با این حال اما رانندگی در برخی آزادراهها به همین راحتی که تصور میشود نیست. مثلا آزادراه تهران ساوه را در نظر بگیرید که یکی از راههای ارتباطی مهم کشورمان محسوب میشود.
دراین اتوبان برخلاف تصور اولیه به همین راحتیها نمیشود رانندگی کرد، چرا؟ چون آنقدر وضعیت آسفالت آن بد است که نمیشود با خیال راحت بین دوخط رانندگی کنی.
این وضعیت البته خاص آزادراه تهران ساوه نیست. در آزادراه تهران قزوین هم وضعیت به همین ترتیب است.
اتوبان زنجان هم از این قاعده مستثنا نیست، همانطور که... .
در جادههای دو طرفه نیز این مشکل کماکان به چشم میخورد. درست در جایی که اصلا انتظارش را نداری یکهو چالهای روبهروی تو سبز میشود و چارهای برایت باقی نمیماند جز این که یکی از چرخهای ماشین بی نوایت را درون این چاله بیندازی.
این مساله گاهی باعث شکلگیری موقعیتهای خطرناکی میشود. مثلا همین چند روز پیش که ما داشتیم از جاده ساوه به سمت تهران میآمدیم، رانندهای که بالای 100کیلومتر سرعت داشت یکهو هوس کرد یک چاله را رد کند، با این کار اگرچه او موفق شد ماشین خودش را از افتادن درون چالهای که وسط بزرگراه بود نجات دهد، اما بقیه رانندگانی که پشت سر او در حرکت بودند، حسابی به زحمت افتادند تا از یک طرف به این ماشین یا ماشینهای روبهرویی نخورند و از طرف دیگر مزاحم ماشینهایی نشوند که در خطوط این طرف و آنطرفشان حرکت میکردند.
اگرچه این مسائل برای ما معمولی و پیش پا افتاده به نظر میرسد، اما شاید رسیدگی به وضعیت جادهها در کاهش تصادفات هم بی تاثیر نباشد.