در این چارچوب روزنامه کامرسانت روسیه از نامه اوباما به مدودف مبنی بر مشروط شدن تعلیق طرح سپر موشکی به همکاری روسیه برای عدم به پایان رساندن نیروگاه اتمی بوشهر است. هر چند که روسها و اوباما این نامه را تکذیب کردهاند اما همچنان در عملکرد روسیه ابهاماتی وجود دارد چرا که پرونده روسیه در 5 سال گذشته و حتی در طول تاریخ در قبال ایران در ابهام قرار دارد. با تمام این تفاسیر ،هر چند که روسها در تقابل با آمریکا در تحولات جهانی به اهدافش چون کاهش تحرکات آمریکا و ناتو در اقمار خود ، کاهش مناقشات نظامی میان طرفین و در نهایت تقسیم منافع در عرصه جهانی دست مییابند اما باید در نظر داشته باشند که منافع آنها در قبال ایران کمتر از منافع آنها در همگرایی به آمریکا نمی باشد . بررسی پرونده 5 سال گذشته نشان میدهد که روسیه در گرو حضور در جبهه ایران توانسته است در کنار منافع اقتصادی که در این امر کسب کرده از شرایط موجود برای ابر قدرت شدن استفاده نمایند . روسها همواره تلاش کردهاند تا سدی در برابر توسعه طلبیهای آمریکا در عرصه جهانی ایجاد نمایند، در این میان جمهوری اسلامی ایران نه تنها در زمینه فعالیتهای هسته ای بلکه در بسیاری از عرصهها به سدی در برابر آمریکا مبدل شده بگونهای که کشورهایی چون روسیه و چین با حضور در جبهه ایران به موازنهای قوی در برابر آمریکا و اروپا دست یافتهاند. جالب توجه آنکه حتی بخشی از جایگاه جهانی روسیه به دلیل همراهی با حقوق حقه هستهای ایران است چنانکه آمریکایی همزمان با بازگشایی پرونده ایران در شورای امنیت برای تصویب هر قطعنامهای وادار به امتیازدهی های سنگین به روسیه شدهاند. نکته دیگر آنکه ایران در سالهای اخیر نه تنها در جهان اسلام بلکه در بسیاری از نقاط جهان از جمله آمریکای لاتین و آفریقا به موقعیتی ارزنده دست یافته است. روسیه و حتی چین برای آنکه بتوانند در این حوزه هم فعالیت داشته باشند، پل ارتباطی آنها ایران است. در جبهه اروپا نیز روسیه زمانی میتواند به اعمال فشار بر اروپا بویژه در زمینه انرژی بپردازد که خود در جبهه ایران قرار داشته باشد چنانکه بسیاری از ناظران سیاسی تنشهای موجود میان ایران و غرب را زمینهای برای اعمال فشار روسیه بر غرب در زمینه انرژی میدانند.
در پایان باید گفت که روسیه هر چند که با بازی چند جانبه میان ایران ،اعراب و غرب به دنبال تامین منافع همه جانبه است اما قرار گرفتن آن در جبهه ضد ایران نمیتواند تامین کننده منافع این کشور باشد بویژه اینکه ورود آن به این چرخه آن هم به عنوان عدم اجرای طرح سپرموشکی آمریکا به منزله عدم بلوغ سیاسی این کشور در اصل اقتدار ایران است که سبب شده تا آمریکا برای جلوگیری از آن به روسیه متوسل شود. به عبارتی دیگر موضع آمریکا در قبال سپر موشکی و نسبت دادن آن به ایران هر چند که برای ترساندن جهان است اما خود به منزله عدم معرفی روسیه از سوی آمریکا به عنوان قدرت جهانی است لذا مسکو صرفا با اجرای تعهداتش در قبال ایران و عدم ورود به جبهه آمریکا میتواند این تفکر را از اذهان پاک سازد. روسها باید بدانند که ایران به تنهایی برای دست یابی به حقوق هستهای خود فعالیت خواهد کرد و لذا دوری روسیه از تهران ،صرفا منافع مسکو را تهدید می کند نه ایران را .
قاسم غفوری