علی صابونچی، پژوهشگر نگارگری

سیمرغ درنگارگری ایران

نگارگری ایرانی، هنری روایی است و همبستگی تام با ادبیات آن دارد. پیوند بی‌واسطه نگارگری با کلام منظوم، در عرصه هنر نسخ‌آرایی، دلیل دیگری بر نزدیکی عمیق نقاشی و سخنوری است.
کد خبر: ۲۴۷۴۰۰

صور خیال در شعر فارسی و نگارگری ایرانی برهم منطبق‌اند. نظیر همان توصیف‌های نابی که سخنوران از عناصر طبیعت، اشیاء و انسان ارائه می‌کنند، در کار نگارگران هم می‌توان یافت و به این منوال، نگارگران بتدریج فهرستی از تصویرهای قراردادی برپایه مضامین ادبیات حماسی و غنایی گرد می‌آورند. نسل‌ها، چنین تصویرهایی را همچون سنتی پایدار نگه می‌دارند و تنها به مرور ایام، اندک تغییراتی در آنها ایجاد می‌کنند. نگارگران حتی در تبیین اصول فنی، کارشان تحت تاثیر ادبیات است. آنها رنگ‌ها را چون عاشق و معشوقه کنار هم می‌نشانند، از ملاحت و نازکی طرح سخن می‌گویند و نظیر اینها.

نگارگری ایرانی در سده یازدهم از زمینه ادبی کنده می‌شود و مضامینش محدودتر و در سده دوازدهم به گونه‌ای دیگر رخ می‌نماید. نضج و تکوین هنر نگارگری ایرانی با تزیین کتب و نسخ خطی شروع شده و نگارگری ایرانی هنری بوده در خدمت کتاب‌آرایی. هنر نگارگری در هنر اسلامی، دارای چارچوب و قالبی مشخص و اصولی مدون است. بیشترین معیارهای زیبایی‌شناختی این هنر در ایران برگرفته از هنر و تمدن ایرانی  اسلامی است.

نگارگری ایرانی یک هنر معنوی و دینی مربوط به جهان برزخی یا عالم خیال است. عالمی که طبق نظر حکمای اسلامی مانند ملاصدرا مقر بهشت است و طبیعت در آن طبیعتی آیه گرایانه و نه واقعگرایانه (رئال) و سرشار از رمز و معنی است و نشان و مثالی از زیبایی آرمانی بهشتی است. یعنی هنرمند تمام مهارت‌های خاص خود را به کار می‌گیرد تا یکایک عناصر طبیعت را به معنای ذاتی خود نزدیک نماید و زبان رمزی آن را باز کند تا سخن بگوید. ثانیا تحت تاثیر میل به کمال و زیبایی آرمانی از قلمروی طبیعی خارج شده و به قلمروی استعلایی که سرشار از زیبایی‌های بهشت‌آساست، تبدیل شود.

نگارگر درصدد آن نیست که جهان مادی را آن گونه که هست با همه اضداد و ناهماهنگی‌هایش تصویر کند. پس همه عناصر نقاشی از حالت عادی و واقعی رسته و به عالم مثالی پیوسته است.

نگارگر ایرانی که زیبایی‌شناسی را کشف کرده، تمامی این انقلاب را از قرن هفتم هجری، با آگاهی و به صورتی ظریف و پیشرفته به وجود آورد. او هنر انتزاعی و منحنی‌های حلزونی را که با تنوع بسیار در طرح‌ها و در تمامی هنرهای ظریفه به کار می‌برد، می‌شناخت و احساس می‌کرد.

اما نگارگری ایرانی همیشه فیگوراتیو (تجسمی) باقی ‌ماند، زیرا اساسا از این نوع نقاشی برای مصور کردن کتب استفاده می‌شد. در ضمن زیبایی‌شناسی نگارگری، انحصارا در سطح شکل ارائه شده، فرم‌ها و رنگ‌ها باقی نماند. باید به جهان محتوای اثر نیز توجه می‌شد که موضوع‌ها را از طریق یک زیبایی‌شناسی برداشت ذهنی به وجود می‌آورد. نگارگری ایرانی از این حضور دوگانه اثر، پیچیدگی واقعی و عمق خود را می‌یابد و به یک زیبایی‌شناسی تضاد می‌رسد.

در نگارگری ایرانی به طور اعم از 2 نوع ترکیب‌بندی (منتشر و حلزونی) استفاده می‌شود. نگارگر ایرانی با رها کردن اصل تقلید محض از طبیعت، انقلابی بنیادی به وجود آورد که باعث شد با آگاهی کامل تصمیم بگیرد آنچه در اثر مهم است، تقلید از طبیعت و حتی واقع‌گرایی نیست؛ زیرا هدف، اطاعت از اصول معکوس آن، البته به شیوه‌ای ماهرانه بود، بلکه فضای خود نگارگری است با شکل‌ها و رنگ‌هایش که با نوعی نظم و ترتیب در کنار هم قرار گرفته‌اند.

افسانه سیمرغ از موضوعاتی است که در متون مختلفی همچون رساله‌الطیر شیخ ابوعلی سینا، امام محمد غزالی، شیخ شهاب‌الدین سهروردی و منطق‌الطیر شیخ عطار نیشابوری و شاهنامه حکیم فردوسی از دیدگاه خود به آن پرداختند. سیمرغ از نظر فلسفی در شاهنامه رمز یک موجود متافیزیک است و شک نیست که نظر فردوسی منعکس‌کننده منابع باستانی است که در دست می‌داشته است. فردوسی در شاهنامه از دوآلیزم ایرانی (از 2 سیمرغ، اهورایی و اهریمنی) استفاده کرده است.

اندیشه مرکزی عرفان وحدت وجود یا پانته‌ایسم است، یعنی این که سراسر جهان دارای گوهر و مایه واحدی است و داستان هستی همانا حکایت سیر و حرکت این ماده واحدگاه در مسیر نزولی آن است (که منجر به پیدایش جهان ناسویی می‌شود) و گاه در سیر صعودی‌اش که منتج به تکامل و تعالی انسان وصل و اتصالش به مبداء لاهوتی می‌شود. لذا خدا و آفریننده‌ای بیرون از این جهان که بر مسند عرش اعلی بنشیند و بر ماسوا فرمان راند موجود نیست؛ بلکه وی را باید در ذات وجود شمرد و در همه چیز و همه جا هست.

در سیر نگارگری ایران پس از اسلام، تصویر پرنده‌ای دیده می‌شود که به لحاظ زیبایی‌شناسی، پرنده‌ای عظیم با بال‌های فراخ و رنگ‌های الوان و نیکو در میان عناصر طبیعت است. سیمرغ بی‌شک از مهم‌ترین مایه‌های اساطیری است که در شعر و ادب فرهنگ گذشته ما تجلی بارزی یافته است.

در شاهنامه این پرنده نام‌آور در 4 مرحله پدیدار می‌شود. نخستین بار هنگام تولد زال، بار دوم هنگام زادن رستم، سومین بار در جنگ رستم و اسفندیار و بار چهارم در خوان پنجم اسفندیار که در 3 مرحله در نقش اهورایی و در مرحله چهارم در نقش اهریمنی ظاهر می‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها