زن جوان با اضطراب وارد مطب شد. بوضوح صدای قلبش را که در سینه بیقراری میکرد، میشنید.
منشی دکتر در حالی که لبخند میزد، برگه آزمایش را به دست زن جوان داد و به این جمله بسنده کرد: تبریک میگویم، بزودی صاحب فرزند خواهید شد. جواب مثبت است.
کد خبر: ۲۳۹۴۰۱
زن جوان از خوشحالی میگریست. دیگر چیزی نمیشنید. خود را خوشبختترین موجود عالم میدانست. آرزو کرد کاش روزها زودتر سپری شوند تا او فرزندی که 10سال انتظارش را میکشید، به آغوش بکشد. بسرعت خود را به اولین تلفن عمومی رساند تا خبر باردار بودنش را به شوهرش بدهد.
احساس میکرد، نگاه دیگری به زندگی پیدا کرده است و دیگر از نگاههای تحقیرآمیز و دلسوزانه اطرافیان که به خاطر باردار نشدنش عذابش میداد، واهمهای نداشت.
زن جوان به آخرین روزهای بارداری خود که مصادف با پایان سال بود نزدیک میشد، اما یکباره و تنها یک اتفاق کوچک زندگی و آرزوها را برسرش آوار کرد.
وقتی به قصد خرید از خانه خارج شد، 3 جوان تنها به قصد سرگرمی موادمحترقه مقابل پایش انداختند و باعث شدند تا او از ترس، جنینی را که 10 سال بیصبرانه انتظارش را میکشید، سقط کند.
زن جوان بیحال کنار دیوار افتاده بود. صدای آژیر آمبولانس از دور به گوش میرسید.