حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چند رمان برای روزهای تنهایی؟
بارون درختنشین/ صد سال تنهایی/ پدروپاروامو/ آئورا/ ناطور دشت/ بیگانه/ پیرمرد و دریا/ سنگ صبور/ شازده احتجاب/ سووشون/ همسایهها/ جای جالی سلوچ/ تالار آیینه / خانه ادریسیها/ روز هزار ساعت دارد.
چند فیلم برای روزهای تنهای؟
سایه نیاکان فراموش شده ما ساخته پاراجانوف/ عاشق غریب ساخته پاراجانوف/ رنگ انار ساخته پاراجانوف/ کودکی ایوان ساخته تارکوفسکی/ ایثار ساخته تارکوفسکی/ نوستالژیا ساخته تارکوفسکی/ مسافران ساخته بهرام بیضایی/ گوزنها ساخته مسعود کیمیایی/ باغ سنگی ساخته پرویز کیمیاوی/ طبیعت بیجان ساخته سهراب شهید ثالث/ هنرپیشه ساخته محسن مخملباف/ زمانی برای مستی اسبها ساخته بهمن قبادی/ زیر درخت زیتون ساخته عباس کیارستمی.
مرگ؟
اگر مرگ را در بازار فروختندی و بر طبق نهادندی، سزاوار بودی اهل آخرت را که هیچشان آرزو نیامدی و نخریدی جز مرگ.
«یحیی بن معاذ»
جوان؟
عاقلتر از هر پیر و دنیا دیدهای.
خلوت تو با چی پر میشه؟
خواندن و نوشتن. نوشتن و خواندن.
کوچه بنبست؟
با تخیل باز میشود
پیچ؟
چهارسوی بازار قزوین.
مارپیچ؟
گردنههای هزارتوی جادههای پیچ در پیچ الموت در کوهستان البرز.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....