حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بازیگران سینما، نخستین کسانی از گروه فیلم هستند که با تماشاگران ارتباط برقرار میکنند و فارغ از نام و شهرت آنها، میزان باورپذیری و نقشآفرینیشان است که میتواند در کیفیت فیلم تاثیری فراوان داشته باشد. بازیگری در سینمای هنری با سینمای تجاری تفاوتهای چشمگیری با هم دارد که طی این سالها، در مباحث تئوریک و نقدها بسیار به آن پرداخته شده، اما نکته حائز اهمیت این است که بسیاری از بازیگران بزرگ، بزرگی خود را با حضور در فیلمهای تجاری ثابت کردهاند. سینمای تجاری به دلیل ارتباط گستردهای که با تماشاگران انبوه دارد، بیش از سایر فیلمها زیر نظر است و مردمی که این فیلمها را برای سرگرمی انتخاب کردهاند، بهترین داوران هستند در تشخیص این که یک بازیگر چقدر کارش را خوب یا بد انجام داده است. به همین دلیل است که بازیگران فیلمهای تجاری، پس از محبوبیت نزد مردم، رفتهرفته جایگاه ستارههای سینما را پیدا میکنند. منظور این است که داوران اصلی در کار بازیگران، در سینمای معمول، مردم هستند. ممکن است بازیگری خاص و کمکار که اسلوبهای کارش همه منتقدان را به تحسین وامیدارد، از حیث نوع فیلمهایی که بازی میکنند (فیلمهای روشنفکرانه با مخاطب محدود) و نیز نحوه اجرایشان از نقشها، آدمهای معتبری در این عرصه باشند اما تا آخر عمر حرفهایشان نتوانند جایی در قلبهای مردم باز کنند اما یک بازیگر پرکار که حتی در کارنامهاش آثار ضعیف زیادی هم دیده میشود، ممکن است خیلی زود بدل به ستاره شود و پس از مدت کوتاهی نامش به مهمترین تبلیغ فیلمها تبدیل شود. پس اینجا صحبت درباره بازیگری به مثابه یک حرفه است و نه گرایش هنرمندانه یا سرگرمی مقطعی یا کاری پارهوقت. به بازیگران مطرح سینما توصیه میشود که سعی کنند فاصله میان اکران فیلمهایشان را کم کنند تا تماشاگران آنها را از یاد نبرند. طبیعی است بازیگری که از او سالی حداقل دو فیلم اکران میشود (و شاید یک سریال یا اجرای صحنهای) ممکن است در مواردی دچار لغزشهایی هم شود اما این لغزشها در عملکرد حرفهای او قضاوت میشود.
طی 10 سال اخیر، درست یا غلط سینمای ایران به سمت بازیگرسالاری رفته است؛ البته بهتر است بگوییم سلطه ستارهها بر سینمای ایران بوده که گاه مسیر این سینما را تغییر داده و تهیهکنندگان را به ساخت فیلمهایی یکسان با بازیگرانی محدود کشانده است. مشهورترین و خبرسازترین افراد در سینما، طی 10 سال گذشته بدون شک ستارههای سینما بودهاند و روند ورود بازیگران جوان در این سالها، بیش از همیشه بوده. بنابراین عرصه رقابت در میان بازیگران سینمای تجاری بسیار فشرده است و کماکان فیلمهایی که در آنها بازیگران مشهور بازی میکنند، شانس بسیار بیشتری برای اکران دارند تا فیلمهایی با بازیگران معمولی (حتی اگر فیلمهای درخشانی هم باشند.)
شهاب حسینی مانند تعدادی دیگر از ستارههای کنونی سینمای ایران از تلویزیون کارش را آغاز کرد. اما حرفه او در تلویزیون خیلی فرق داشت با پیشینه تلویزیونی بازیگران دیگر. آنها شاید در سریالها یا تلهفیلمها و تلهتئاترها بازی میکردند اما هیچکدامشان مجری برنامه کودک نبودند (البته حتما در این بحث حساب شهاب حسینی را از حمید جبلی و ایرج طهماسب جدا میکنید!) و از این طریق به بازیگری و سپس شهرت و محبوبیت نرسیده بودند. حسینی اما برخلاف تعدادی از بازیگرانی که از تلویزیون شروع کردند، حتی سالها پس از فعالیت در سینما نیز به این رسانه وفادار ماند (مثلا در حال حاضر مجری برنامهای است به اسم «آبیشو)» و دور از هر ادا و اعتبار کاذبی، کاری را ادامه داد که دوست داشته باشد. فرق شهاب حسینی با دیگر ستارههای سینما، در همین تصمیمگیریها و اقدامهای جالبش است. در حال حاضر او مانند حامد بهداد، پژمان بازغی و کامبیز دیرباز در کنار بازی در فیلمهای سینمایی، از تلویزیون نیز غافل نیست و مثل تعدادی دیگر از اهالی سینما، کار در تلویزیون و بازی در سریال را مغایر با حرفهاش نمیداند.
اولین بار شهاب حسینی با سریال «پلیس جوان» چهره شد و میتوان گفت که حسینی با این اثر یک شبه راه صد ساله را پیمود. این سریال مقدمهای شد تا حسینی کار بازیگری را جدیتر دنبال کند. در ابتدای فعالیت او به عنوان بازیگر، کمتر کسی تصور میکرد که چند سال بعد، حسینی را در قالب یک ستاره ببیند. مهمترین ویژگی کار حسینی از همان ابتدای کارش این بود که خود را به عنوان بازیگر نقش اصلی نشان داد؛ بسیاری از بازیگران جوان و بااستعداد مانند محمدرضا فروتن و امین حیایی در ابتدای فعالیتشان با ایفای نقشهای مکمل چهره شدند اما حسینی با این که در سالهای بازیگریاش در قالب نقش مکمل هم جلوی دوربین رفت اما از ابتدا این طور نشان داد که گزینه مناسبی است برای ایفای نقشهای محوری فیلمها. «این زن حرف نمیزند» یکی از همان نقش مکملهایی است که حسینی در سینما بازی کرد و کارش هم نتیجه موفقیتآمیزی در پی داشت. پس از آن، در شرایطی که او به جایگاه یک بازیگر شناختهشده رسیده بود اما کمتر فیلمی در کارنامهاش وجود داشت که بشود آن را حاصل نقشآفرینی شاخصش دانست. مثلا با این که برای بازی در فیلم «محیا» دیپلم افتخار جشنواره را گرفت و با این که در فیلم «بچههای ابدی» تبلیغات پیرامون بازیاش زیاد بود اما هیچ کدام از این دو فیلم و فیلمها و سریالهای دیگرش، نکته مهم و به یادماندنیای نداشتند.
با اطمینان میتوان گفت پس از حدود یک دهه بازیگری، سال گذشته مهمترین اتفاقها در زندگی حرفهای شهاب حسینی افتاد. بازی او در دو فیلم «درباره الی» و «سوپر استار» از حسینی یک ستاره تمام عیار ساخت. در فیلم اصغر فرهادی، او به دور از ویژگیهای همیشگی و تکرارشونده باقی فیلمها و سریالهایش، نقش یک جوان تازه از فرنگ برگشته و بیخبر از همه جا را به خوبی بازی کرد و در کنار چهرههای دیگر فیلم، عملکردی فوقالعاده داشت. اهمیت کار حسینی در «درباره الی» در این است که با وجود نقشهای مهمی که در فیلمها و سریالهای دیگر بازی کرده بود، خیلی خوب توانسته خود را در همان محدودهای که فیلمنامه برایش تعریف کرده، حفظ کند و بدون جلوهگری و خودنمایی، یکی از بهترین بازیها را ارائه دهد. یکی از بهترین سکانسهای فیلم، آنجایی است که به همراه ترانه علیدوستی از ویلا خارج میشوند و گفتگویشان در ادامه فیلم تبدیل به یکی از کلیدهای اصلی معماهای فیلم میشود. درباره «سوپر استار» هم باید گفت که این فیلم در ادامه سبک کارگردانش در «آتشبس» قابلیتهای زیادی برای تبدیل شدن به یک اثر پرفروش را دارد و ویژگیهای نقشی که حسینی آن را ایفا کرده، به نحوی است که هر بازیگری آرزو دارد که چنین تجربهای را از سر بگذراند. «سوپر استار» فارغ از ارزیابی کیفی و این که چه نقاط ضعف یا قوتی دارد، اثری است که بازیگر در آن جلوه میکند و همان تاثیر را در کارنامه شهاب حسینی دارد که «شوکران» برای هدیه تهرانی، «دو زن» برای نیکی کریمی، «سنتوری» برای بهرام رادان و «قرمز» برای محمدرضا فروتن. میزان استقبال از «سوپر استار» در زمان اکران، روشن میکند که تا چه اندازه میتوان منتظر یک ستاره نوظهور در سینمای ایران ماند.
امان جلیلیان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....