شیوه‌های بازگشت سالم نوجوانان ‌بزهکار ‌به ‌جامعه

گاهی وقت‌ها برای کشف مفاهیم پیچیده اجتماعی که این روزها بدل به دغدغه اصلی جامعه‌شناسان و آسیب‌شناسان اجتماعی شده، تنها کافی است که سری به ضرب‌المثل‌ها در فرهنگ عام بزنیم، تا هر آنچه که در سمینارها و روش‌های کنترل یک جامعه مطرح می‌شود را تنها در یک جمله ببینیم. درست مانند همین ضرب‌المثل قدیمی که خیلی وقت‌ها از زبان مردم کوچه و بازار شنیده‌ایم: «تخم‌مرغ دزد، شتردزد می‌شود.»
کد خبر: ۲۳۹۷۱۷

این ضرب‌المثل کوتاه درست چکیده تام و تمام همان بحثی است که مدام جامعه‌شناسان و پژوهشگران اجتماعی درباره آنها هشدار می‌دهند، این که هر بزه کوچکی می‌تواند بستری باشد برای رفتارهای پرخطر بزرگ‌تر و آسیب‌پذیری بیشتر فرد، در واقع تخم‌مرغ دزد این روزها همان نوجوانی است که در بسترهای نامناسب و پرخطر رشد می‌کند و با انجام بزه‌های کم‌خطر در صورت رها شدن به حال خود کم‌کم همان خلافکار پرخطر یا همان «شتردزد» ضرب‌المثل ایرانی می‌شود.

سال‌هاست که جرم‌شناسان و قانونگذاران در سراسر جهان سعی دارند اهمیت این نکته را روشن کنند که کنترل یک بزهکار نوجوان و کم‌سابقه بارها و بارها راحت‌تر از کنترل و درمان او برای بازگشت به جامعه در سال‌های بعد است، شاید اصلی‌ترین نکته در این زمینه هم نگهداری نوجوانان مجرم در دارالتأدیب‌ها به جای راهی کردن او به بندهای عمومی و زندان‌های بزرگسالان است.

دکتر پری موسوی، جامعه‌شناس و آسیب‌شناس اجتماعی معتقداست: «برای کنترل نوجوانانی که در بستر اجتماعی نامناسبی رشد کرده‌اند یا در نوجوانی به دلیل کنترل نشدن از سوی خانواده دست به اقدامات خلافکارانه کوچک زده‌اند‌، راه‌های بسیاری وجود دارد. در واقع شرایط این نوجوانان مصداق بارز همین ضرب‌المثل قدیمی و واضح است،‌ تخم‌مرغ دزد را اگر کنترل نکنیم، همین روزها شتردزد می‌شود. در زندگی مدرن امروزی مصداق بارز تخم‌مرغ دزد کودکانی هستند که خیلی زود آلوده اعمال خلاف می‌شوند و با بستر اجتماعی که در آن قرار می‌گیرند، خیلی زود تبدیل به افراد خطرناکی برای جامعه‌شان می‌شوند و درست مثل همان شتر دزد زیان‌های جدی‌تر وارد می‌کنند، این در حالی است که اگر موقع تخم‌مرغ دزدی فکری به حال آنها می‌شد، دیگر خبری از خلاف‌های بزرگتر نبود.»

دکتر موسوی درباره کارآمدترین شیوه‌های کنترل نوجوانان بزهکار می‌گوید: «براساس پژوهش‌ها و تجربیاتی که آسیب‌شناسی جرم در این سال‌ها داشته، نوجوانانی که رفتارهای پرخطر دارند بهتر است که پیش از هر نوع مجازاتی از سوی دستگاه‌های اجرای قانون به واسطه خانواده‌هایشان کنترل شوند، کنترل رفتار و هدایت نوجوانان بزهکار نیاز به همکاری مستمر و نزدیک خانواده او دارد. در واقع خانواده بیش از هر نهاد دیگری می‌تواند نقش موثری در به راه آوردن و کنترل انحراف نوجوان بزهکار داشته باشد البته همین جا باید بگویم که کنترل و تربیت کودکی که یک بار به خطا رفته است، چندان آسان نیست، بلکه پدر و مادر باید تا رسیدن او به سن جوانی و رسیدن به استقلال مالی و پایان تحصیلات او را کنترل کنند. نوجوان بزهکار قبل ازهر چیز باید در شرایطی قرار بگیرد که در اعماق وجودش هم بپذیرد که نگاه‌ها به او جور دیگری نیست و اطرافیانش به او درست مثل هر همسن و سال دیگری نگاه می‌کنند، در غیر این صورت او روز به روز خود را از جمع اطرافیانش جدا می‌کند و دوباره به همان فضاهای ناهنجار و پرخطر بازمی‌گردد.»

از سوی دیگر باور عمومی در جامعه ما این است که پسران نوجوان بیش از دختران در معرض آسیب‌های اجتماعی و رفتارهای پرخطر قرار دارند، این آسیب‌شناس اجتماعی در توضیح این نگاه می‌گوید: «به هر حال نکته اصلی این است که کودک اندیشه مجرمانه ندارد ، بلکه تعارض رفتارهای او با قانون در نتیجه نداشتن تربیت صحیح شکل می‌گیرد. از سوی دیگر بزهکاری یک مشکل اجتماعی است. اما از نظر میزان وقوع، تفاوت معنی‌داری در میان پسران و دختران مشاهده می‌شود. در واقع پسران پنج برابر بیشتر از دختران مرتکب خلاف می‌شوند. به طور کلی بیشترین فراوانی سن بزهکاری در نوجوانان سن 17 سالگی است و80درصد کودکان و نوجوانان بزهکار برای نخستین بار در همین سنین دست به بزه می‌زنند. بیشترین تخلفی که از سوی پسران صورت می‌گیرد، رفتارهای پرخاشگرانه، دزدی، اعتیاد و به راه انداختن دعواهای کینه‌توزانه است. با این حال برخلاف تصور عمومی در جامعه شهری و مدرن امروزی دختران هم به اندازه پسران در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار دارند، بین 30 تا 90 درصد دختران به دلیل اعمال منافی عفت به کانون‌های اصلاح و تربیت معرفی می‌شوند. فرار از خانه از سوی دختران زمینه بروز این تخلف را در آنان افزایش می‌دهد و در واقع پیش‌آمد اولین بزه در دختران بازگشت آنها را به خانواده و مسیر درست به اندازه پسران دشوار می‌کند.»

هر کدام از کشورها سیاست‌های خاصی را در مقابله با بزهکاری در نظر گرفته‌اند. عده‌ای از کشورها سیاست‌های تنبیهی و عده‌ای دیگر سیاست‌های ترمیمی را در پیش گرفته‌اند. کشور ما سیاست‌های ترمیمی را در پیش گرفته است و آسیب‌شناسان اجتماعی امیدوارند این رویه در سال‌های آینده روند روبه‌رشدی را طی کند. از سوی دیگر سیاست‌های قوه قضاییه نیز بر این اساس است که فرد بزهکار در زندان‌ها نگهداری نشود و در کانون اصلاح و تربیت بازپروری شود.

دکتر موسوی در این باره می‌گوید: «آنهایی که سابقه بزه کوچک دارند، نباید زندانی شوند و باید در کانون‌های تربیتی و مراقبتی با آنها طوری رفتار شود که انگیزه بزه برای مرتبه دوم در آنها به طور کامل از بین برود. از سوی دیگر مدیران و مسوولان سازمان زندان‌ها باید بر این نکته توجه داشته باشند که طبقه‌بندی کردن زندانیان درصد بسیاری از جرایم را در جامعه کاهش می‌دهد. اگر این نوجوانان را، معارض با قانون ذکر کنیم بهتر است زیرا وقتی عنوان بزهکاری مطرح می‌شود، داغ مجرم بودن بر پیشانی آنها زده می‌شود ممکن است مجرم معرفی کردن آنها تبعات بعدی داشته باشد و سبب طرد این افراد از جامعه و از خانواده شود.»

آسیب‌شناسان، نوجوانان بزهکار را به دو دسته تقسیم می‌کنند و براساس این تقسیم‌بندی برای هر یک از این دو گروه شیوه‌های تربیتی و رفتاری خاصی را توصیه می‌کنند، دسته اول نوجوانانی هستند که تا آستانه بلوغ در خانواده‌های متعادل بزرگ شده‌اند، اما در دوره فاصله گرفتن از خانواده از سوی افراد منحرف به مصرف الکل یا مواد مخدر کشیده شده‌اند. این انحراف زمینه مساعدی برای رشد نابهنجاری در کنترل رفتار ایجاد می‌کند و نوجوان را برای دست زدن به سایر جرائم آماده می‌کند و ممکن است بتدریج او را به سوی بزهکاری‌های دیگر سوق دهد. دسته دوم هم نوجوانانی هستند که از زمان کودکی دچار مشکلات خانوادگی، فقدان یکی از والدین، فشارهای شدید مالی، اختلال جسمی یا سوءاستفاده جنسی بوده‌اند و از همان کودکی اختلالات‌عاطفی رفتاری آنها را تهدید کرده است. نوجوانان این گروه به سادگی جذب گروه همسالان منحرف می‌شوند و برای کنترل رفتار و هدایت آنها به مسیر درست، نیاز به شناخت تمام ریشه‌های روانی و خانوادگی است، در واقع کار برای اصلاح رفتار نوجوانانی با این شرایط پس از ارتکاب جرم دشوارتر است.

دکتر موسوی در این باره می‌گوید: «ظرفیت‌های شناخت نوجوان به ما کمک می‌کند تا درمان مشکلات او را روش‌شناختی دنبال کنیم. او از این طریق می‌تواند با آگاهی یافتن از نتایج رفتار خود توانایی خویش را برای مقابله با مشکل و انتخاب رفتارهای بهتری که نتایج رضایت‌بخش داشته باشد گسترش دهد. ما هرگز نمی‌توانیم در یک زمان به حل مسائل رشدی نوجوان بپردازیم به همین دلیل باید در هر یک از حوزه‌های رشد او جداگانه کار کنیم و موقعیت درمانی در یک حوزه از رشد، مقدمه موفقیت در حوزه دیگر محسوب می‌شود.»

این کارشناس می‌گوید: «بررسی‌ها نشان داده است نوجوانانی که در کودکی یادگیری سالم داشته‌اند ،‌20‌درصد کمتر درگیر مراجع قضایی و پلیس می‌شوند. ما اگر بخواهیم ریشه‌ای مساله را حل کنیم، باید سرمایه‌گذاری کنیم. به طور مثال شکستن شیشه‌ها در مسیرهای رفت و آمد قطار هزینه بالایی دارد؛ در حالی که اگر ما این هزینه را صرف ایجاد مهدکودک‌ها و مراکز فرهنگی در این مکان‌ها کنیم، یکی از عوامل پیشگیرانه محسوب می‌شوند. دادن آگاهی اجتماعی به خانواده‌ها همچنین هدایت خانواده‌ها به سمتی که در گفتمان خانواده‌ها احساس را ببینیم و در هیچ مورد نگذاریم نوجوانانمان از چرخه تحصیل خارج شوند و اجتماعی شدنشان متوقف شود، یکی از اصلی‌ترین راهکارهاست. تا همین چند سال پیش شاهد بودیم که کودکانی که در نزدیکی ریل‌های قطار زندگی می‌کنند، یکی از تفریحات ویژه‌شان، شکستن شیشه‌های قطار بود. مساله‌ای که هم از نظر اقتصادی و هم از نظر امنیتی تهدیدی جدی بود، از سوی دیگر نوجوانانی که دست به این عمل می‌زدند، در واقع اولین گام‌ها را در مسیر قانون‌شکنی و بزه برداشته بودند؛ اما خوشبختانه با فرهنگ‌سازی که در این زمینه انجام شد، اکنون می‌بینید که درصد این ناهنجاری‌ به صفر نزدیک شده است.»

حدیث ضابطی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها