حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
وقتی تحصیلاتم به پایان رسید مثل هر دانشجوی دیگر تمام کارهایم را برای بررسی نزد استاد آوردم. استاد تمام کارها را که شاید به 300 یا 400 تا میرسید با نگاهی نقادانه بررسی میکرد و نتیجهگیری میکرد که کدام نوع کارها در توانایی شخص است و باید کدام روش را ادامه دهد. برای من هم چند کار انتخاب کرد و من هنوز از حس تشخیص قوی استاد مبهوتم!
وقتی به ایران برگشتم همین کارها را ادامه دادم تنها چیزی که اضافه شد نقطه بود ولی تم موضوع تقریبا یکی بود. در سال 1352 اولین نمایشگاه من برگزار شد از این نمایشگاه استقبال زیادی نشد. کارهایم در آن زمان چیزی بود بین شرق و غرب. دوران تحول من بود.
هانی بال الخاص در مجله فردوسی در مورد آثار من چنین گفت: ما فعلا به این هنر نیازی نداریم شاید در آینده به این هنر نیاز پیدا کنیم.
من در ابتدا برداشت خوبی نداشتم ولی بعد فکر کردم همین که اثر من در گذشته نمانده برایم نقطه روشنی است و این امیدواری را به من دادهاند که کمی بیشتر تامل کنم.
من کارهایم را با کمی تحول و تغییر و نزدیک کردن به مینیاتور اولین بار در سال 1366 در اولین بینال گرافیک ایران در موزه هنرهای معاصر ارائه دادم.
من در دانشگاه هنر آتلیهای داشتم و در ساعاتی که تدریس نداشتم کار و چاپ سریگرافی میکردم. گاهی دوستان هم به این پاتوق میآمدند و با هم مشغول به کار میشدیم.
یک روز از طرف موزه دعوتنامهای با عنوان مسابقه بینال گرافیک به دست ما رسید که آقای ممیز از استادان دانشگاه خواسته بودند حداقل یک کار ارائه دهند. من هم یکی از آخرین کارهایم را برای مسابقه آماده کردم. یکی از دوستانم زندهیاد جعفر روحبخش که نقاش معروفی است بر من خرده گرفت و گفت: این کار یک نقاشی است و نه گرافیک. به هر حال خودت میدانی!
بالاخره تصمیم گرفتیم امتحان کنیم و کار را برای مسابقه بفرستیم تا نظر هیات داوران را بشنویم. خیلی جالب بود که این اثر نه تنها برای شرکت در مسابقه انتخاب شد بلکه جایزه اول تصویرسازی آن دوسالانه را هم برد. بعد از این که این جایزه را گرفتم کار بزرگتری را با همان سبک نقطهپردازی شروع کردم و دو سال بعد برای شرکت در اولین دوسالانه نقاشی ایران آماده کردم. همان دوست را پیدا کردم و به او گفتم میخواهی شبیه همان کار قبلی را برای مسابقه بفرستم.
او هم موافقت کرد که این داستان را با هم دنبال کنیم. این بار هم کار من جایزه منتخب و برگزیده نمایشگاه نقاشی را به خود اختصاص داد.
به این سن رسیدم، تدریس میکنم و گرافیست و نقاش پرورش میدهم اما هنوز نمیدانم براساس گزینههای موزهها یک گرافیست هستم یا یک نقاش!
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....