شتر، گاو، پلنگ

پشت این آینه‌های کدر

سلام شترگاوپلنگی‌های تنهای دیار من! حالتان چطور است؟ من که خیلی دلتنگتان شده بودم. امیدوارم شما هم در این دوران دوری از ما گاهی یادی از ما کرده باشید که ما فقط دلمان به همین خوش است!
کد خبر: ۲۳۹۵۰۳

این هفته می‌خواهم به نامه زهرا از لار جواب دهم. مشکل زهرا مشکل عاطفی و به قول شماها عشقولانه نیست. مشکل او خواهر بزرگترش لیلا است که بدجور توی کارهایش دخالت می‌کند: «نمی‌دانم چرا خودش را محق می‌داند در همه کارهای من دخالت کند. راجع به همه چیز من نظر بدهد. از سر و لباس گرفته تا حتی رشته تحصیلی. باورت نمی‌شود عمو عابدینی ولی اگر یک روز با دوستم بیرون بروم و دیر کنم به کسی که باید جواب پس بدهم خواهرم است، نه مادر و پدر و برادرهایم! شما جای من باشید چه می‌کنید؟»

زهرای عزیز، راستش را بخواهی من اگر جای تو بودم جز صبر کردن هیچ کاری دیگری به ذهنم نمی‌رسید! چون به هر حال خواهر بزرگتر است، ولی پیش از هر چیزی تو باید بفهمی که او چرا دلش می‌خواهد این رفتار را با تو داشته باشد. تو نوشته‌ای که از نظر ظاهری بسیار از او بهتری و با این که او حالا 29 ساله است و تو فقط 20 سال داری تعداد خواستگارهایت بیشتر از اوست. به خاطرش همین او به تو حسادت می‌کند. راستش من نمی‌توانم این حرف تو را تصدیق یا تکذیب کنم ولی اگر واقعا این طور باشد تو می‌توانی با او حرف بزنی. می‌توانی فرصتی در اختیارش بگذاری تا حرف‌های دلش را به تو بزند. نگرانی‌هایش و حتی حسادت‌هایش را به تو بگوید. می‌توانی به او بگویی که این تقصیر تو نبوده که با این شمایل به دنیا آمده‌ای و این که او دارد اشتباه می‌کند. اگر هم خودت نمی‌توانی به طور مستقیم با او در این باره صحبت کنی از مادرت بخواه که با او صحبت کند و کمی سوءتفاهم‌های به وجود آمده میان شما را از بین ببرد. ولی با وجود همه این حرف‌ها حتی اگر حدس تو درست باشد و او واقعا به خاطر همین چیزها به تو حسادت می‌کند یادت باشد که تو باید با او انسانی رفتار کنی. اتفاقا در چنین شرایطی تو باید از خودت صبوری بیشتری نشان دهی. نباید سعی کنی به روش‌های مختلف برتری خودت را نسبت به او به رخش بکشی و او را بیشتر عذاب دهی. او باید حسن نیت تو را باور کند، ببیند تا دست از این رفتارش بردارد. از تو خواهش می‌کنم که مراعاتش را بکنی و اجازه بدهی که او نیز کمی از فشار‌های عصبی‌اش را روی تو خالی کند. این جوری تو به او خیلی کمک کرده‌ای. مطمئن باش، چند سال دیگر وقتی هر دوی شما به سر خانه و زندگی‌تان رفته باشید به این روزها می‌خندید و هیچ دلیلی برای این کدورت‌ها پیدا نمی‌کنید. اصلا به من بگو توی دنیا مگر از خواهر نزدیک‌تر هم به آدم پیدا می‌شود؟ امیدوارم موفق باشی.

ما رفتیم. طبق معمول: حرف‌های ما هنوز ناتمام/ تا نگاه می‌کنی/ وقت رفتن است. تا هفته بعد درود و بدرود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها