«آقای مدیرکل تا اطلاع ثانوی مصاحبه نمیکنند.»، «حاج آقا نمیخواهند با شما مصاحبه کنند.» این جملات بارها از سوی مدیران دفاتر روسای آموزش و پرورش در سطوح مختلف نقل شده و متاسفانه نهمدیر، نه رابط خبری و نه هیچیک از کارکنان روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش توان متقاعدسازی مدیران سازمان خود را برای پاسخگویی به نمایندگان افکار عمومی ندارند. این در حالی است که متاسفانه روابط عمومی این وزارتخانه نه تنها آیینه سازمان نیست که از داشتن ابتداییترین اطلاعات مکتوب درخصوص وزارتخانه ناتوان است یا به عبارت بهتر، اجازه انتشار برخی اطلاعات را ندارد.
از سوی دیگر، با وجود انتشار گزارشهای متعدد و پیشداوریها و قضاوتهای مختلف از عملکرد آموزش و پرورش، روابط عمومی این وزارتخانه زحمت پاسخ به آنان را به خود نمیدهد، شاید هم از وجود چنین گزارشهایی بیخبر است. متاسفانه زمانی وزارت آموزش و پرورش به مدد بازوی روابطعمومی در ارسال و انعکاس اخبار و اطلاعات از مدارس، وضعیت فرهنگیان، دانشآموزان و امتحانات پیشاپیش سایر وزارتخانهها حرکت میکرد؛ در حالی که این روزها، وزارتخانه حتی از انتشار سادهترین اخبار و اطلاعات امتناع میکند.
این عملکرد از روابط عمومی بزرگترین وزارتخانه مردمی کشور، نه ناشی از ضعف ساختاری که ناشی از نگرش نادرست مدیران آن به نقش روابط عمومی است. این ضعف بخصوص در هسته مرکزی آموزش و پرورش و ادارات نزدیک به وزیر بیشتر دیده میشود و هرچه معاونتها از این هسته مرکزی فاصله میگیرند بر فضای بازتر اطلاعات و اخبار اضافه میشود.
چنین وضعیتی تنها ناشی از نبود باور مدیران عالیرتبه وزارت آموزش و پرورش به نقش اطلاعرسانی و نبود شفافیت در این وزارتخانه است. اگر به پیشداوری متهم نشویم میتوانیم از دهها تجربه تماس با روابطعمومی بگوییم که در تعیین زمان مصاحبه با مدیران ناتوان بوده و مدیران به مدد همین ضعف از پاسخگویی طفره رفته اند، شاید اگر وزیر اجازه دهد، درهای وزارتخانه را باز کنند، پیشداوریها و انتقادات شکل دوسویهای به خود گیرند، اگر....