گفته مرده حسابم کنید

3 بار زنگ زد که شماره مرکز ترک اعتیاد به شیشه را بگیرد، اما شماره بهانه بود، بیشتر دلش می‌خواست کسی را در سوگواری اش شریک کند.
کد خبر: ۲۳۹۳۱۸

صدایش به خیالم جوان آمد:« همسرت شیشه می‌کشه؟» گریه کرد: « پسرم از 6 سال پیش معتاد شده، من یک سال فهمیده‌ام. » تکرار کردم: «6 سال شیشه می‌کشیده و شما تازه خبردار شده‌اید؟» بغض کرد:«6 سال پیش کی شیشه را می‌شناخت؟ حتی حالا هم مگر چقدر درباره‌اش می‌نویسند؟» زن از پریشانی‌های پسرک حدس زده بود شیشه می‌کشد و بعد نشانه‌های دیگر آمده بودند و پسر مانده بود و هذیان‌های بیداری‌اش و ترس تمام نشدنی‌اش و صداهایی که فقط او می‌شنید و آدم‌هایی که فقط او می‌دید و وزنش که روز به روز کمتر می‌شد و طوق سیاهی که دور چشمایش را گرفته بود.

از دهنم پرید:« تقصیر شماست ! نباید بهش پول بدهید.» و بغض زن باز شکست و از روزهایی گفت که پسر در وسوسه پروازی کوتاه بالای ابرها، بین خواب و بیداری، خانه را زیر و رو می‌کند و هر چه شکستنی است می‌شکند، حتی دل مادرش را. زن گفت:« پسرم فقط 27 سالشه.

ورزشکار بود.  بعد برایم داستان رفتن‌ها و آمدن‌های پی‌درپی‌اش را تعریف کرد که چه طور همراه پسرک شده است و انواع راه‌های ترک را با هم رفته‌اند، از متادون تا قرص‌های اعصاب، از ترامادول تا انواع معجون‌های گیاهی و دست‌ساز.

شماره خط ملی مشاوره اعتیاد و مرکز تخصصی ترک اعتیاد به شیشه را که برایش می‌خواندم، پرسید: «پسرم می‌گه شیشه ترک نداره، گفته مرده حسابش کنم.... راست می‌گه؟» گفتم:«نمی‌دانم» پرسید: «اگر بهش بگم اونجا زنگ بزنه، بهش امیدواری می‌دی؟» من هم دلم می‌خواست می‌توانستم به اندازه او بی‌خجالت گریه کنم. گفتم: «باید به مرکز مشاوره زنگ بزنید....» التماس کرد: «فقط بهش امیدواری بده...» گفتم: «به مرکز مشاوره زنگ بزنید.» گفت: «فقط بگو...» و من، پیش از آن که بیشتر اصرار کند گوشی را گذاشتم.

مریم یوشی زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها