مادرش گفت: «به ما سپرده هرکس هرسوغاتی خواست سفارش بگیریم بهش با تلفن خبر بدیم. شما چه سوغاتی دوست دارید؟»
نفسم را حبس کردم تا بیهوا از دهانم نپرد که «حج هم حجهای قدیم»! و نگویم که سالها پیش، زمان خانمبزرگها و آقابزرگهای ما، آنها که عزم حج میکردند اول باید مالشان را از حرام پاک میکردند و قرضی اگر داشتند میپرداختند و از همه حلالیت میطلبیدند که مبادا ندانسته و ناخواسته دلبندهای را آزرده باشند و بعد هم پی فقرا در بستگان و همسایگان میگشتند و تا دلش را پیش از رفتن راضی نمیکردند حجشان را مقبول نمیدانستند و بهترین سوغاتشان خبر نایبالزیاره شدنشان بود از طرف آنها که التماس دعا داشتند و خلاصه وقتی حاجی چاووشی خوانی وقت سفر را میشنید و آماده رفتن میشد، نفس راحتی میکشید و دلش قرص بود که دینی بر گردنش نیست، که سبک است، آن قدر سبک که از غافلگیری مرگ هم حتی دلواپسی نداشت.
مادرش دوباره گفت: «به ما سپرده هرکس هر سوغاتی خواست سفارش بگیریم بهش با تلفن خبر بدیم. شما چه سوغاتی دوست دارید؟ تعارف نکنید.»
گفت: «فقط التماس دعا، البته اگر فرصت داشتند. اگر....»
نیّر خسروی
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد