی به دوستی که غایب بوده‌، کمک‌کردن به یکی از مؤسسات خیریه یا خیلی ساده آماده شدن برای خدمت به دوستی‌ که نیازمند کمک اوست.

انسان موجودی اجتماعی و اجتماعی بودن وی، مستلزم ایجاد وگسترش رابطه با دیگران است. روابط انسان‌ها برای این که در جهت تامین نیاز‌های اساسی انسان به برخورداری از یک زندگی سالم روانی و اجتماعی و رو به رشد بینجامد، باید بر اساسی استوار شود که همه جنبه‌های مادی و معنوی و دنیوی و اخروی وی را مدنظر قرار دهد و دغدغه تامین سعادت جامع و همه جانبه انسان را داشته باشد. بسیار اتفاق می‌افتدکه متوجه نیاز دیگران به کمک شویم، یعنی آنان از ما کمک می‌خواهند یا ما نیازمند کمک آنها می‌شویم. در این موقعیت‌ها یکی از جنبه‌های رفتار انسان مجال بروز می‌یابد که تحت عنوان رفتار حمایتی، نوع‌دوستی یا رفتار خیرخواهانه مورد توجه قرار می‌گیرد. ما در دوران زندگی، در پی کسب مال و منال و قدرت طلبی هستیم. سپس ما به آنها وابسته می‌شویم و به آنها دل می‌بندیم و هوش و حواس خود را معطوف آنها می‌کنیم. هرچه وابستگی ما بیشتر می‌شود، قلب و روح ما محدودتر می‌گردد و ما خودبین‌تر و هراسان‌تر می‌شویم. ما خودبین می‌شویم زیرا همانقدر که داریم، بیم از دست دادن آنها را هم داریم. ما هر چیزی که داریم باید ترک شود. اما چگونه این امر ممکن است؟ آیا بخشیدن مقداری از ثروتمان به یک مؤسسه نیکوکاری، آنچه را که داریم، متبرک خواهد کرد؟ تأسیس یک بنیاد، که دائما به نام و به یاد ما، کار خیر انجام دهد چطور است؟ نیکوکاری، هر قدر هم کم باشد می‌تواند متبرک‌ساز باشد.

قابلیت و شایستگی‌های ما جهت بخشش و پذیرش بستگی به ظرفیت ما در خلاقیت و درک کامیابی حقیقی دارد. زمانی که در نهایت صراحت و صداقت کوشش می‌کنیم تا جایی که ممکن است به هستی خود ادامه بدهیم، خالصانه دیگران را در تمام موارد زندگی خود سهیم می‌کنیم و طبیعتا مواهبی را که کائنات در اختیار ما می‌گذارد در اختیار همنوعان خود و جهان قرار می‌دهیم. در عوض، امکان دارد ما نیز نصیبی از حق‌شناسی، قدردانی، اعتبار، تعالی و عشق و محبت و در شرایطی خاص، پول یا پاداش‌های مادی دیگری ببریم. بهره‌مندی از چنین مواهبی به ما امکان می‌دهد قوایی را که مصرف کرده‌ایم تجدید کنیم که موجب بخشندگی مجدد ما می‌گردد. وقتی آنچه را که در اختیار داریم، همین حالا و همین جا با دیگران قسمت کنیم، احساس شادی خواهیم کرد؛ لذتی که وصف آن در کلمات نمی‌گنجد. کسی که فقط پول روی پول می‌گذارد، آدم خوشحالی نیست، او همیشه عبوس است. مدام پول جمع می‌کند و آرامش ندارد. نمی‌تواند به دیگران چیزی ببخشد. به جمع کردن ادامه می‌دهد و هر چه را که بتواند جمع می‌کند. هرگز از داشتن چیزی لذت نمی‌برد، چرا که در لذت بردن، انسان باید با دیگران شریک شود. اگر بخواهیم شادی کنیم، در تنهایی شادی وجود ندارد، باید دوستانی در این شادی با ما همراهی کنند. وقتی که با دیگران هستیم شادی را تجربه می‌کنیم. در انزوا شادی و لذتی وجود ندارد، چطور می‌توانیم در تنهایی شاد باشیم در حالی که کاملا تنهاییم.

انسان‌هایی که به دیگران کمک می‌کنند از حس نوعدوستی برخوردارند. نوعدوستی؛ رفتاری است که قصد آن کمک به دیگران است. حتی وقتی هیچ‌گونه نفعی عاید شخص نشود یا انتظار نفعی نرود. یکی از دیدگاه‌های روان‌شناسی بر آن است که رفتار نوعدوستانه عاری از نفع نیست؛ به این معنا که شخصی که رفتار نوعدوستانه دارد، تأیید اجتماعی خوبی پیدا می‌کند. برخی از محققان یادآور شده‌اند که بسیاری از مردم دارای هم حسی هستند به این معنا که وقتی می‌بینند کس دیگری پریشان است، پریشان می‌شوند و وقتی رنج‌های دیگران پایان می‌پذیرد احساس راحتی می‌کنند. به عنوان مثال، والدین با محبت وقتی فرزندشان در رنج باشد خودشان نیز رنج می‌کشند. روان‌شناسان به اوضاع و احوال نیز توجه دارند که در آن بیشترین احتمال ابراز رفتار نوعدوستانه وجود دارد. تحقیقات نشان داده که انسان در حالت خوش خلقی یا با مشاهده الگویی کمک‌رسانی، احتمال کمک‌کردنش افزایش می‌یابد. همچنین افراد عمیقا مذهبی پیش از افراد کم اعتقاد بخشش‌های خیرخواهانه` عمده دارند و داوطلب کمک‌رسانی می‌شوند.

در بحث انسان سالم‌تر نیز آمده است که انسان سالم، دیگران را صمیمانه دوست دارد و به آنها عشق می‌ورزد. انسان سالم از هر اقدامی برای کمک به دیگران فروگذاری نمی‌کند، آیا تا به حال شده در خیابان دست نابینایی را برای عبور از خیابان بگیرید و به او کمک کرده باشید؟ چه احساسی داشتید؟ مطمئنا احساس خوشایندی بود، آیا او در مقابل به شما چیزی داده که این‌گونه خرسند شده‌اید؟ مطمئنا خیر. ولی شما به او کمک کردید. بیاییم دست در دست هم به یکدیگر عشق بورزیم و همدیگر را دوست بداریم. بدانیم که این لحظات دیگر بر نمی‌گردد. این لحظات با هم بودن و به هم عشق ورزیدن را غنیمت شماریم و مهربان باشیم، چون بهار.

صابر محمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها