اگر «اشتباه» توجیه شود... «افتضاح» میشود!
با «واقعنگری...» میتوان «واقعیتر» شد و از ایدهآلنگری فرود آمد.
حرفهای «بشنویم» و دست از ذهنیتهای مانع «بشوییم...»
شاید «ترس از بلندی» است... که هیچگاه «بلند نشدیم!»
با «احترامگذاشتن» به دیگران... «محترمبودن» خود را دیکته کنیم.
اگر «علاقهمند» به افراد عاقل هستیم «عاقلانه» به خود علاقهمند باشیم...
رخدادهایی که تلقی «اتفاق» از آنها داریم... «انتخاب» خودمان بودهاند.
«ببخش... » سپس «بخند...»
«تاثیر» زاییده «تحصیل» است نه «تحمیل...»
در بزرگراه زندگی با سرعت و سبقت «میرانیم« ...»میدانیم» به کجا؟!
با مانعتراشیها... دوندگی در زندگی به دوی بامانع تبدیل شد!
«خودشکن« ... »شکستهنفسی» خطاست!
با «پاهاش» دوندگی کرد... «پاداش» را به دستش دادند!
در زندگی، «دادگاه همیشه رسمی است...» و اظهارات شما میتواند علیه خودتان بکار رود!
در ارتباط، از «دوران نزدیک» هستیم... یا از «نزدیکان دور» ؟!
«بزرگ» شو تا مشکلات «کوچک» شوند...
گاهی خود را مورد «محاسبه» و «محاکمه» قرار دهیم...
«غیرتمندانه» باید از گذشته خود دفاع کرد؟! یا «عزتمندانه» به استقبال آینده رفت؟!
من «آنم... » که خود «دانم!»
انسان وقتی «خرد» میشود... صدایش در میآید وگرنه دسته «اسکناس» بیصداست!
«دوست درستی» داشته باش... «درستی را دوست» داشته باش.
«اراده ضعیف« »زبانی دراز» دارد... اراده قوی، «بازویی قوی.»
«داروی» پیشداوری... خود را در معرض «داوری» قرار دادن است.
«دستم» به «ذهنم» نمیرسد...!
خودپسند «اول خود» را دوست دارد... سپس «به خود» فکر میکند!...
وقتی «قاطی مرغها» شد... تمام «مرغهای آسمان» به حالش گریه کردند!
غالبا،«کنار آمدن» بهتر از «کنارکشیدن» است...
اگر به «خود نرسی...» به «دیگران نمیرسی!»
«با یک گل، بهانه میشود...» برای ابراز محبت.
چرا هر چه «کار» این بیشتر میگیره «حال» اون بیشتر میگیره؟!
عدهای اگر دائم «نق» نزنند... «دق» میکنند!
«خواستگاری» تمرین خوبی برای «پاسکاری...!»
مرد... «مدیر عادل» خانواده...
«سکوت» علامت «ریاضت» زبان است...!
همه مهرههای زندگی... «مات مهربانی» مادر است.
همه را «دوستدارم... » ولی لازم نیست با همه «دوست باشم.»
اجتماعی زندگی کردن یعنی ... در ازدحام «تنها»، «تنها» بودن!
چون رفاقتش «به دلم نشست« ...»از ته دل» دوستش دارم.
«فراز فردا» را ... از «فرود امروز»، نظاره میکنم.
باید «خوب حرف» زد... و «حرف خوب» زد...
هرازگاهی، احتیاج به یک «خودتکانی» داریم...!
مدارج «ترقی... » معطل تغییر «تلقی» است...
«سوال کردن» فرزندان، «سوهان کردن» اعصاب نیست!...
علی درویش