اعتماد ملی
«پیامبر اخلاق»عنوان سرمقالهی روزنامهی اعتماد ملی است که در آن میخوانید؛فردا سوگلی آفرینش پا به عرصه وجود میگذارد و خداوند فرشتگان را دستور میدهد تا به تبار او تعظیم کنند چرا که انسان کامل زاده شده است. و او راز رسالتش را فرهمند کردن مرزهای اخلاق میداند (انی بعثت لاتمم مکارمالاخلاق.) اخلاق و مرزهای آن پرتگاهی است که همواره در کمین انسانها است. معجزه راز رسالت پیامبر(ص) زمانی آشکار میشود که درمییابیم در طول قرون و اعصار با هر تمدن و هر نسبتی که با پیشرفت و مدرنیستم داریم، بشر همواره در برابر لغزندگیهای اخلاقی و انحرافات رفتاری آسیبپذیر است.
دنیای امروز آکنده از بیاخلاقیهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. نگاهی به کشتارها، جنگها، مهاجرتها و آسیبهای اجتماعی که گریبانگیر انسان مدرن و امروزی است تصویری جز درماندگی و واماندگی در برابر انحرافات اخلاقی به دست نمیدهد. سیاست و اقتصاد در جوامع امروزی هیچ نسبتی با اخلاق و معنویت ندارد و انسانهای امروزی را به ابزاری تهی از اخلاق و هنجار و منش انسانی بدل کرده است. انسان دیروز، امروز و هر زمان دیگری همواره به رسالت آخرین پیامبر(ص) نیازمند است. و این شگفتی بزرگ پیامبر عظیمالشأن اسلام است که منشاء تمامی نابسامانیهای فردی و اجتماعی و جهانی را نبود اخلاق و معنویت میداند و خود را پیامبر اخلاق و ایمان برای رهایی بشر در طول اعصار معرفی میکند. امروز هم، بیش از هر زمان دیگری به او، به راه و دیانت او و به برنامه هدایت او نیازمندیم و این راز بزرگ رسالت است.
ابتکار
«هدفمندی یارانه ها؛تکلیفی قانونی مغفول از نگاه قانونگذاران» عنوان سرمقاتلهی روزنامهی ابتکار به قلم امیرحسین کبیری است که در آن میخوانید؛هدفمند سازی یارانه ها بر مبنای قوانین برنامه چهارم توسعه،ساختار نظام جامع رفاه وتامین اجتماعی و مدیریت حمل و نقل و مصرف سوخت تکلیف قانونی دولت است و مجلس محترم با حذف این موضوع از بودجه 88 فرصت اجرای تکلیف قانونی دولت را سلب نمود.
دولت خدمتگزار نهم با مشاهده وضعیت دشوار معیشتی مردم و نیز وجود شکاف عمیق میان فقیر و غنی، به شناسایی دلایل ناکارآمدی و عدم بهره گیری از تمام ظرفیت های اقتصادی کشور پرداخت که ماحصل آن "طرح تحول اقتصادی" بود. این طرح; به منظور ایجاد تحولی اساسی در زیرساخت های اقتصادی کشور در راستای تسریع در تحقق برنامه چشم انداز سال 1404 هجری شمسی و اصلا ح در بخش های مختلف اقتصاد کشور تدوین شد و هدف خود را دستیابی به ساختار اقتصادی همگون و منسجمی قرار داد که در آن، از منابع ملی حداکثر بهره برداری مطلوب صورت گیرد و کشور گام در مسیر تعالی و توسعه نهد.
دولت با التفات به هدر روی پرداخت یارانه ها و عدم بهره مندی گروه های هدف از سیاست های حمایتی دولت، لزوم اصلاح شیوه پرداخت یارانه ها از وضعیت فعلی و تغییر آن به طریق پرداخت نقدی را در قالب "هدفمند کردن یارانه ها" مورد توجه قرار داد و آن را در بودجه سال 88 ملحوظ داشت. ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که بحث هدفمند سازی یارانه ها یکی از تکالیف قانونی دولت است به این معنا که دولت باید نظام اطلاعاتی جامع کشور را به گونه ای تدوین کند که پرداخت یارانه به خانوارهای پردرآمد کاهش یافته و یا حذف گردد و در مقابل میزان یارانه اعطایی به خانوارهای کم درآمد افزایش یابد. علاوه بر ماده 95 قانون برنامه چهارم توسعه که دولت را مکلف نموده است « به منظور استقرار عدالت و ثبات اجتماعی، کاهش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، کاهش فاصله دهک های درآمدی و توزیع عادلانه درآمد در کشور و نیز کاهش فقر و محرومیت و توانمندسازی فقرا، ازطریق تخصیص کارآمد و هدفمند منابع تامین اجتماعی و یارانه ای پرداختی، برنامه های جامع فقرزدایی و عدالت اجتماعی » را با محورهایی چون « گسترش و تعمیق نظام جامع تامین اجتماعی در ابعاد جامعیت -فراگیری و اثربخشی، اعمال سیاست های مالیاتی با هدف باز توزیع عادلانه درآمدها و تعیین خط فقر و تبیین برنامه های توانمندسازی متناسب و ساماندهی نظام خدمات حمایت های اجتماعی برای پوشش کامل جمعیت زیر خط فقر مطلق و نظام تامین اجتماعی برای پوشش جمعیت بین خط فقر مطلق و خط فقر نسبی و پیگیری و ثبت مستمر آثار برنامه های اقتصادی و اجتماعی بر وضعیت خط فقر، جمعیت زیر خط فقر همچنین میزان درآمد سه دهک پائین درآمدی و شکاف فقر و جبران آثار برنامه های اقتصادی، اجتماعی به سه دهک پائین درآمدی ازطریق افزایش قدرت خرید آنان » به مورد اجرا گذارد; قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی مصوب 1383، مواد 10 و 16 اصول و سیاست های یارانه ای، قانون مدیریت حمل و نقل و مصرف سوخت و... از دیگر موارد مندرج در قانون است که دولت را ملزم به هدفمندسازی یارانه ها نموده است.به بیان بهتر; با وجود اینکه دولت مجوزهای قانونی را برای اجرای هدفمند کردن یارانه ها در قالب قوانین متعددی که قبلا مجلس تصویب کرده بود، در اختیار داشت اما ترجیح داد با هدف مشارکت حداکثری سایر نهادها لایحه ای به مجلس شورای اسلامی تقدیم کند که مفاد آن پیش از ارسال رسمی به مجلس با همفکری اعضای کمیسیون های تخصصی به شور گذاشته شده بود.
در حقیقت، باید اذعان داشت که بودجه 88 به عنوان سند مالی سال آینده همراه با لایحه هدفمند کردن یارانه ها به منظور ایجاد تغییر و تحولی ساختاری در شیوه نامناسب پرداخت یارانه ها، آغازگر تحولی بنیادین در ساختارهای نادرست اقتصاد ایران محسوب می شود. با این وجود، اقدام مجلس هشتم در حذف بند الحاقی 31 لایحه بودجه مبنی بر هدفمند کردن قیمت حامل های انرژی علی رغم مخالفت کمیسیون تلفیق، به معنای استمرار مشکل مصرف انرژی است که این امر، تراز بودجه را با مشکل مواجه خواهد ساخت. بخش مربوط به هدفمند کردن یارانه ها در بودجه سال 88 در شرایطی از سوی نمایندگان محترم مجلس حذف شد که تمام کارشناسان و صاحبنظران اقتصادی کشور بر ضرورت اجرای هدفمند کردن یارانه ها تاکید دارند و معتقدند هر روز تاخیر در اجرای این مهم منافع بیشتری از ملت را ضایع و اثرات جانبی آن را فراگیرتر و اقدامات آتی برای اصلاح آن را سخت تر می کند. در این میان، متخصصان امر با اشاره به حذف بند مهم هدفمند کردن یارانه ها از لایحه بودجه، اظهار داشته اند که « این مساله بسیاری از مسائل اجتماعی ما را تحت تاثیر قرار می دهد و مشکل ساز می شود.
مجلس می بایست یک طرح جایگزین به دولت ارائه می داد و دولت را در بلاتکلیفی رها نمی کرد. » باید توجه داشت که به تعویق انداختن هدفمند کردن یارانه ها و توزیع گسترده آن با توجه به این که براساس گزارشات مرکز آمار و بانک مرکزی دهک های درآمدی بالای جامعه در حال حاضر از بیشترین یارانه استفاده می کنند، نه تنها باعث از میان رفتن شکاف میان فقیر و غنی نمی شود بلکه ادامه این روال نادرست، موجب بهره مندی اغنیا و دهک های بالای جامعه از یارانه ها و فشار به اقشار محروم و کمتر برخوردار می گردد. بدون تردید، نمایندگان محترم مجلس هشتم در مقام "وکلای ملت" به خوبی بر ابعاد سیاست های نادرست پولی و مالی که موجب توقف چرخ های توسعه کشور می گردد، واقف هستند و از این رو، ضروری به نظر می رسد در شرایطی که دولت عزم خود را بر کاهش وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی و افزایش بهره وری و منطقی کردن مصرف حامل های انرژی در کشور جزم کرده و به کرات جسارت و شجاعت خود را در بر انداختن "طرحی نو" نمایان ساخته، شایسته است مجلس محترم نیز در این گردنه تاریخی به تاییدات بخش کارشناسی تخصصی خود یعنی کمیسیون ویژه و تلفیق اهتمام ورزد تا رشد و تعالی ایران اسلامی در پرتو همکاری دولت و مجلس به بار نشیند.
کیهان
«اهداف اجلاس ریاض» عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن میخوانید؛تحرکات سنگین عربستان بعد از پایان جنگ دی ماه غزه که به شکست مطلق رژیم های صهیونیستی، سعودی و مصر انجامید بیانگر آن است که این بار محور یاد شده از طریق به نمایش گذاشتن «امتیازات سیاسی» درصدد بر هم زدن روندی است که به گمان آن ها اگر نبود امکان نداشت مقاومت به پیروزی برسد.
از هفته دوم بهمن ماه تا این روزها چندین مقام سعودی به دمشق سفر کرده اند چندین بار مقامات مصری نیز وارد پایتخت سوریه شده اند و اردنی ها نیز با ارسال پیام رسمی و اعزام نماینده سیاسی تلاش کرده اند تا به این روند بپیوندند. چندین جلسه در این اثنا به میزبانی امیر عبدالله پادشاه سعودی و با حضور بعضی از سران عربی و از جمله سوریه برگزار شده است که نزدیکترین مورد آن نشست روز چهارشنبه گذشته در ریاض با حضور ملک عبدالله پادشاه عربستان، حسنی مبارک رئیس جمهور مصر، جابر الاحمد الصباح امیر کویت و بشار اسد رئیس جمهور سوریه می باشد.
پادشاه عربستان سعودی در اجلاس اقتصادی سران عرب در کویت که دو روز پس از پایان جنگ غزه برگزار شد اعلام کرد: «اینک زمان دفن اختلافات عربی فرا رسیده است» و وزیر خارجه عربستان پا را از این فراتر گذاشت و در مصاحبه با رسانه ها گفت: «اجلاس کویت اختلافات عربی را دفن کرد.» البته این اظهارات از سوی رئیس جمهور سوریه رد شد. بشار اسد در گفت وگو با روزنامه اماراتی دارالخلیج گفت: «ما اکنون در روند آشتی هستیم و نمی توانیم تأکید کنیم که با یکدیگر اختلاف نداریم.»
بلافاصله پس از نشست چهارشنبه ریاض، حسنی مبارک با ملک عبدالله پادشاه اردن در امان ملاقات کرد و رئیس دفتر مبارک آن را در ادامه مباحث اجلاس ریاض خواند. از آن طرف عمرو موسی دبیر کل اتحادیه عرب نیز راهی دمشق شده است و قرار است تا دهم فروردین ماه سال آینده اجلاس سران عرب در پایتخت قطر برگزار شود.
این خبرها مجموعاً از فعال شدن خط مشترک ریاض، امان و قاهره حول یک محور اساسی خبر می دهد و بیانگر آن است که این دولت ها برای آن «اهمیت ویژه ای» قایل هستند برای شناسایی محور اساسی این گفت وگوها دشواری وجود ندارد همه می دانند مقاومت اسلامی منطقه مهمترین مشکل سه کشور عربی (تروئیکای عربستان، مصر و اردن) و نیز مهمترین مشکل رژیم صهیونیستی و آمریکا و بطور کلی غرب می باشد. در این میان سوریه به دلیل اینکه روابط استراتژیکی با ایران و مقاومت در فلسطین و لبنان دارد بشدت مورد توجه این محافل می باشد. محافل آمریکایی و عربی با صراحت از امکان جداسازی سوریه از ایران و مقاومت و نیز از امکان انتقال گفت وگوها از حول محور تشکیل دو دولت فلسطینی و اسرائیلی در سرزمین فلسطین به گفت و گو پیرامون صلح رژیم صهیونیستی با سوریه سخن گفته اند. مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن براساس آنچه دو روز پیش کریستین ساینس مانیتور نوشت در یک جمعبندی از تحولات سیاسی خاورمیانه اعلام کرد آمریکا از طریق عربستان حداکثر تلاش خود را برای همراه ساختن سوریه با آمریکا به کار بسته است که این همراهی مستلزم فاصله گرفتن از ایران است. این روزنامه آمریکایی با صراحت از تضعیف محور عربستان- مصر در خاورمیانه بعنوان دلیل اصلی شکست اسرائیل در مواجهه با مقاومت فلسطین ارزیابی کرده است.
اما درباره مذاکرات چهارجانبه ریاض و سفرهای پی در پی مقامات مصر، اردن و عربستان به دمشق باید ارزیابی دقیقی داشت چرا که موضوع مقاومت در خاورمیانه مبنای قدرت ایران و سوریه در خاورمیانه است و هرگونه خلل در آن می تواند تأثیرات بنیادی و درازمدت بر خاورمیانه بر جای بگذارد. برای بررسی این موضوع باید گفت.
1- سوریه از سال 1346 از اشغال جولان و جبل الشیخ به دست رژیم صهیونیستی در رنج بوده است. این دو نقطه فقط جنبه استراتژیکی و اقتصادی ندارند بلکه نوعی دعوای هویت نیز برای دولت دمشق به حساب می آید و از این رو سوریه بارها تلاش کرده است تا از طریق جنگ یا گفت وگو این دو را بازگرداند. اینک سوریه خود را با یک «فرصت بین المللی» مواجه می بیند و می خواهد بخت آزادسازی جولان و جبل الشیخ را امتحان کند. از نظر بشار پیروزی مقاومت در غزه و پیروزی حزب الله در لبنان، «نیاز به سوریه» را تشدید کرده است. از سوی دیگر بشار اسد به بن بست رسیدن مذاکرات اعراب و اسرائیل پیرامون تشکیل دو دولت را یک زمینه خوب برای فعال شدن مذاکرات با سوریه و در نتیجه آزاد شدن جولان می داند. اما دمشق نوعاً در برابر این سؤال که آیا سوریه حاضر است تغییری در روابط خود با مقاومت بپذیرد نوعاً پاسخ صریح نمی دهد ولی بر این نکته تأکید می کند که روند صلح بدون مشارکت دادن قدرت های منطقه ای از جمله حزب الله لبنان و حماس در فلسطین ممکن نیست.
2- عربستان سعودی و مصر مذاکره با سوریه را با هدف مهار ایران و مقاومت عربی منطقه دنبال می کنند و گمان می کنند اگر سوریه را با اعطای امتیازات مالی و سرگرم کردن به وعده آزاد شدن بلندی های استراتژیک جولان از مقاومت جدا کنند، زنجیره مقاومت در منطقه شکسته می شود و دوباره جریان سنتی جهان عرب که بر «ناسیونالیسم عربی» - به جای اسلام- و «غرب»- به جای مردم خود- استوار است، احیا می شود و اقتدار این دو کشور باز می گردد. چندی پیش رئیس جمهور مصر در یک سخنرانی عمومی اعلام کرد: ایران در حال بلعیدن خاورمیانه است و ما نمی توانیم سکوت کنیم. او اگر صراحت لهجه داشت می گفت اسلام گرایی خاورمیانه را تسخیر کرده و باید راهی را برای کنترل آن پیدا کرد. البته در عین حال باید گفت مصر و عربستان خود در درون به یک نزاع پنهان نیز مبتلا هستند. مصری ها خود را رهبر جهان عرب می دانند در حالیکه عربستان معتقد است این جایگاه طی سه دهه گذشته از میان رفته است.
3- اردن و کویت در این معادله نقش مکمل را ایفا می کنند و خود موضوعیت چندانی ندارند البته حضور کویت تأکیدی بر اصالت نقش عربستان و حضور اردن تأکیدی بر اصالت نقش مصر در این تحرک عربی است. ملک عبدالله اردن و شیخ احمد الصباح کویت منافع کشور خود را در این محور تعریف کرده اند. بخصوص اردن انتظار دارد عربستان و کویت در دوره بحران اقتصاد جهانی او را دریابند.
4- عربستان و مصر در این مذاکرات با مشکلات عدیده ای مواجه اند یکی از این مشکلات این است که از سوریه می خواهند که روابط نقد و مأثر با مقاومت که اساسی ترین وجه اقتدار دولت سوریه را تشکیل می دهد، با وعده نسیه آزادی جولان معاوضه کند. بشار اگرچه جوان است ولی خوب می داند که مذاکرات، وعده ها و ژست های سیاسی دولت های عربی هیچگاه نتیجه بخش نبوده است. از این رو رئیس جمهور سوریه بر این نکته تأکید می کند که: «تفاوت هایی میان توافقنامه صلح و خود روند صلح وجود دارد.»
5- آمریکایی ها بعد از جنگ 22 روزه علیه غزه تأکید کرده اند که اسرائیل نمی تواند بجنگد و باید به روش های سیاسی برای بهبود شرایط خود فکر کند. در حال حاضر بعید است که آمریکایی ها به تضعیف جدی روابط ایران و سوریه از یک سو و روابط سوریه و مقاومت امیدوار باشند آنان معتقدند کافی است سوریه کمی تغییر مسیر بدهد و به موازنه رابطه بین دمشق و تهران از یک سو و دمشق و واشنگتن از سوی دیگر فکر کند. به اعتقاد آنان این موازنه به ایران نیز می آموزد که شتاب خود را در منطقه کم کند و به رژیمی تعاملی در خاورمیانه بیندیشد در این صورت التهاب کنونی- یعنی پیشروی اسلام گرایی در خاورمیانه و جهان اسلام- کاهش می یابد و امکان «مدیریت تحولات» برای آمریکا فراهم می شود. اما این موضوعی است که در حدود گمانه زنی آمریکایی ها، سعودی ها و... قرار دارد.
6- یک طرف این ماجرا رژیم صهیونیستی است این رژیم در شرایط ضعف مفرط قرار دارد و لذا به هیچ روی جرأت و قدرت مذاکره پیرامون جولان را ندارد و اگر هم مذاکره می کند- به قول بشار- آماده انجام تعهدات توافق شده در مذاکرات نیست. رژیم صهیونیستی در تحلیل درونی خود معتقد است که واگذاری جولان به فروپاشی موجودیت او می انجامد کما اینکه عقب نشینی از غزه در سال 1384 را موجب فروپاشی امنیت خود ارزیابی می کند. با این وصف بسیار بعید است که عربستان بیش از وعده اقتصادی بتواند وعده های سرزمینی را برای سوریه محقق کند. از همین رو رئیس جمهور سوریه در مقابل ذوق زدگی مقامات مصر و عربستان با صراحت اعلام کرد: توافقنامه های صلح یک برگه بیشتر نیستند اما واقعیت این است که اینک 500 هزار فلسطینی در سوریه هستند که باید به خانه های خود بازگردند و جولان که باید به سوریه بازپس داده شود و تا آن موقع هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
7- اما در عین حال نباید از کنار تحولاتی که حول محور مهار مقاومت دنبال می شود و بدون تردید یک پروسه آمریکایی- صهیونیستی است عبور کرد. مقاومت در جنگ های 33 و 22 روزه به پیروزی درخشان و اعجاز گونه دست یافته است ولی یادمان باشد برای آنکه در فرآیند سیاسی حزب الله بر توطئه گران غالب شود 19 ماه- حد فاصل آغاز اعتصام تاریخی حزب الله در نیمه دوم آبان 1385 تا اجلاس لبنانی دوحه در آخر اردیبهشت 1387- تلاش کرد. برای خنثی کردن توطئه های سنگین سیاسی، درایت بیشتر و زمان بیشتری نیاز است این موضوعی است که دستگاه سیاست خارجی ما باید بیش از هر دستگاه دیگری به آن توجه کند.
رسالت
«باران هور و بشارت نور» عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم سید مسعود علوی است که در آن میخوانید؛نه مکه که، هستی شکوفه باران باغ ولادت شد. دریاچه درد خشکید و کنگره جهل جباران فرو فتاد و آتشکده جائران به خاموشی گرایید. صحیفه سیاه ستم به هم پیچید و یاس های سعادت در کویر فترت رویید.
از آسمان امید، باران هور بارید و از مهتاب، قطره های بشارت و نور تراوید. از ورای اعصار انتظار، یوسف سپید سیمای مشکین چشم دلربا آمد. یعقوب جان به اشارتی از ملکوت با اشک اشتیاق و تلواسه دل به استقبال رسول یار، شتابان شد.
روح بهاران زمین از آفاق وصال دمید و عطر عطا از عرش اعلا به سرای آفرینش رسید. مسجود ملائک و محمود خلائق و مصطفای دلدار و امیر دلشدگان، خرامان به محفل دلخستگان آمد. مسیح(ع) از عرش به زیر آمد و در قدوم محمد(ص) شمع شعف افروخت و موسای عمران(ع) با عصای ارادت، دریای شوق شکافت. سرادق توحید و رایت نور در وادی وداد، برافراشتند و هلهله اهل نیاز به آسمان برخاست. درخت رنج رسولان و شاخه اشک نیکان به ثمر نشست و ثمره شگرف و شاداب خلقت، پدیدار گردید.
ستاره و یاس از آسمان ایمان بارید. سپاه سپیده بر جنود ظلمت تاخت. آبشار بشارت و نوید امید، ریزان شد. خستگان زمین و مظلومین زمان را توان و تبسم به جان و لب نشست. بر دشت خشک خاطرات رنج و جهل و جفا، سبزه صدق و عشق و صفا رویید و درخت سترگ رسالت، بالید. محمود آسمانیان از عرش عنایت یار به جمع اهل نیاز آمد. آمد محمد و عطر سحر در سرای دل پیچید. آمد محمد و بارگاه باهر مهر بر بسیط خاک بر پا شد. آمد محمد و بوستان عاشقان گل افشان شد.
السلام علیک یا رسول الله!
سلام بر امیر عارفان و امین مومنان!
سلام بر تو ای پاک تر از نسیم صبحگاهان! ای شفیعستان یاران، ای روح نیایش، ای نور ناب یار!
با کدامین زبان و قلم، وصف تو شاید که افلاک، رهین خلقت توست؛ «لولاک لما خلقت الافلاک.» معراج تو لقای یار است و معراج ما محراب ابرویت. مکتب تو رحمت رحیم است و آیین ما خورشید نگاهت. قبله تو ذات حمید است و کعبه ما زلف سیاهت. تو عبد نور سماواتی و ما عبید نور سیمایت. تو ساجد آستان یکتایی و ما خاضع خلق یکتایت؛ «انک لعلی خلق عظیم.»
آسمان بار امانت عشقت نتوانست کشید و قرعه ارادت به نام ما بی دلان زدند.ای آخرین رسول نگار و اولین وقار بهار!
در قدوم تو یاسمن ها به سجده افتادند و آوای رضایت و شکر از قنوت سپیداران برخاست. دل های پاک عاشقان، حرای دوباره گام های تو باد. میلاد تو آغاز انتشار فضایل است یا طه! پدر و مادرم فدای یک تبسم ملیح تو باد. گلخند قدسی رضایت تو می جوییم و کرامت باران نگاهت. کاش منادای بشارت تو باشیم و پذیرای مخلص انذارت؛ «انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا.» نگاه رافت تو هماره بر امت یکتاپرستت باد. امروز مدینه، مسرور نزول گام های عرشی دیگری است. آیینه دار آئین آسمانی امین عاشقان(ص)، صادق آل یاسین(ع) با حضور خدایی خویش، قدم بر آستان دیده ایمانیان گذاشت. انشراح سینه سترگ نبی، علم علی، حلم حسن، حماسه حسین و سطوت زهرا دوباره در مدینه هویدا شد.طلوع سپیده صادق و فجر حقایق برآمد و گوهر دانش و عشق و قیام، تابید و انوار اسرار آل طه، تاریخ عاشقان را فرا گرفت.
میلاد مهر آسمان رسالت، محمد مصطفی، خاتم الانبیاء(ص) و ولادت با جلالت ستاره سپهر ولایت، صادق آل محمد(ع) خجسته باد.خدایا! به سیمای دلربای حبیبت سوگند؛ ما مریدان نبوت و ولایت را در طریق انبیاء و اولیاء برگزیده ات مستدام و مقاوم بدار و توفیق اطاعت از نایب ولی عصر(عج)، خامنه ای عزیز را هماره قرین راهمان گردان.
آفتاب یزد
«سوگند فراموش شده!»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفتاب یزد است که در آن میخوانید؛پانزده روز پیش، سایت متعلق به احمد توکلی خبری را منتشر کرد که نشان میداد گزارش تفریغ بودجه سال 86 کل کشور به مجلس ارسال شده است. براساس مندرجات سایت «الف»، در عملکرد بودجهای دولت در سال 86 انحرافات گستردهای وجود داشته است که مازاد استفاده هزاران میلیارد ریالی شرکتهای دولتی نسبت به بودجه مصوب و عدم تخصیص برخی تسهیلات مربوط به اقشار ضعیف و کم درآمد جامعه، بخشی از آن انحرافات بود. پس از انتشار خلاصه گزارش، توقع میرفت که مشروح آن نیز در صحن علنی مجلس قرائت شود و در اختیار رسانهها قرار گیرد. این اقدام از آن جهت اهمیت داشت که قطعاً بر تصمیمگیری نمایندگان مجلس در پذیرش یا رد احکام بودجه سال 88 تاثیر میگذاشت. اما اخبار غیررسمی حاکی از آن است که بعضی فشارها در داخل مجلس، مانع توزیع مشروح گزارش در میان نمایندگان مجلس شده است. به عبارت دیگر، نمایندگان مردم در حالی بودجه 280 هزار میلیارد تومانی سال 88 را در اختیار دولت گذاشتند که از عملکرد دولت نسبت به بودجه سال 86 اطلاع کافی ندارند.
البته هنوز به طور دقیق مشخص نیست که چه اشخاص و کدام عوامل مانع دسترسی نمایندگان مردم به گزارش عملکرد دولت در سال 86 شدهاند. آیا مثلاً نزدیکی انتخابات و نگرانی از کاهش اعتماد مردم به »دولت اصولگرا« در این موضوع نقشی داشته است؟ آیا عوامل عدم توزیع گزارش تفریغ، همان کسانی هستند که در سال 86اعلام کردند: »با دولت مشکلاتی داریم اما برای حفظ وحدت اصولگرایان، سکوت میکنیم«؟ شاید هم تصمیم به ممانعت از توزیع گزارش تفریغ بودجه را باید متاثر از اراده کسانی دانست که چند روز قبل با صراحت بر کنترل انتقادات از دولت نهم - به خاطر جلوگیری از بهرهبرداری اصلاحطلبان- تاکید کردند! ممکن است دلایل دیگری نیز برای این کار وجود داشته باشد. مثلا شاید تصمیمگیران مجلس هم به همان نتیجهای رسیدهاند که رئیس جمهور اخیراً اعلام کرد: »اشتباه دیوان محاسبات در بررسی عملکرد دولت!« البته این فرض نمیتواند چندان دقیق باشد اما هر یک از فرضیات فوق که پذیرفته شود سکوت و مخفیکاری نمایندگان مجلس، برخلاف سوگندی است که در بدو ورود به مجلس توسط هر یک از نمایندگان ادا میشود: »من در برابر قرآن مجید به خدای قادر متعال سوگند یاد میکنم و با تکیه بر شرف انسانی خود تعهد مینمایم... به حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و...«
آیا سکوت در برابر انحراف بودجه، بی اعتنایی به احکام صریح قانون اساسی نمیباشد؟ در مقابل، اگر دیوان محاسبات به عنوان بازوی نظارتی مجلس، تا این حد دچار خطا باشد که بر علیه دولت گزارشهای غیرواقعی بدهد، آیا سکوت در برابر این نقیصه را میتوان در راستای پایبندی سوگندی دانست که در بخشی از آن بر حفظ حقوق مردم و مصالح کشور تاکید شده است؟ در گزارش سایت »الف« به این نکته اشاره شده است که: »شرکتها و بانکهای دولتی به تنهایی 6 برابر بودجه عمومی دولت به شکلی غیرقانونی هزینه کردند که این بی انضباطی شدید مالی توسط شرکتهای دولتی نه فقط فقدان بهرهوری در این موسسات را به کل اقتصاد تسری داده، بلکه فضا را برای شرکتها و کسب و کارهای خصوصی نیز تنگتر کرده است«. در صورت دقت و صحت این گزارش علاوه بر زیرپا گذاشته شدن قانون و نقض قانون اساسی، دستورالعمل رهبری نظام در خصوص اجرای اصل 44 قانون اساسی برای کوچک شدن حجم دولت نیز توسط مسئولان دولتی مورد بیتوجهی قرار گرفته است. آیا سکوت در این خصوص، نقض آشکار سوگند نمایندگی نیست؟ اگر نمایندگان مجلس معتقدند که مصوبات قانونی آنها در راستای منافع مردم است باید بپذیرند که بیتوجهی دولت به این مصوبات، مفهومی جز زیرپا گذاشتن حقوق و مصالح ملت ندارد. چنانچه سکوت امروز نمایندگان در راستای اجرای این توصیه یک چهره تاثیرگذار مجلس باشد که »تضعیف دولت به نفع اصلاحطلبان ممنوع« آیا این سکوت هیچ تناسبی با سوگند نمایندگی دارد؟ نگارنده گمان میکند شأن اکثر نمایندگان بالاتر از آن است که سوگند خود را نقض کنند. پس شاید خوشبینانهترین توجیه آن باشد که آنها را دچار فراموشی نسبت به سوگند خود بدانیم. اگر اینگونه است نمایندگانِ خود در مجلس را دعوت میکنیم یک بار دیگر سوگند زیر را مرور کنند و آنگاه میزان تطابق برخی عملکردهای خویش از جمله سکوت در برابر اخبار منتشره نسبت به گزارش تفریغ بودجه 86 با این سوگند را نیز بسنجند.
«من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد میکنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد مینمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم. ودیعهای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تامین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم.»
جمهوری اسلامی
«اوباما ادامه خصومت با ایران»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوی اسلامی است که در آن میخوانید؛باراک اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا مانند اسلاف دموکرات و جمهوریخواه خود تحریم های ایران را برای یکسال دیگر تمدید کرد. براساس این تحریم ها شرکت های آمریکائی از کمک به توسعه صنعت نفت ایران تجارت با تهران صادرات و واردات با ایران و سرمایه گذاری در کشور ایران ممنوع می باشند.
این اقدامی است که از سال 1374 روسای جمهور آمریکا هر ساله علیه ملت ایران انجام دادند و هیچ تفاوتی میان دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در این زمینه وجود نداشته است . امضای سند تحریم ایران در طول 13 سال گذشته یکی از دلایل برخورد خصمانه دولت آمریکا باملت ایران بوده و اکنون نیز این اقدام باراک اوباما نشان داد این خصومت همچنان ادامه دارد.
مبادرت به چنین اقدامی توسط روسای جمهور قبلی آمریکا امری طبیعی بود زیرا آنها در گفتار نیز خصومت خود را نسبت به ملت ایران اعلام می کردند. در این میان باراک اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا تلاش می کرد خود را با اسلاف خود متفاوت نشان دهد و چنین وانمود کند که درصدد ایجاد تغییر در سیاست خارجی دولت آمریکا می باشد تا آنجا که حتی کلمه « تغییر » را شعار اصلی و محوری تبلیغات انتخاباتی خود قرار داد و با تکیه بر همین شعار توانست به کاخ ریاست جمهوری راه یابد. از چنین شخصی انتظار این بود که راهی مغایر با راه پیشینیان خود در پیش بگیرد و حتی انحرافات آنها را نیز جبران کند. اما عملکرد باراک اوباما نه تنها تاکنون با چنین انتظاراتی منطبق نبوده بلکه وی درست برخلاف این مسیر و کاملا منطبق بر مسیر اسلاف خود عمل کرده است . او به اشغال افغانستان ادامه داده در مورد پایان دادن به اشغال عراق نیز به وعده های خود عمل نکرده از رژیم صهیونیستی حمایت کرده در برابر جنایات صهیونیست ها در غزه سکوت پیشه کرد و جمهوری اسلامی ایران را نیز متهم کرد که تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا محسوب می شود. اوباما در پیامی که روز پنجشنبه به کنگره آمریکا فرستاد مدعی شد ایران در تضاد با منافع آمریکا در منطقه عمل می کند.
تحریم ها علیه ایران در زمان ریاست جمهوری کلینتون که او نیز از حزب دموکرات بود آغاز شد و بهانه این تحریم ها اتهامات واهی و بی اساسی بود که آمریکا به ایران وارد کرد و دولت ایران را حامی تروریسم دانست و بازی شیطنت آمیز نسبت دادن تلاش برای دست یابی به سلاح های کشتار جمعی را علیه کشورمان آغاز کرد. بعد از پایان دوران کلینتون این بازی توسط بوش کوچک نیز که از حزب جمهوریخواه بود ادامه یافت و هر سال این تحریم ها تمدید شد و اکنون اوباما نیز علیرغم ادعاهای پرزرق و برق خود نه تنها این تحریم ها را تمدید کرده بلکه ایران را به عنوان یک تهدید علیه امنیت ملی آمریکا متهم کرده است .
اقدام خصمانه باراک اوباما علیه ایران نشان داد کسانی که تاکنون به هردلیل تصور می کردند می توانند روی او به عنوان کسی که با اسلاف خود فرق دارد حساب کنند کاملا در اشتباه بودند و کسانی هم که معتقد بودند باید برای قضاوت درباره رئیس جمهور جدید آمریکا مقداری منتظر بمانند و عملکردهای او را ببینید اکنون زمان قضاوت درباره او فرا رسیده و دیگر درنگ جایز نیست . واقعیت همانست که رهبر معظم انقلاب هفته گذشته در دیدار رئیس جمهور ترکیه با صراحت بیان کردند. ایشان ضمن برشمردن خطاهائی که آمریکا در عراق و افغانستان مرتکب شده و با تاکید بر اینکه موضع دولت کنونی آمریکا در مساله غزه نیز یکی دیگر از خطاهای بزرگ آمریکاست تصریح کردند : « دولت آمریکا درحال ادامه همان مسیر قبلی است و هیچ نشانه ای از تلاش برای جبران خطاها دیده نمی شود .»
بدین ترتیب تکلیف تعارفات سیاسی و البته غیررسمی رد و بدل شده میان تهران و واشنگتن در هفته های اخیر نیز کاملا روشن است . کسانی که تاکنون تصور می کردند یخ های روابط میان ایران و آمریکا را که 30 سال است هر روز بر انجماد آنها افزوده می شود می توانند آب کنند اکنون باید به این نتیجه برسند که دل خوش کردن به پوست سیاه اوباما و یا شعار « تغییر » او دل بستن به سراب است و نگاه صحیح به آمریکا اینست که آمدن و رفتن افراد نمی تواند در سیاست های کلی واشنگتن که بر خوی سلطه گری مبتنی است تحولی بنیادین ایجاد کند. اقداماتی از قبیل ارسال پیام تبریک به مناسبت انتخاب اوباما به ریاست جمهوری یا اعلام آمادگی برای مذاکره و یا انتظار تجدیدنظر در سیاست های دولت آمریکا کاملا ناشیانه و ساده لوحانه است . سیاست متین و منطقی در قبال آمریکا همانست که امام خمینی در پیش گرفتند و اکنون نیز خلف صالح ایشان با روشنگری ها و موضعگیری های هوشمندانه همان سیاست را دنبال می کنند.
ما هرگز از اعلام بی نیازی به آمریکا و تکیه بر سیاست بی اعتنائی به اظهارات فریبکارانه دولتمردان آمریکائی ضرر نمی کنیم . این سیاست بی صبری و عجله در تصمیم گیری و اظهارنظرهای بی موقع است که همواره مشکل ساز است و دشمن را به طمع می اندازد و مطالباتش را بالا می برد. دولتمردان جمهوری اسلامی باید با متانت در برابر مسائل پیچیده ای همچون برخورد با آمریکا عمل کنند و از اظهارنظرهای شتاب زده پرهیز نمایند و مهمتر آنکه پا را از حوزه مسئولیت و اختیارات خود فراتر نگذارند.
مردم سالاری
«آچمز حامیان دولت»عنوان سرمقالهی روزنامهی مردم سالاری به قلم آرش محبی است که در آن میخوانید؛این روزها حامیان محمود احمدی نژاد که تا چند ماه پیش کاندیدای خود را پیروز بلامنازع انتخابات دهم ریاست جمهوری می دانستند به واسطه رفتارهای عقلایی بزرگان جریان اصلاح طلب و نارضایتی روز افزون بخش های عمده ای از جریان موسوم به اصولگرا آچمز شده اند و به قول قدیمی ها نه راه پس دارند و نه راه پیش.
به اعتراف بسیاری از اصولگرایان، این جریان برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم باید با یک کاندیدا وارد کارزار انتخاباتی شود. از میان کاندیداهای بالقوه و بالفعل جریان اصولگرا احمدی نژاد به دلایلی شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات دارد. البته این شانس ربطی به عملکرد ضعیف دولت و محبوبیت تبلیغاتی احمدی نژاد ندارد.
احمدی نژاد شانس اول کاندیداتوری اردوگاه اصولگرا است زیرا از امکانات بهتری نسبت به سایرین برخوردار است. این امکانات بهتر بخشی از جریان اصولگرا را وسوسه می کند که علی رغم برخوردهای نامناسب دولت نهم با آنها و خروج به نوبت وزرای منسوب به این بخش از کابینه بازهم چشم ها را هم بکشند و به امید غنیمتی بیشتر از گذشته بازهم ماشین انتخاباتی احمدی نژاد را هل بدهند تا شاید با عبور از سربالایی انتخابات ریاست جمهوری سهمی بیشتر از گذشته نصیب آنها شود. مشکل احمدی نژاد اما این بخش از جریان اصولگرا نیست که اگر در ظاهر هم بر سر اصول دعوا می کند اما سر بزنگاه حرف دلش را می زند و با چند تا وزارتخانه و استانداری و... رای به ناب بودن اصولگرایی احمدی نژاد می دهد. مشکل احمدی نژاد بخش های دیگری از جریان اصولگرا است که با چراغ خاموش از وی عبور کرده اند یا درتلاش هستند با طرح مباحثی چون دولت ائتلافی و دولت وحدت ملی، احمدی نژاد را وارد یک بازی سهامی قدرت کنند.این بخش از جریان اصولگرا خار در گلو هم حاضر نیست که دوباره از رئیس فعلی دولت به عنوان تنها کاندیدای جریان اصولگرا حمایت کند لذا در تقلاست که با ارائه طرح های مختلف خود را از شر حمایت همه جانبه از رئیس جمهور فعلی خلاص کند.
حامیان دولت ابتدا می پنداشتند که می توانند بدون حمایت همه جانبه تشکل های اصولگرا و چهره های متنفذ این جریان وبا ایجاد فضای دو قطبی و القای تصویر" همه بر ضد احمدی نژاد" به افکار عمومی به مانند چهار سال پیش، مهر تمدید چهار ساله بر ریاست جمهوری احمدی نژاد بزنند اما غافل از اینکه چهار سال پیش احمدی نژاد در قدرت نبود و این بازی تبلیغاتی در آن فضا موثر بود و از همه مهمتر این بازی وقتی می گرفت که جامعه تجربه چهار سال ریاست جمهوری احمدی نژاد را نداشت و با پیشینه ذهنی خالی نسبت به وی پذیرفت که شهردارآن زمان تهران متعلق به هیچ دسته و گروهی نیست. افزون بر این تجربه انتخابات شورای شهر سوم و شکست یکه تازی حامیان دولت در آن درس بزرگی به رییس جمهور فعلی داد که برای ادامه حضورش در قدرت محتاج به حمایت است و به همین دلیل بود که در انتخابات مجلس هشتم طرح جبهه متحد اصولگرایان (6+5) را پذیرفت و برای انتخابات آتی نیز جلسات متعددی را با گروه های مختلف اصولگرا برگزار می کند.به هر حال بخش های عمده ای از جریان اصولگرا حاضر به حمایت مجدد از احمدی نژاد نیستند و درفضایی که ترفندهای چهار سال پیش نیز موثر نیست بر صعوبت مسیر پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری افزوده شده است.
حامیان دولت این نکته را که حمایت شخصیت ها وگروه های اصولگرا تا چه حد برای پیروزی احمدی نژاد ضروری است به خوبی درک کرده اند وبه همین دلیل از طرق مختلف سعی دارند القای کنند چهره هایی مانند قالیباف با تمام انتقاداتی که به احمدی نژاد دارند در نهایت با وی بر سر سفره اصولگرایی می نشینند و احتمالا از خوان رقیب سر در نمی آورند. این ترفند حامیان دولت اما بعید است که به انجام برسد زیرا اختلافات امثال قالیباف با احمدی نژاد عمیق و فراگیر است و نه تنها دارای ابعاد گفتمانی است بلکه وجوه سیاسی و مدیریتی نیز دارد. بلوکه شدن منابع مادی مورد نیاز برای اجرای طرح جامع حمل ونقل شهر تهران توسط دولت و دعوای سیاسی دولت با شهرداری بر سر اجرای طرح منوریل در جهت خارج کردن مترو از لیست کارهای ماندگار به مدیریت خاندان هاشمی رفسنجانی از جمله موارد اختلاف احمدی نژاد با قالیباف است. فشارهای دولت به شهرداری تهران وتلاش برای ناکار آمد جلوه دادن قالیباف امکان هرگونه مصالحه را منتفی می کند و به قول ظریفی در روابط سیاسی برخلاف روابط عاشقانه نمی توان از تنفر به عشق و حمایت رسید.
از سوی دیگر تدبیرهای اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری دهم متفاوت از انتخابات مجلس هشتم است. در این انتخابات متاسفانه یا خوشبختانه سکان هدایت امور در دستان بزرگان این جریان است که نشان داده اند نسبت به گروههای اصلاح طلب از دور اندیشی و بصیرت سیاسی پخته تری برخوردارند. کاندیداتوری توامان میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی ومهدی کروبی اولا جریان حامی دولت را برای شناسایی رقیب اصلی سرگردان کرده است واز سویی سفرهای شهربه شهر و سخنرانی های متعدد این سه بزرگ بار دیگر اصلاح طلبان را در کانون توجه افکار عمومی قرارداده است. در این وانفسای کمبود رسانه بزرگان اصلاح طلب هرکدام در نقش یک رسانه ظاهر شده اند و پیام انتخاباتی این جریان را به گوش مردم می رسانند و از همه مهم تر دور آخر سفرهای استانی احمدی نژاد را که در کنار صدا وسیما دو ابزار مهم تبلیغاتی رییس جمهور هستند، تحت تاثیر حضور خود قرار می دهند.
هرکدام از کاندیداهای اصلاح طلب دارای پایگاه رای متفاوتی هستند که در صورت کناره گیری دو تن از کاندیداها به نفع کاندیدای واحد، سبد رای اصلاح طلبان از رای اقشار مختلفی تشکیل می شود. به ویژه آنکه یکی از پایگاه های رای چهره ای چون میرحسین طبقات و اقشار فرودست جامعه است که در انتخابات قبلی در غیاب چهره ای که این اقشار را نمایندگی کند به احمدی نژاد رای دادند اما در انتخابات کنونی به نماینده اصلی خود رای خواهند داد.از سویی میر حسین در میان اصولگرایان نیز طرفدارانی جدی دارد که از این حیث نیز پایگاه رای احمدی نژاد با کاندیداتوری میر حسین تضعیف می شود. محاسبه آمار بالای رای کاندیدای واحد اصلاح طلبان از میان طبقات فرودست، متوسط و قومیت های مختلف شکست احمدی نژاد را تضمین می کند و از این حیث که مهندسی های اعمال شده در انتخابات قبل در این انتخابات به واسطه تدبیر بزرگان اصلاح طلب و نارضایتی درونی جریان اصولگرا از احمدی نژاد به سرانجام نخواهد رسید، حامیان دولت را با مشکل اساسی مواجه کرده است. در این شرایط است که نه می توانند کسی را تخریب کنند، نه می توانند از کسی دلجویی کنند و... البته مهمترین درس این سردرگمی حامیان دولت این است که اگر اصلاح طلبان همیشه با تدبیر و درایت عمل کنند حتی تیغ های تخریب نیز زنگار خواهد خورد.
صدای عدالت
«چرا ترکیه وارد بازی روابط ایران و آمریکا شده است؟»عنوان سرمقالهی رورزنامهی صدای عدالت به قلم سید رحیم لاری -است که در آن میخوانید؛ سفر هیلاری کلینتون به ترکیه و مصاحبه او با شبکه تلویزیونی سی ان ان ترک باعث شد تا مقامات آن کشور اعتماد به نفس بیشتری برای ادعای میانجیگری میان ایران و آمریکا به دست آورند. کلینتون در این مصاحبه گفت؛ "شاید شما بهتر از ما ایران را بشناسید چرا که بیش از 370 سال با این کشور مرز مشترک دارید.از این رو مساعی ترکیه اگر بر رفتارهای حکومت ایران تاثیر گذار باشد، ایالات متحده از این تلاش ها حمایت می کند". علی بابا جان، وزیر امور خارجه ترکیه، پس از دیدار با کلینتون با طرح میانجیگری ترکیه و "تلاش برای رسیدن به نتایج ملموس"، مدعی شد که کشورش به دنبال ایجاد "درک بهتر بین آمریکا و ایران" است و هر دو کشور از این مسئله خشنود هستند. البته باباجان در این کار دست تنها نیست و پیش از وی نخست وزیر ترکیه، رجب طیب اردوغان، نیز مدعی شد که ایران از آن کشور خواسته تا بین ایران و آمریکا میانجیگری کند و پاسخ ترکیه این بوده: "ما آماده ایم".ادعای مقامات ترکیه به هر وجهی که باشد یک نکته را قبل از هر چیز نشان می دهد: خیز برداشتن برای به دست آوردن جایگاهی خاص در مناقشه پرپیچ و خم و سی ساله ایران و آمریکا. نه تنها هماهنگی بین گفته های نخست وزیر، وزیر امور خارجه و وزیر حمل و نقل و ارتباطات ترکیه در این زمینه کاملا مشهود است، بلکه مطبوعات ترکیه نیز وارد گود شده و سناریوی پر آب و تابی را برای آن ترسیم کرده اند. برای مثال ، روزنامه "آکشام" به نقل از یکی از مقامات وزارت خارجه ترکیه نوشت آنکارا دو طرف را به ضرورت نشستن پای میز مذاکره سفارش کرده و موفق شده آنها را به بازگشایی روند مذاکرات متقاعد کند. این روزنامه پا را فراتر از این گذاشته و حتی مدعی شد که دیدارهای مستقیم به زودی میان مقامات دو کشور در تهران برگزار خواهد شد.حسین قشقاوی، سخنگوی وزارت خارجه، به صراحت ادعای آقای اردوغان را تکذیب کرد و گفت؛ "هیچ درخواستی از سوی ایران برای مذاکره و میانجیگری ترکیه در مورد روابط با آمریکا صورت نگرفته است".
حال با توجه به تکذیبیه قشقاوی می توان پرسید، چرا باباجان همچنان ادعاهای قبلی را تکرار می کند؟ آیا بیش از آن که ایران و آمریکا از ترکیه درخواستی داشته باشند، خود این کشور نیست که می خواهد از فضای به وجود آمده استفاده کند و چنین نقشی را برای خود دست وپا کند؟ و اگر چنین است هدف ترکیه در این کار چیست و چه دست آوردهایی را برای خود در نظر گرفته است؟برای پاسخ به این پرسش ها ، اولین موضوع توجه به رویکردی است که دولت اسلامگرای ترکیه به رهبری طیب اردوغان در سالهای گذشته داشته است. دولت ترکیه به موازات حرکت نرم و آرام داخلی برای تخفیف ساختار لائیک آن کشور، حرکتی نرم در سیاست خارجی نیز در پی گرفته تا به این وسیله بتواند در میان کشورهای اسلامی به جایگاه موثری نسبت به گذشته دست یابد.در واقع، ترکیه پس از سالها تلاش برای نزدیکی به غرب که همچنان نیز ادامه دارد و در قالب عضویت در اتحادیه اروپا دنبال می شود، اکنون سعی می کند تا جایی در میان کشورهای آسیایی و به خصوص کشورهای اسلامی و خاورمیانه برای خود به دست آورد.
میانجیگری ترکیه بین اسرائیل و سوریه و انجام چهار دور گفت و گوی میان این دو کشور در ترکیه از مصادیق بارز این حرکت است و علاوه بر این، مواضع ترکیه در مورد اسرائیل و فلسطین نیز در همین جهت قابل ارزیابی است.اردوغان چندی پیش گفته بود:"تنها راه حل مناقشه اسرائیل و فلسطینیان حضور یافتن حماس بر سر میز مذاکرات است"، البته او از طرف فلسطینی نیز خواست تا رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسند. شاید وقتی که اردوغان هنگام کنفرانس داووس در خطاب به شیمون پرز، او را "آدمکش" خطاب کرد موجب تعجب و حیرت بسیاری شد و حتی بسیاری انتظار ورود ترکیه به جبهه علیه اسرائیل را داشتند، اما تماس تلفنی بعدی بین شیمون پرز و اردوغان و سکوت معنادار و حتی حمایت ضمنی ارتش ترکیه از اردوغان طرف دیگر سکه را تا اندازه ای نشان داد. اکنون می توان این طرف سکه را در همان مصاحبه خانم کلینتون با سی ان ان ترک دید. کلینتون در این مصاحبه گفت: "آمریکا از هر راهی که بشود با نزدیکی به حماس این گروه را از ایران جدا کرد، حمایت می کند". از این سخن کلینتون به خوبی می توان دریافت که آن پرخاش اردوغان به شیمون پرز چندان بی حساب و کتاب نبوده و در ادامه همان حرکت نرم ترکیه برای به دست آوردن جایگاهی موثر در منطقه است.اگر ترکیه بتواند بین ایران و آمریکا نقش میانجی را بازی کند و این دو کشور را به پای میز مذاکره بکشاند و حداقل در برخی زمینه ها تفاهمی بین آنها ایجاد کند، آیا در این صورت نتوانسته گام بلندی در این حرکت بردارد، گامی که بیشتر یک خیز بلند به سوی قدرت یافتن در منطقه است ؟ پاسخ روشن است و این درست همان چیزی است که مقامات ترکیه در حال انجام دادن آن هستند. در این موضوع، مسئله خواست ایران یا آمریکا برای میانجیگری ترکیه مطرح نیست، بلکه سیاستی مطرح است که مقامات ترکیه در زمینه های مختلف دنبال می کنند تا بتوانند در منطقه به آن موقعیت و نفوذی نزدیک شوند که پس از جنگ جهانی اول، سالها است آن را از دست داده اند.
پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، ترکیه در مورد تحولات منطقه بیشتر نقش یک ناظر را داشته تا قدرتی موثر و گویا "سیاست توجه به کشورهای اسلامی" دولت اسلامگرای اردوغان به دنبال تغییر این نقش است. در این میان، دولت ترکیه برای تغییر نقش خود تنها نیست و همیاری آمریکا نیز در راه است. پس از اعلام سفر اوباما به ترکیه از سوی خانم کلینتون، روزنامه واشنگتن پست نوشت؛ "سفر اوباما به ترکیه فرصت مناسبی برای ادامه گفتگو با دنیای اسلام است".
می توان انتظار داشت که برای آمریکا موقعیت برتر و موثر ترکیه در منطقه حساس خاورمیانه بسیار مطلوبتر از موقعیت و نفوذ ایران در این منطقه است، چرا که ترکیه نه تنها عضو ناتو و به نوعی متحد نظامی آمریکا به شمار می رود، از ساختاری لائیک نیز برخوردار است و این امر با سیاستهای خارجی و منطقه ای آمریکا هماهنگی دارد. شاید به همین دلیل است که ترکیه در این حرکت وارد عرصه هایی شده که از اهرمهای قدرت ایران به شمار می روند: سوریه و حماس. ورود ترکیه در این عرصه ها خود به خود از میزان نفوذ ایران کاسته و کنترل محورها در اختیار ترکیه قرار خواهد گرفت.
عبدالله گل، رییس جمهور ترکیه، برای شرکت در اجلاس سران سازمان همکاری اقتصادی (اکو) وارد تهران شده و طبیعی است که با زمینه سازی های انجام شده، مسئله میانجیگری را با مقامات ایران در میان بگذارد، اما باید به لبخند او پاسخ مثبت داد؟ آیا علی رغم روابط حسنه بین ایران و ترکیه و وجهه اسلامی عبدالله گل و دولت رجب طیب اردوغان، پذیرش میانجیگری ترکیه از سوی ایران به معنای دادن فرصتی طلایی به کشوری نخواهد بود که بیشتر به دنبال رقابت است تا رفاقت؟در واقع ، ترکیه می خواهد با این میانجیگری ، به وزن افزایی سیاسی خود بپردازد و قدرت منطقه ای و اعتبار بین المللی خود را افزون تر کند. معضل رابطه ایران و آمریکا پیچیده تر از آن است که با چند دور گفتگو در آنکارا حل و فصل شود و گذشته از این، راهها و عنداللزوم میانجی های دیگری نیز وجود دارند که ایران با انتخاب آنها می تواند بدون آن که رقیب منطقه ای خود را تقویت کند، برنامه خود را به پیش ببرد.به بیان دیگر ، میانجیگری ترکیه ، منجر به تقویت جایگاه این کشور در منطقه می شود و از آنجا که ترکیه رقیب منطقه ای ایران است ، دادن چنین فرصتی به آن ، نمی تواند در دراز مدت نفع کشورمان باشد؛ هیچ کس رقیبش را تقویت نمی کند.بنابر این، به نظر می رسد که نمی توان به پیغامهای مقامات ترکیه چندان خوشبین بود و بهتر آن است که با احتیاط زمینه های دیگری برای تحول در روابط ایران و آمریکا جست وجو شود.
دنیای اقتصاد
«درباره علل رد شدن طرح تعیین تکلیف یارانهها»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم علی سرزعیم است که در آن میخوانید؛شاید مهمترین واقعه در عرصه سیاستگذاری ایران، رد شدن طرح تعیین تکلیف یارانههای انرژی در مجلس شورای اسلامی باشد. بررسی اینکه چرا چنین اتفاقی رخ داد، میتواند درسهای آموزندهای برای ما به همراه داشته باشد.
یکی از یافتههای دانش سیاسی این است که نهادهای سیاسی خواسته یا ناخواسته تحت تاثیر افکار عمومی قرار دارند. هرچه جامعه دموکراتیک تر باشد و نهادهای سیاسی به شکل واقعیتری برآمده از انتخاب مردم باشند، این تاثیرپذیری بیشتر خواهد بود. در جوامع دیکتاتوری هم نهادهای سیاسی نمیتوانند به طور مستمر و به طور صددرصد در مقابل افکار عمومی قرار گیرند. مجلس شورای اسلامی به عنوان یکی از نهادهای سیاسی کشور نیز از این قاعده مستثنی نیست و نباید رفتار مجلس را فارغ از افکار عمومی جامعه قلمداد کرد.
آنچه در صحن علنی مجلس رخ داد، برآیند رویارویی انگیزه عظیم و شدید دولت برای اجرای این طرح و بدبینی توام با تشکیک در سمت دیگر بود که انعکاسی از وضعیت جامعه داشت. در سطح افکار عمومی ائتلافی شکل گرفته بود که همه بر نفی یا حداقل تعلیق موقت این طرح متفقالقول بودند. کسانی که دیدگاههای چپی داشته و دارند و با هر اصلاح ساختاری مخالفند، بر ضرورت رد این طرح اصرار داشتند. کسانی که همه چیز را از منظر سیاسی نگاه میکنند و علت اجرای طرح را انگیزههای سیاسی دولت قلمداد میکردند، از زاویه دیگری خواستار رد طرح بودند. کسانی که استیگلیتززده هستند و کتاب وی را به مثابه انجیل خود قلمداد میکنند و هر نوع افزایش قیمت بیشتر از 10درصد را شوک درمانی تلقی میکنند، از سوی دیگر با نوشتن نامه سرگشاده و بیانیه، مخاطرات آن را یادآوری میکردند. اینها اقلیتهایی هستند که توانستند حمایت اکثریت افکار عمومی را در جامعه کسب کنند. انعکاس این امر نیز در مجلس شورای اسلامی رخ داد. به بیان دیگر، اگر ترکیب مجلس باز هم تغییر کند، بعید است بتوان ادعا کرد که نتیجه رایگیری مذکور چیز دیگری میشد. دلیل آن چیست؟
واقعیت آن است که در مواجهه عموم مردم و به تبع آن نمایندگان مجلس با این طرح، نوعی بیاعتمادی نهفته است. این اعتماد یا بی اعتمادی چیزی نیست که به صورت دفعتا ایجاد یا مضمحل گردد، بلکه در گذر زمان و در پرتو ارزیابیهای تدریجی افراد از رفتار دولت ایجاد میشود. به عبارت دیگر، دولت اگر از رد طرح مذکور ناراحت است، باید به عملکرد گذشته خود در اموری غیر از طرح هدفمند کردن یارانهها نگاه کند و علت را در آنجا جستوجو کند. وقتی قرار است طرحی معظم مثل طرح هدفمند کردن یارانهها اجرا شود، نمایندگان مجلس همانند توده مردم رفتار مشابهی را نشان خواهند داد. اکثریت نمایندگان و اکثریت مردم اقتصاددان نیستند و حوصله آن را که وارد جزئیات فنی یک طرح مطالعاتی شوند، ندارند؛ در عین حال وقتی قرار باشد که در مورد چنین چیز مهمی اظهار نظر کنند و رای دهند، این رای خود را بر حسب اعتماد به توان کارشناسی پیشنهاد دهندگان طرح یعنی دولت بیان میکنند.
برای تقریب به ذهن میتوان رابطه بیمار با پزشکی را تصور کرد که پزشک تلاش میکند دلایل و ضرورت انجام جراحی را بیان کند، اما نهایتا بیمار میگوید که بر اساس اعتماد به تخصص و خیرخواهی پزشک راضی به انجام توصیه مذکور؛ یعنی جراحی خواهد بود.رفتار دولت در گذشته رفتاری نبوده که اعتماد مردم و نمایندگان شان را مبنی بر کارشناسی بودن طرحهای پیشنهادی و اقدامات دولت بر انگیزاند. دولت در گذشته همواره تصمیماتی اتخاذ کرده که قادر نبوده افکار عمومی و دیگر نهادهای تصمیمگیری را در مورد درستی این تصمیمات و اقدامات مجاب گرداند. کاهش یکباره نرخ بهره، حذف ناگهانی شوراهای تصمیم سازی و انحلال سازمان مدیریت، مشتی از خروار اقداماتی است که کماکان برای مردم و دیگر مسوولان محل سوال و تردید است. لذا به تدریج این ذهنیت ایجاد شده که نمیتوان مطمئن بود در طرحها و اقدامات دولت حداکثر عقلانیت جمعی، یعنی حداکثر استفاده از توان کارشناسی صورت گیرد. هر قدر هم که دولت اصرار کند که چندهزار ساعت کار کارشناسی در مورد این طرح خاص انجام شده، نمیتوان این اعتماد از دست رفته را یکباره برگرداند. وقتی دولت خود را به حلقه کوچکی از افراد محدود میکند و کارشناسان مختلف را به بهانههای گوناگون و انگهای مختلف طرد میکند، تعداد ساعات کار بر روی یک طرح اهمیت خود را از دست خواهد داد و کیفیت کار کارشناسی روی یک طرح ملاک ارزیابی خواهد بود.اصولا در نظامهای سیاسی، دولتها همراه با دستگاههای بوروکراتیک تحت امر سمبل عقلانیت جمعی هستند و پارلمانها سمبل نمایندگی خواستها و مطالبات گروهها، اقوام و مناطق مختلف.
دولتها منافع بلندمدت را مورد نظر قرار میدهند و پارلمانها خواستهای کوتاه مدتتر را. لذا گرایشهای پوپولیستی در مجالس بیشتر از دولت است که متاسفانه رفتار گذشته دولت موجب گردیده تا این ترتیب معکوس شود. نمایندگان مجلس بر اساس رفتارهای گذشته دولت به این جمعبندی رسیدهاند که آنها باید دلنگران عقلانیت تصمیمات دولت باشند؛ چرا که مجلس نمایندگی خواستها و مطالبات مردم را انجام میدهد. بر همین اساس نمایندگان مجلس دست رد به طرح مذکور زدند. رای منفی به طرح مذکور، بیش از آنکه پاسخی منفی به اجرای طرح باشد، رفتاری سمبولیک بود که باید پیام آن را درست دریافت. میتوان حدس زد که اگر دولت شیوه رفتار خود را در آینده تغییر دهد یا دولت جدیدی سر کار بیاید که اعتماد نمایندگان مجلس را مبنی بر بهکارگیری حداکثر عقلانیت متبلور در توان کارشناسی کشور بر انگیزد، این طرح توسط همین مجلس به تصویب میرسد. لذا میتوان گفت که رد طرح مذکور نه نشانه نفی ماهیت و اصل هدفمند کردن یارانه، بلکه نشانه تعویق این طرح بود.
سرمایه
«دغدغه اجرا نشدن قانون، انگیزه حذف»عنوان سرمقالهی روزنامهی سرمایه به قلم موسی الرضا ثروتی است که در آن میخوانید؛ بودجه سال آینده هم از حیث منابع و هم از حیث مصارف با کسری حداقل 5/12 هزار میلیارد تومانی مواجه است. در بخش منابع، دولت درآمد شرکت هایی دولتی را 5500 میلیارد تومان پیش بینی کرده است در حالی که به گفته کردزنگنه رئیس سازمان خصوصی سازی، سازمان متبوع وی مبلغ 3000 میلیارد تومان را برای شرکت های دولتی به دولت پیشنهاد کرده بود در نتیجه به نظر می رسد در سال آینده حدود 2500 میلیارد تومان از این ردیف درآمدی محقق نشود.
همچنین درخصوص پیش بینی درآمد نفتی به هر میزان که قیمت نفت از 5/37 دلار کاهش یابد به همان میزان کسری بودجه به وقوع خواهد پیوست.
همچنین مجلس درخصوص حذف ردیف 8500 میلیارد تومان درآمد مربوط به هدفمندکردن یارانه ها عدم تخصیص را تصویب کرد به این شکل که در صورت تصویب لایحه هدفمندکردن یارانه ها، این رقم تخصیص پیدا کند. در غیر این صورت این عدم تخصیص در پایان سال از محل کاهش بودجه عمرانی و جاری جبران شود.
این مساله البته در سال جاری نیز دیده می شد به این شکل که دولت با تخصیص 70 درصد بودجه عمرانی در واقع 30 درصد عدم تخصیص داشت تا در پایان سال با توجه به شرایط اقدام کند و در نهایت با توجه به اصلاحیه بودجه، بودجه تخصیص نیافته عمرانی در پایان سال به بخش جاری منتقل شد. اما در بخش مصارف نیز حدود 10 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان مربوط به برق، بنزین و گازوئیل پیش بینی نشده است. از این میزان چهارهزار میلیارد تومان مربوط به برق و شش هزار میلیارد تومان مربوط به بنزین و گازوئیل است. دولت در واقع با توجه به 8500 میلیارد تومان هدفمندکردن یارانه ها این یارانه ها را در بودجه پیشنهاد نکرده بود اما با حذف بند یاد شده در عمل 10 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان در بودجه پیش بینی نشده است.
البته دولت براساس قانون مدیریت سوخت تا سال 90 باید یارانه حامل های انرژی را حذف کند. بنابراین به لحاظ قانونی دولت قادر است در خصوص افزایش قیمت برق، بنزین، گازوئیل و دیگر حامل های انرژی اقدام کند. در واقع مصوبه مجلس در خصوص بنزین و گازوئیل به این نکته اشاره دارد که میزان بنزین تولید داخل به صورت سهمیه ای و وارداتی به صورت آزاد عرضه شود. پیش بینی سهمیه 70 تا 80 لیتری نیز بنا به گفته اکبر ترکان معاون وزیر نفت اعلام شده و جنبه مصوبه مجلس ندارد. البته دولت باید در سال آینده فروش بنزین آزاد خود را از یک میلیون لیتر به 20 میلیون لیتر در روز برساند که پیش بینی می شود در مجموع صرفه جویی در میزان مصرف بنزین رخ دهد. البته در این میان دولت می تواند با طراحی مکانیسم هایی رغبت به خرید بنزین آزاد را افزایش دهد و برای خود درآمد کسب کند. در عین حال دولت به دلیل نزدیکی انتخابات در نظر دارد قیمت حامل های انرژی را افزایش ندهد. اما نکته ای که باید بدان اشاره شود آن است که دولت به کرات در انجام قوانین اهتمام لازم را به خرج نمی دهد.
در واقع یکی از دلایلی که مجلس به عدم تصویب طرح هدفمند کردن یارانه ها در بودجه مبادرت کرد این دغدغه بود که دولت مصوبه هدفمند کردن یارانه ها را اجرا نکند و مانند قانون مالیات بر ارزش افزوده با حرکت های اعتراضی صنفی یا ناآرامی های اجتماعی احتمالی، عقب نشینی کند و هدفمند کردن یارانه ها را به حالت تعلیق یا تعطیل درآورد. کما اینکه غیر از قانون مالیات بر ارزش افزوده، قانون مدیریت سوخت را نیز داریم که دو سال از تصویب آن می گذرد اما اقدام جدی درباره اجرای آن انجام نشده است.
قانون سیاست های اصل 44، قانون کاهش سود تسهیلات بانکی و... از دیگر قوانینی است که دولت در اجرای آنها مسامحه می کند و در خصوص قوانین بودجه ای نیز همین اتفاق می افتد. اما مجلس به عنوان ناظر اجرای قانون به دلیل اینکه هم دولت و هم مجلس اصولگرا هستند، نسبت به اجرای قانون از سوی دولت مسامحه می کند، در حالی که مکانیسم های لازم وجود دارد. نکته مهم آن است که عدم اجرای قوانین، در نهایت به زیان مردم و نظام تمام می شود.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....