نگاهی به فیلم گناه من

اخلاق در سینما

بعد از تماشای «ریسمان باز» دومین فیلم بلند مهرداد کارخانی، دیدن اولین فیلم وی وسوسه‌انگیز خواهد بود. اگر این ترتیب بهم می‌خورد شاید این انگیزه هم به وجود نمی‌آمد چون گناه من، جذابیت و انسجام ریسمان باز را ندارد و خب، این به اولین تجربه وی در فیلمسازی بر می‌گردد. مهرداد کارخانی که از عکاسی سینما پای در کارگردانی گذاشته بیش از هر چیز به فضای جغرافیایی و لوکیشن‌های فیلمش توجه دارد و این شاید به نگاه و رویکرد عکاسانه وی برمی‌گردد که به موقعیت‌های پیرامونی و متن قصه، جان می‌بخشد و آن را به عنوان عنصر مهمی از فیلم در منظر مخاطبان قرار می‌دهد.
کد خبر: ۲۳۸۸۵۵

 توجه کارخانی به فضای شهری و آن هم نقاطی که کمتر به لوکیشن فیلم‌ها بدل می‌شود در هر دو اثر وی نشانه‌های قدرتمندی دارد و به اندازه سوژه، خود را نمایان می‌کند. در ریسمان باز فضای کشتارگاه و قیاس حاشیه‌های تهران با مناطق بالای شهر که تضاد معنی‌داری را خلق کرده بود و در گناه من نیز اطراف راه‌آهن و برخی از مناطق جنوب تهران که کمتر در آثار سینمای ایران نمونه آن را دیده‌ایم یا دست‌کم کارخانی به دلیل تجربیات عکاسی آن را به گونه‌ای نشان می‌دهد که در تیرس نگاه مخاطب قرار می‌گیرد و البته تناسب ساختاری و معنی‌داری نیز با قصه و فضای فرهنگی آن دارد.

گناه من طرح یک نوع رویکرد و تفسیر اخلاقی از زندگی است که بنا دارد این حقیقت را نشان دهد که دنیا، دار مکافات است و بهشت و جهنم به واسطه اعمال انسان در درون وی و در همین جهان شکل می‌گیرد. البته اتصال آدم‌های قصه به هم که بنا بر یک منطق تصادفی در مسیر هم قرار می‌گیرند کمی به فیلم‌های هندی پهلو می‌زند و به ویژه نقطه ابتدایی آن چندان باورپذیر نیست. درونمایه گناه من بر اساس یک پارادوکس اخلاقی و دیالکتیک انسانی بنا شده است تا تعلیق قصه و کشش داستان را بر مبنای آن شکل دهد. از یک سو یغما در ابتدای داستان، باران را از خودکشی در ریل قطار نجات می‌دهد و از سوی دیگر در انتهای قصه، باران متوجه می‌شود که یغما همان کسی است که سال‌ها پیش پدرش را کشته است. هرچند کارگردان به واسطه دیالوگی که نوشته فاصله سنی آنها را گوشزد می‌کند، اما تفاوت 15 ساله آنها در گریم حمید گودرزی خود را نشان نمی‌دهد و صحنه قتل پدر باران توسط یغما را تصنعی می‌سازد. این دو کنش متضاد البته بستر خوبی برای طرح یک چالش اخلاقی است. باران از یک سو عاشق «یغما»یی می‌شود که او را از مرگ نجات داده و از سوی دیگر مرگ پدر توسط وی موجب بسیاری از این مشکلات و بدبختی‌ها در زندگی وی شده است. او در نقطه میانه عشق و نفرت قرار گرفته است که قضاوت کردن درباره یغما را سخت و دشوار ساخته است. عاشق یا قاتل؟ کدام‌یک از این 2 می‌تواند معرف یغما باشد. تمام حرف فیلم در همین نکته نهفته است که قضاوت کردن درباره آدم‌ها و اعمالش بسیار پیچیده و مشکل است و آدمی محصول شرایطی است که در آن زیسته است. قضاوت کردن درباره دیگران و احکام صریح راجع به آنها صادر کردن مشکلی اخلاقی اجتماعی بزرگی است که در جامعه ما به یک عادت در آمده و بسط عمومی یافته است. گناه همیشه محصول جهل و هوس انسان نیست. گاهی از بد اقبالی وی نشات می‌گیرد و یغما به واسطه شرایط بد زندگی همواره تحت تاثیر اقبال، خلافکار افغانی بوده که او را وادار به قتل بابک پدر باران کرده است. کارگردان در چند جا نشان می‌دهد که یغما ذاتا بد نیست و شرایط زندگی وی را به خلاف کشانده است. یکی همان نجات باران از خودکشی و دیگری رسیدگی و مراقبت از نامادری‌اش است که در واقع تلاش می‌کند چهره مطلقا سیاه را از صورت یغما بزداید و تصویری خاکستری از وی ارائه کند.

گناه من طرح یک نوع رویکرد و تفسیر اخلاقی از زندگی است که بنا دارد این حقیقت را نشان دهد که دنیا، دار مکافات است و بهشت و جهنم به واسطه اعمال انسان در درون وی و در همین جهان شکل می‌گیرد

در کنار مسائل شهری که گفتیم در آثار مهرشاد کارخانی شاهد هستیم وی در گناه من به شکل متفاوتی به افغانی‌ها در کشور هم نگاه می‌کند و برعناصر حاشیه‌ای قصه می‌افزاید. این مساله که یک جوان ایرانی همچون اجیر تحت سلطه یک افغانی است خود حکایت غریبی است که در این فیلم به آن توجه ویژه‌ای شده است. اساسا فقر و روابط آدم‌ها در طبقات فرو دست جامعه و زندگی انسان‌های حاشیه‌ای که کمتر به آن توجه شده مورد توجه کارخانی در هر دو اثرش قرار گرفته است. اگر در ریسمان باز این فضای کشتارگاه است که همچون یک فیلم مستند در دل قصه گنجانده شده است در اینجا فضای گاراج و برخی مناطق کمتر دیده شده جنوب شهر در سینما مورد توجه کارگردان قرار می‌گیرد.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها