چطور شد که به تلویزیون آمدید؟
زمانی که کلاس سوم دبستان بودم، گروهی برای انتخاب بازیگر به مدرسه ما آمدند و مرا برای نقش سریال «به آینه نگاه کن» به کارگردانی آقای رسولی انتخاب کردند. اتفاقا این سریال در کلاس خودم و در دبستان بهشت فیلمبرداری شد.
جدا از بازیگری به کدام هنر علاقه دارید؟
به موسیقی و ساز ویلن علاقهمندم. موسیقی یک هنر عاطفی و بااحساس است. در دنیای موسیقی ما موسیقیهایی داریم که باعث ناامیدی و خراب شدن فکر میشوند. این نوع موسیقی برای ما نوجوانان ضرر و زیان دارند. برای شنیدن باید موسیقیای را انتخاب کنیم که ارزشمند باشد. من دوست دارم آهنگساز توانایی بشوم و در کنار آهنگسازی بازیگری را هم ادامه بدهم.
از کارهای گذشتهتان بگویید؟
کارهای گذشته من عبارتند از:
دردونهها (به کارگردانی آقای کفایتی)، یک کوچه گل (به کارگردانی پروین آشتیانی)، آرزوهای شیرین (آقای سیدوحید حسینی)، روزهای بزرگ (خانم عاج)، چهارشنبه ابدی (آقای سپهر محمدی)، سنجد و دوستان، اسرار اتاق آبی، اروند، گروه امداد حشرات، یغما و در حال حاضر مشغول ضبط برنامهای برای شبکه 2 هستم.
اولین بار که جلوی دوربین قرار گرفتی چه احساسی داشتی؟
اولین بار خیلی ترسیده بودم. چرا که به اجبار معلم برای تست بازی به سالن اجتماعات مدرسه رفتم. آن روز از من خواستند نقش بچهای که مادرش را گم کرده بازی کنم. برای دفعه دوم که برای انتخابنهایی رفتیم به دوستان و همکلاسیهایم گفتم: این نقش علیرضا را کسی نخواند چون خودم انتخاب میشوم. انتخاب شدم و بعد از آن دیگر ترسی نداشتم.
کدام کارهایت را بیش از همه دوست داری؟
من همه کارهایم را دوست دارم چون از هر کدام خاطراتی دارم که برایم لذتبخش است.
اولین بار که برنامه خودت را از تلویزیون دیدی یادت هست؟
زمانی که سریال «به آینه نگاه کن» پخش میشد من سر ضبط برنامه دردونهها بودم، موقع استراحت از استودیو بیرون میآمدم و قسمتی از برنامه را میدیدم. برایم خیلی جالب بود و به کارها و حرکات خودم میخندیدم و خاطرات بازی برایم تکرار میشد.
وقتی یکی از کارهایت از تلویزیون پخش میشود دوستان و همکلاسیهایت چه میگویند؟
بعضیها تشویق و تعریف میکنند و تعدادی هم انتقاد میکنند. در کل همه به من محبت دارند. جالب این است که بعضی از مردم به اسم در دونه مرا صدا میکنند.
بزرگترین آرزویت چیست؟
آرزو دارم به خانه خدا بروم و در آینده به قول مادرم آدمی سالم و صالح باشم و به همنوعانم خدمت بکنم.
میتوانی کودکی را در یک جمله توصیف کنی؟
کودکی زیباترین دوران زندگی.
و نوجوانی...؟
نوجوانی یعنی پاکی، مهربانی و صمیمیت. فصلی سبز از زندگی
به نظر تو زندگی چه شکلی است؟
به نظر من زیباست. به قول مولوی:
زندگی زیباست ای زیباپسند/ زنده اندیشان به زیبایی رسند/ آن چنان زیباست این بیبازگشت/ کز برایش میتوان از جان گذشت.
میانه شما با کتاب و مطالعه چطور است؟
فرصتی داشته باشم حتما کتاب میخوانم. نوشتههای جان کریستیفن، آر ال استاین و ژلون را خیلی دوست دارم. من هم مثل همه نوجوانان به رایانه و پلیاستیشن علاقهمندم.
نگفتی مشوق شما چه کسی بود؟
مشوق اصلیام پدر و مادرم هستند که همیشه و در همه مواقع همراهیام میکنند و بعد معلم کلاس سوم دبستانم خانم ارزانی که از ایشان تشکر میکنم.
محمدحسین قاسمی