حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
یکی از دلایل میتواند تاثیر تبلیغات تلویزیون بر کودکان باشد حتی اگر فقط روزی یک ساعت تلویزیون تماشا کنند آنها با محصولات بیشماری روبهرو میشوند که به داشتن آنها تمایل پیدا میکنند. برخی از این محصولات به قدری دلفریب هستند که گاهی اوقات بزرگسالان نیز تحت تاثیر قرار میگیرند. از طرفی کودکان هر آنچه را که در مورد اجناس به آنها گفته میشود باور میکنند.
بسیاری از کودکان نیز در سنین دبستان وقتی با دوستان و همکلاسیها صحبت میکنند در مورد آنچه دارند و آنچه دوست دارند داشته باشند صحبت میکنند و تصور میکنند هر آنچه میخواهند میتوانند داشته باشند. گاهی اوقات هم به یکدیگر میگویند «آنچه را من دارم به تو نمیدهم و اگر آن را میخواهی برای خودت بخر.»
در چنین مواردی توصیه ما به شما این است که:
- فهرستی تهیه کنید.
از فرزندتان بخواهید فهرستی از چیزهایی که خیلی دوست دارد داشته باشد تهیه کند. سپس چند مورد از آنها را انتخاب کرده و در مناسباتی مثل روز تولد و غیره به او هدیه دهید، اما برایش توضیح دهید که نمیتواند تمام چیزهایی را که میخواهد، داشته باشد. از طرفی میتوانید در برخی چیزهایی که میتوان مشترکا استفاده کرد و شما دارید، با وی شریک شوید تا بداند همه چیز فقط متعلق به یک نفر نیست.
- الگوی بخشش داشته باشید.
در برخی مناسبات به دیدن بیماران بیمارستانی بروید یا از کودکان بی بضاعت دیدن کنید و برایشان خوراکی و اسباب بازی بخرید. به عبارتی تعطیلات را روز مهربانی قرار دهید و خودتان به دیگران محبت کنید تا کودک شما ببیند انسان نباید صرفا دریافت کننده باشد.
دختر 4 سالهام برخی روزها بسیار ناراضی و رنجیده به نظر میرسد.
توجه داشته باشید که حتی بهترین روزها هم میتواند برای کودکان خسته کننده باشد و باعث شود علائم افسردگی را نشان دهند. رنجیدهخاطر بودن یا بیحوصلگی از نتایج خستگی است. حتی ممکن است گریه را نیز به همراه داشته باشد.
شاید در چنین روزهایی شما بسیار سرگرم کار هستید یا در مهمانی بوده و با دیگران مشغول هستید و او احساس تنهایی میکند و حتی قصد دارد به این ترتیب توجه شما را به خود جلب کند.
در شرایطی که حتی بسیار مشغول و به عبارتی گرفتار هستید بد نیست نگاهی به پشت سر بیندازید و اولویتهای زندگی را برای خود مرور کنید.
شاید کمی نشستن در کنار فرزندتان یا قدم زدن با او و خواندن یک داستان برایش و به طور کلی گذراندن کمیوقت با او موجب رضایتش شود.
در چنین شرایطی وقتی کمی استراحت کنید و یک نفس عمیق بکشید میبینید که خودتان نیز نیازمند این تغییر در امورات بودهاید.
مشکل ما این است که اطرافیان بویژه مادربزرگ و پدربزرگ برای فرزندان ما هدایایی میخرند که مورد تایید من و همسرم نیست. چه باید بکنیم؟
نخستین کاری که میتوانید بکنید این است که برخی چیزهایی را که فرزندتان دوست دارد و مورد تایید شما نیز هست، به آنها بگویید تا هر وقت که خواستند چیزی بخرند از میان این موارد یکی را انتخاب کنند. زیرا در بسیاری از موارد آنها نیز بسیار فکر میکنند و مدت زیادی وقت صرف انتخاب هدیه میکنند. با اینکار آنها نیز راحتتر عمل میکنند.
در مواردی نیز این هدایا قابل تعویض هستند. اما در هر صورت فرزندان باید بدانند با دریافت هر هدیهای باید مودبانه تشکر نمایند.
گاهی اوقات فرزندم هدیهای را که برایش میخرند دوست ندارد . چگونه باید تشکر مودبانه را برایش نهادینه کنم؟
این مساله تا حد زیادی وابسته به سن فرزندتان است. شما نمیتوانید از یک کودک 3 یا 4 ساله انتظار زیادی داشته باشید. فقط باید به او یادآوری کنید که یک تشکر کوتاه کند.
در سنین بالاتر است که کودکان به تجزیه و تحلیل پرداخته و برای مثال میگویند «خاله مریم همیشه هدایای خوب میدهد و عمو حسین کادوهایش خوب نیست.» به آنها بیاموزید که تشکر لازم است زیرا عمو نیز چون آنها را دوست داشته برایشان هدیه خریده است. پس از زحمت او باید تشکر شود و لازم نیست که کودک هر چه در فکر خود دارد عینا بر زبان بیاورد.
وقتی من با همسرم بر سر موضوعی اختلاف داریم چه کار کنیم که فرزندمان کمتر ناراحت شود؟ بویژه در روزهای تعطیل که همه اعضای خانواده دور هم هستند و جو نارضایتی بیشتر خود را نشان میدهد.
در چنین اوقاتی کودکان نیز مانند بزرگسالان تغییرات را بیشتر احساس کرده و احساس ناراحتی بیشتری میکنند. ممکن است فرزند شما غمگین یا عصبانی شود زیرا میخواهد تمام اعضای خانواده را دور هم ببیند و از اینکه شما و همسرتان با یکدیگر صحبت نمیکنید آزرده خاطر میشود.
البته این واکنش کاملا طبیعی است. بهترین راه این است که در کمال آرامش یک برنامه تهیه کنید و شما و همسرتان هر کدام زمانی را به وی اختصاص دهید. در این صورت حداقل او در مییابد هر مسالهای پیش آمده آنقدر حاد نیست که شما را از توجه به کودکتان باز دارد.
مترجم: سحر کمالی نفر / منبع: child.com
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....