ابتدای زندگی
مارسل پتیو در سال 1897 در شهر اوسر فرانسه متولد شد. او از همان کودکی و نوجوانی به کارهای خلاف دست میزد. یک روانپزشک که در سال 1914 معاینهاش کرده بود در وی بیماری روحی تشخیص داد. علاوه بر این مارسل پتیو بارها از مدرسه اخراج شده بود.در طول جنگ جهانی اول مارسل پتیو در ژانویه سال 1916 به ارتش فرانسه، هنگ پیاده نظام، فراخوانده شد. در جنگ جراحت برداشت و این جراحت او را تا مرز فروپاشی عصبی پیش بردند، به استراحتگاههای درمانی مختلفی فرستاده شد که در آن مکانها بخاطر دزدی توبیخ و سرانجام زندانی شد. در سال 1918 دوباره او را به جبهه جنگ فرستادند. یک تشخیص کلینیکی جدید باعث شد که مارسل پتیو را از خدمت نظام مرخص کنند. پس از آن ماهانه از دولت حق معلولیت دریافت میکرد.
تحول شغلی
بعد از جنگ، مارسل پتیو در دوره کارآموزی که برای سربازان جنگ ترتیب داده بودند شرکت کرد، تحصیل پزشکیاش را ظرف 8 ماه به پایان رساند و به عنوان کارآموز در یک بیمارستان روانی در شهر اورو مشغول به کار شد. در سال 1921 بالاخره مدرک پزشکیاش را گرفت. بعد به «ویلنوو سویون» کوچ کرد. در آنجا هم از بیماران و هم از صندوق حمایت دولتی درآمد داشت. در همین موقع بود که از داروهای بیهوشی که اعتیادآور بودند استفاده میکرد.
اولین قربانی مارسل پتیو احتمالا لوئیزه دلاوو، دختر یکی از بیمارانش، بوده. لوئیزه دلاوو در ماه می سال 1926 ناگهان ناپدید شد. بعدها همسایهها گفتند که مارسل پتیو را دیدهاند که نیم تنه مجسمه مانندی را که پوشیده بود در اتومبیلش گذاشت و برد. پلیس ابتدا تحقیقاتی به عمل آورد، اما پس از مدتی آن را یک فرار عشقی انگاشت و از کنار قضیه گذشت.
در همان سال مارسل پتیو برای مقام شهرداری شهرش خود را کاندید کرد. او یک دستیار استخدام کرد تا از بحثهای سیاسی با رقیبانش بگریزد و سرانجام توانست به عنوان شهردار شهر انتخاب شود. مارسل پتیو در دورهای که شهردار بود مبالغ هنگفتی پول اختلاس کرد.
او در سال 1927 تاهل اختیار کرد و سال بعدش صاحب فرزندی شد. فرماندار ناحیه شکایتهای بسیاری در مورد دزدیها و معاملات مشکوک مارسل پتیو دریافت میکرد. در آگوست 1931 مقامش به عنوان شهردار به حالت تعلیق درآمد و متعاقب آن خودش استعفا داد. اعضای شورای شهر نیز به نشانه همدلی با او استعفایشان را اعلام کردند. چند هفته بعد مارسل پتیو به عنوان عضو شورای شهر ناحیه یون انتخاب شد.
در سال 1932 پتیو به اتهام دزدی به دادگاه احضار شد و مقامش را در شورای شهر از دست داد. در این فاصله به پاریس کوچ کرد.
مارسل پتیو در پاریس با مدارک جعلی توانست بیماران زیادی را جذب کند. او بدین شیوه برای مطبش که در خیابان کاومارتین قرار داشت وجهه خوبی دست و پا کرد. اما شایعاتی راجع به سقط جنینهای غیرقانونی و تجویزهای بیحساب و کتاب داروهای مخدر که در این مطب انجام میگرفت پیچید. در 1936 مارسل پتیو به عنوان پزشکی قانونی حق صدور گواهی فوت پیدا کرد.
بعد از شروع جنگ جهانی دوم و سقوط حکومت فرانسه مارسل پتیو شروع به صدور گواهیهای جعلی پزشکی برای شهروندان فرانسوی که مجبور به گذراندن دوره کار اجباری در آلمان شده بودند کرد.
در سال 1941 مارسل پتیو خانهای در خیابان لسور خرید.
شبکه فرار دروغین
پر منفعتترین فعالیت مارسل پتیو مربوط میشود به «مسیر دروغین فرار فلای توکس» او اسم رمزی «دکتر اوژنی» را روی خودش گذاشت و هر شخص فراری را که قادر بود مبلغ 25 هزار فرانک به او بپردازد میپذیرفت و برایش فرقی نمیکرد که این شخص فراری یهودی، عضو گروه مقاومت یا یک جنایتکار معمولی باشد. دستیارانش که رائول فوریه، ادموند پینتار و رنه گوستا و نزونده نام داشتند قربانیان را پیدا میکردند و پیش مارسل پتیو میبردند. مارسل پتیو مدعی بود که قادر است از کشور پرتغال سفر مطمئنی را به آرژانتین یا به هر کشور دیگری در آمریکای لاتین برنامهریزی کند. او همچنین ادعا میکرد که مقامات آرژانتین از آنها میخواهند که قبلا واکسن زده باشند و بدین ترتیب به قربانیهایش سیانور تزریق میکرد. سپس چیزهای با ارزش قربانیها را برمیداشت و خود را از شر جسدشان خلاص میکرد. آدمهایی که به او اعتماد کرده بودند دیگر هیچگاه زنده دیده نمیشدند.او اجساد قربانیها را در آهک زنده میانداخت یا آنها را آتش میزد و از بین میبرد.
احتمالا پلیس مخفی آلمان یعنی گشتاپو درباره مارسل پتیو اطلاعاتی داشت. در آوریل 1943 گشتاپو همه چیز را در مورد شبکه فرار دروغین مارسل پتیو شنید. روبرت یودکوم، مامور گشتاپو، یک زندانی بنام ایوان دریفوس را وادار کرد که وارد این شبکه فرار بشود. اما اتفاقی که افتاد این بود که ایوان دریفوس ناپدید شد. یک جاسوس دیگر موفق شد بشکل موفقیتآمیزی به درون این تشکیلات نفوذ کند و در پی آن گشتاپو دستیاران مارسل پتیو رائول فوریه، ادموند پینتار و رنه گوستا و نزونده را دستگیر کرد. آنها تحت شکنجه اعتراف کردند که «دکتر اوژنی» همان مارسل پتیو است. رنه گوستا و نزونده بعد از مدتی آزاد شدند. 3 زندانی دیگر مدت 8 ماه حبس کشیدند. حتی تحت شکنجه این سه نفر نتوانستند هیچکدام از اعضای گروه مقاومت را شناسایی کنند چرا که واقعا هم هیچکدام از آنها را نمیشناختند. گشتاپو آنها را نیز در ژانویه 1944 آزاد کرد.
کشف حقیقت
در 6 مارس 1944 همسایهها متوجه شدند که دودی که از دودکش خانه پلاک 21 خیابان لسور در پاریس بیرون میآید بوی عجیبی میدهد که میتواند برای سلامتی مضر باشد. هنگامی که در 11 مارس همسایگان عزمشان را برای ارائه شکایت جزم میکنند بر در آن خانه اطلاعیه میبینند که رویش نوشته شده ساکن آن خانه به مدت یک ماه به مسافرت رفته است.
همسایگان این مطلب را به پلیس اطلاع دادند و در توضیح گفتند که صاحب آن خانه مارسل پتیو است. وقتی پلیس به مارسل پتیو تلفن زد او به آنها گفت که منتظرش باشند. نیم ساعت بعد پلیس مجبور شد آتشنشانی را خبر کند تا بتوانند آتشی را که هر لحظه در حال افزایش بود خاموش کنند. آتشنشانی از یک پنجره وارد طبقه دوم شد و با صحنه وحشتناکی از اجساد و اعضای بدن مواجه گشت.هنگامی که مارسل پتیو پیدایش شد ادعا کرد که عضو جبهه مقاومت فرانسه بوده و اجساد به آلمانیها، خیانتکاران و همدستهای دشمنان تعلق دارند. از آنجا که پلیس فرانسه موافق فعالیتهای گروه مقاومت بود مارسل پتیو را دستگیر نکرد، بلکه فقط او را واداشت که از آنجا نقل مکان کند. وقتی پلیس گاراژ را تفتیش کرد در آنجا گودالی یافت که با آهک و بقایای بدن انسان پر شده بود. در راهپله نیز کیسهای پیدا کرد که پر از تکههای بدن انسان بود. در مجموع اعضای بدن دست کم 10 انسان در آنجا وجود داشت.
تحقیقات
کمیسر معروف پاریس به نام ژرژ ویکتور ماسو نظارت برتحقیقات را بعهده گرفت. ابتدا باید در مییافت که آیا مارسل پتیو آن قتلها را برای گروه مقاومت انجام داده بود یا برای گشتاپو. وقتی تلگرافی به دست پلیس رسید که در آن آلمانیها دستور دستگیری مارسل پتیو را در آن داده و او را «جانی خطرناک» خوانده بودند برایشان محرز شد که پتیو به نفع گروه مقاومت دست به قتل میزند.
پلیس آپارتمان مارسل پتیو در خیابان کومارتین را خالی یافت. اما در جستجوی آنجا مقدار زیادی کلروفرم، انواع سم و داروهای مختلف پیدا کرد.
روبرت یودکام، مامور گشتاپو، به پلیس فرانسه اطلاع داد که گشتاپو مارسل پتیو را به خاطر احتمال کمک به فراریان دستگیر نموده است. مردی که قصد فرار داشت به گشتاپو اعتراف کرده بود که مارسل پتیو بابت انتقالش به آمریکای لاتین از وی مبلغ 25 هزار فرانک مطالبه کرده بود.
پلیس موفق شد دو قربانی را که گویا در سال 1942 علیه مارسل پتیو در دادگاه شهادت داده بودند شناسایی کند.
موریس، برادر مارسل پتیو، نیز اعتراف کرد که به سفارش مارسل پتیو آهک زنده را به خانه برادرش حمل نموده است. موریس بجرم دسیسه و همکاری در قتل، دادگاهی و به زندان محکوم شد. همسر و دستیاران مارسل پتیو نیز به خاطر همکاری با او دستگیر و محکوم شدند.
در 6 ژوئن 1944 هنگامی که نیروهای متفقین تهاجم به نورماندی را شروع کردند پلیس به ناچار تحقیقاتش را قطع کرد.
فرار و دستگیری
مارسل پتیو 7 ماه تمام پیش دوستانش خودش را مخفی کرد. به دوستانش میگفت چون آلمانیها و جاسوسها را به قتل رسانده گشتاپو در تعقیب اوست. مارسل پتیو با گذاشتن ریش قیافهاش را تغییر داده و از اسامی مستعار مختلفی استفاده میکرد.
وقتی نیروی مقاومت فرانسه و پلیس پاریس علیه نیروهای آلمانی در پاریس برخاستند مارسل پتیو نامش را به «هنری والری» تغییر داده و وارد نیروی ضربتی فرانسه شد. به او مقام سروانی دادند و مدیریت شبکه ضدجاسوسی و بازجویی از زندانیان نیز به وی سپرده شد.
هنگامی که روزنامه «رزیستانس» مقالهای درباره مارسل پتیو منتشر کرد، وکیل مارسل پتیو از بخش دادرسی کیفری در مورد جریان دادرسی به خاطر سوءاستفاده از داروهای بیهوشی در سال 1942 نامهای دریافت کرد که در آن یک آدم ظاهرا فراری درباره مارسل پتیو گفت که اتهامات منتشر شده دروغ صرف هستند. این نامه پلیس را متوجه این نکته کرد که مارسل پتیو هنوز در پاریس است. جستجو برای یافتن او دوباره شروع شد. جالب اینجاست که در میان کسانی که برای جستجوی مارسل پتیو ماموریت یافتند هنری والری نیز بود. مارسل پتیو سرانجام در 31 اکتبر در یک ایستگاه مترو در پاریس شناسایی و دستگیر شد. بین وسایلش یک تپانچه، 31 هزار و هفتصد فرانک و 50 نوع کارت شناسایی مختلف یافتند.
دادرسی دادگاه و محکومیت
مارسل پتیو زندانی شد، او هنوز مدعی بود که بیگناه است و تنها دشمنان فرانسه را به قتل رسانده است.
دادستان او را به قتل دست کم 27 نفر متهم کرد و انگیزهاش را از این جنایات طمع پول خواند. مقدار پولی که او به این شیوه به چنگ آورده بود بالغ بر 200 میلیون فرانک تخمین زده شد.
مارسل پتیو در 19 مارس 1946 در مقابل دادگاه قرار گرفت و بخاطر 135 فقره خلاف مورد محاکمه قرار گرفت. وکیل مدافعش رنه فلوریو سعی کرد مارسل پتیو را قهرمان جبهه مقاومت جلوه دهد اما قاضی و هیات منصفه تحت تاثیر لفاظیهایش قرار نگرفتند. مارسل پتیو بخاطر 27 فقره قتل به مرگ محکوم شد.
در یکشنبه، 26 ماه می 1946، دقیقا سر ساعت 5 و 6 دقیقه صبح سر مارسل پتیو با گیوتین از تنش جدا شد. برای اولین بار از 30 آوریل 1944 در پاریس گیوتین به کار انداخته شد. آمادهسازی گیوتین چند روز طول کشید چرا که به علت بلااستفاده ماندن به مدت طولانی اشکالاتی در آن به وجود آمده بود.
مترجم: سهراب برازش