باید به این نمایشنامه با احتیاط نزدیک شد. باید خود را از قبل آماده کرد و با ذهنی باز و خاطری جمع، خواندن نوای اسرارآمیز را شروع کرد و هر لحظه آماده یک غافلگیری بزرگ بود، غافلگیری که تو را وادار میکند تا فریاد بکشی و تعجب کنی که آدمها چگونه میتوانند بیخبر باشند اما فکر کنند که همه چیز را میدانند؟ نوای اسرار آمیز درباره عشق است، عشق یک مرد به یک زن، اما این تم تکراری وقتی خواننده را غافلگیر میکند که مرد متوجه میشود که زن وجود نداشته است. زن سالها پیش مرده است اما مرد خبر ندارد.
نوای اسرارآمیز بیمحابا پرده از وجود و فکر آدمها برمیدارد؛ آدمهایی که در خیال دیگران بزرگ هستند اما وقتی به مرحله عمل میرسند نشان میدهند که آنها هم مثل آدمهای معمولی، دنیای کوچکی در درون خود دارند که آن را پنهان میکنند.
شخصیتهای نمایشنامه نوای اسرارآمیز 2 مرد به نامهای زنورکر و لارسن هستند. زنورکر نویسنده و برنده جایزه نوبل است و لارسن ابتدا خود را روزنامهنگاری معرفی میکند که برای انجام گفتگو نزد زنورکر آمده است اما آنها روبهروی هم قرار میگیرند و آهسته آهسته از درون یکدیگر پرده برمیدارند. آنچه که باعث میشود آنها درون خود را افشا کنند، دلباختگی است. زنورکر درباره زندگی سخن میگوید، زندگی آدمهای معمولی و زندگیهای معمولیتر. او میگوید که چرا آدمها بهشت را ترک کردند، او میگوید چرا انسانها ممنوعیت را به وجود آوردند، او میگوید چرا در اوج عشق، معشوق خود را ترک کرده است...
به شما توصیه میکنم اگر نمایشنامه نوای اسرارآمیز را برای خواندن انتخاب کردید آن را در انتهای شب و وقتی همه جا ساکت است، نخوانید. چون حتما فریاد خواهد کشید و غافلگیر خواهید شد.
نوای اسرار آمیز را اریک امانوئل اشمیت نوشته است که پیش از این نمایشنامه «خردهجنایتهای زن و شوهری» از او به فارسی ترجمه شده است. تله تئاتری نیز براساس آن به کارگردانی فرهاد آئیش ساخته شد که نیکی کریمی و محمدرضا فروتن در آن بازی میکردند.