روزانه ها

گفته مرده حسابم کنید

مریم یوشی زاده: 3 بار زنگ زد که شماره مرکز ترک اعتیاد به شیشه را بگیرد، اما شماره بهانه بود، بیشتر دلش می‌خواست کسی را در سوگواری اش شریک کند. صدایش به خیالم جوان آمد:« همسرت شیشه می‌کشه؟» گریه کرد: « پسرم از 6 سال پیش معتاد شده، من یک سال فهمیده‌ام. » تکرار کردم: «6 سال شیشه می‌کشیده و شما تازه خبردار شده‌اید؟» بغض کرد:« 6 سال پیش کی شیشه را می‌شناخت؟ حتی حالا هم مگر چقدر درباره‌اش می‌نویسند؟» زن از پریشانی‌های پسرک حدس زده بود شیشه می‌کشد و بعد نشانه‌های دیگر آمده بودند و پسر مانده بود و هذیان‌های بیداری‌اش و ترس تمام نشدنی‌اش و صداهایی که فقط او می‌شنید و آدم‌هایی که فقط او می‌دید و وزنش که روز به روز کمتر می‌شد و طوق سیاهی که دور چشمایش را گرفته بود.
کد خبر: ۲۳۹۹۳۲

از دهنم پرید:« تقصیر شماست ! نباید بهش پول بدهید.» و بغض زن باز شکست و از روزهایی گفت که پسر در وسوسه پروازی کوتاه بالای ابرها، بین خواب و بیداری، خانه را زیر و رو می‌کند و هر چه شکستنی است می‌شکند، حتی دل مادرش را. زن گفت:« پسرم فقط 27 سالشه. ورزشکار بود.  بعد برایم داستان رفتن‌ها و آمدن‌های پی‌درپی‌اش را تعریف کرد که چه طور همراه پسرک شده است و انواع راه‌های ترک را با هم رفته‌اند، از متادون تا قرص‌های اعصاب، از ترامادول تا انواع معجون‌های گیاهی و دست‌ساز.

شماره خط ملی مشاوره اعتیاد و مرکز تخصصی ترک اعتیاد به شیشه را که برایش می‌خواندم، پرسید: «پسرم می‌گه شیشه ترک نداره، گفته مرده حسابش کنم.... راست می‌گه؟» گفتم:«نمی‌دانم» پرسید: «اگر بهش بگم اونجا زنگ بزنه، بهش امیدواری می‌دی؟» من هم دلم می‌خواست می‌توانستم به اندازه او بی‌خجالت گریه کنم. گفتم: «باید به مرکز مشاوره زنگ بزنید....» التماس کرد: «فقط بهش امیدواری بده...» گفتم: «به مرکز مشاوره زنگ بزنید.» گفت: «فقط بگو...» و من، پیش از آن که بیشتر اصرار کند گوشی را گذاشتم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها