همایش جهانی مبارزه با نژادپرستی در حالی در مقر سازمان ملل در شهر ژنو سوئیس آغاز شده که دستور کار اصلی این همایش بررسی دستاوردهای همایش 8 سال پیش در شهر دوربان آفریقای جنوبی است و از همین رو به دوربان 2 هم موسوم شده است.
کد خبر: ۲۴۶۹۲۸
رژیم صهیونیستی در همایش آفریقای جنوبی به دلیل اعمال سیاست تبعیض نژادی در مناطق اشغالی و آمریکا برای حمایت از این رژیم محکوم شدند که همین مساله موجب شد همایش ژنو از سوی آنها و چند کشور دیگر تحریم شود.
در همایش دوربان بیش از 3هزار سازمان حقوقبشری با محکوم کردن رفتار اسرائیل در مقابل فلسطینیها، برربط صهیونیسم با نژادپرستی روشنی انداختند و این دو را در یک ردیف قرار دادند.
محمود احمدینژاد ، رئیسجمهور اسلامی ایران برای شرکت در همایش ژنو به سوئیس رفته است و رسانهها حدس میزنند که او در سخنرانی خود بازهم بیشتر به افشاگری درباره ماهیت رژیم صهیونیستی به عنوان نماد کامل تبعیض نژادی بپردازد.
از نگاه حقوق بشری آنچه در سرزمینهای اشغالی توسط اسرائیل و علیه فلسطینیها اعمال میشود جنایتهای سیستماتیکی است که در بالاترین سطح توسط رهبران صهیونیستها هدایت و راهبری میشود. حوادث اخیر در غزه و جنایتهای متعدد جنگی صهیونیست ها در این منطقه یکی از مصادیق آن است.
در سرزمینهای فلسطینی هر روز تعدادی زن و مرد و کودک هدف حمله نظامیهای صهیونیست قرار میگیرند، بر خانههایشان بمب فرود میآید، خانههایشان درهم کوبیده میشود و کشتزارهایشان با تانک شخم زده میشود.
این سرزمین 60 سال است که در اشغال رژیمی اشغالگر است که رهبران آن هیچ ریشهای در فلسطین ندارند اما سرنوشت آن را بدست گرفته و بومیان آنجا را آواره کردهاند. صهیونیسم، فلسفه نژادپرستانه آشکاری دارد و به حکم سرشت پیدایی خویش، نژادپرستی را اساس اندیشه بنیادی خود قرار داده است.
نژادپرستی صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی فلسطین آن چنان نمود چشمگیری داشته است که سازمان ملل متحد در سال 1975 میلادی با تصویب قطعنامهای، صهیونیسم را نوعی نژادپرستی خواند.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سیامین دوره خود (سپتامبر تا دسامبر 1975) قطعنامه شماره 3379 (د - 30) را صادر کرد که در آن قطعنامه تصریح شده «صهیونیسم نوعی از انواع نژادپرستی و تبعیض نژادی است.»
صدور این قطعنامه از سوی مجمع عمومی براساس «اعلامیه سازمان ملل مبنی بر پایان دادن به هر نوع تبعیض نژادی» بوده است.
به ویژه که در قسمتی از آن اعلامیه آمده «هر مکتبی که براساس نژادپرستی و برتری نژادی بنا شده باشد، مکتبی است که از نظر علمی، ادبی و اجتماعی، نادرست و محکوم و ظالم است.»
پافشاری صهیونیستها بر اصول ملی و نژادی خود در حالی صورت میگیرد که آنها فاقد نژادی مشترکاند؛ زیرا به گواهی «تورات» هبرونها که صهیونیستها خود را از اعقاب آنها میدانند، تنها کسانی نبودهاند که در فلسطین میزیستهاند. فنیقیها، کنعانیها... از جمله اقوامی بودند که در این سرزمین زندگی کردهاند.
یهودیها، به سبب زندگی چندهزار ساله در سرزمینهای آفریقایی و پراکندگی در جهان، فاقد اقتصاد مشترک، فرهنگ، سرزمین، تاریخ و حتی زبان مشترک هستند و به احتمال زیاد حتی فاقد اعتقادات متافیزیکی مشترک هستند.
تاریخ ادعایی مشترک آنها نیز فاقد اعتبار علمی است؛ زیرا زندگی چند هزار ساله در جوامع مختلف، بیش از پدیده فرضی و ذهنی تورات و تفکرات ناشی از آن، موجبات ساخت و پاخت تاریخ را برای یهودی مذهبان فراهم آورده است.
در ظهور و توسعه پدیده صهیونیسم، تمایلات شدید صهیونیستها به اموری چون بازرگانی، صنعت، ایجاد سرمایه و برداشت سود بیشترکه به سلطه بر انسانها و لذت از این امر منجر میشود، تأثیری بسزا داشته است.
ایمان به تمدن جدید که در آن اقتصاد سخن اول را میگوید و رنگ پوست، نشان شایستگی و لیاقت انسانهاست، باعث شد تا همانند آپارتاید در آفریقای جنوبی، نژادپرستی نیز در فلسطیناشغالی توسط صهیونیستها رشد و توسعه یابد.
پروفسور روژه گارودی، اندیشمند فرانسوی در کتاب خود تحت عنوان «ماجرای اسرائیل: صهیونیسم سیاسی»تاکید میکند نژادگرایی، سرآغاز و زمینه مناسبی برای سیاست توسعه طلبانه رژیمصهیونیستی به شمار میرود: «صهیونیستها خود را مردمی منتخب و جدای از دیگر اقوام و ملل به شمار میآورند و معتقدند که دیگر ملتها باید در خدمت آنها باشند. در همین راستاست که سیاست غیرانسانی رژیم صهیونیستی در مورد حقوق عربها و محروم کردن آنها از حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بهرهبرداری از سرزمینهای اشغالی، توجیه میشود. به این لحاظ، نژادپرستی صهیونیسم، نظامی کاملاً هماهنگ است که الهام بخش قانونگذاران و دولتمردان اسرائیل است.»
رژیمصهیونیستی بهرغم تمام محکومیتهای جهانی بدون اعتنا از سال 1948 میلادی قوانینی را در سرزمینهای اشغالی فلسطین و سپس در کرانه غربی و نوار غزه و جولان به اجرا گذاشت که در هیچ یک از کشورها دردوران معاصر، نظیر آن دیده نشده است.
مجموعه این قوانین از ایدئولوژی ویژهای سرچشمه میگیرد که نژاد یهود را بر اساس فلسفه صهیونیسم مستحق داشتن سرزمین، بدون ساکنان اصلی آن میداند. در این زمینه یشیعاهون بنفورات، عضو اسبق کنست (پارلمان رژیم صهیونیستی) میگوید:حقیقت اول این که صهیونیسم بدون موطن مفهومی ندارد.
او میافزاید: کشور صهیونیستی بدون کوچاندن اعراب و مصادره زمینها و محصور کردن آنها، بیمعناست.در واقع میتوان گفت که سیاست داخلی رژیمصهیونیستی با منطقی بیرحمانه که همانا نژادپرستی است ، شکل گرفته و با بزکی خاص که همان اسطوره مذهبی دروغین است آرایش شده است و این جنایتی برای یهود محسوب میشود؛ جنایتی که در آن یهودیان نیز پس از اعراب و دیگر قومیتها قربانی آن شدهاند.