حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بعنوان اولین سوال، فرهنگ یا فرهنگ عمومی را تعریف کنید؟
فرهنگ شامل عواطف و تمایلات، اطلاعات و دانش و رفتار و منش مردم در شکلهای فردی، خانوادگی، گروهی، سازمانی، قومی، محلی و ملی است که اگر در کنار اقتصاد و سیاست قرار گیرد تمام امور یک جامعه را میسازد و اگر بخواهیم آن را به کلی ترین شکل تقسیم نماییم به فرهنگ عمومی و فرهنگ تخصصی تقسیم میشود که فرهنگ عمومی توجه اصلی را به گرایشات، اطلاعات و رفتار عموم مردم دارد و فرهنگ تخصصی توجه اصلی را به صاحبان اطلاعات و دانش، متخصصان، فرهیختگان، دانشپژوهان، علما و دانشمندان و در سطحی کلی تر افراد و عناصر دارای دانش بیش از سطح عموم مردم جامعه را شامل می شود.
شورای فرهنگ عمومی از چه تاریخ و با چه اهدافی شروع به فعالیت نموده است؟
شورای عالی انقلاب فرهنگی در چهل و سومین و چهل و چهارمین جلسه خود به منظور سیاستگذاری و هدایت فرهنگ عمومی کشور شورایی به نام شورای فرهنگ عمومی را مورد تصویب قرار داد. این شورا موظف است در جهت تدوین اهداف و اصول سیاستهای فرهنگ عمومی کشور و هماهنگ کردن کوششهای فرهنگی و هنری- برابر آیین نامه مصوب فعالیت نماید.
برهمین اساس شورای فرهنگ عمومی به عنوان یکی از شوراهای اقماری شورای عالی انقلاب فرهنگی در اواخر سال 1364 به پیشنهاد حضرت آیت الله خامنه ای تشکیل و از فروردین 1365 آغاز به کار نموده است. فعالیتهای این شورا از سال 1365 تا شهریور 1385 را می توان به هشت دوره مشخص تقسیم بندی نمود.
ترکیب اعضای شورای فرهنگ عمومی و مهمترین فعالیت آنان را بیان کنید؟
شورای فرهنگ عمومی کشور در حال حاضر 26 عضو دارد. 23 نفر از اعضاء، شخصیتهای حقوقی هستند و 3 نفر از اعضاء از شخصیتهای حقیقی و صاحبنظر دانشگاهی هستند.
شورای فرهنگ عمومی کشور براساس وظایف محوله و همچنین به خاطر بکارگیری از ظرفیت تمامی دستگاهها در امر فرهنگ عمومی، برخی از امور را به سایر دستگاهها براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی واگذار نموده است و لذا با تشکیل شوراهای اقماری موضوعات را پیگیری می کند. شوراهای اقماری وابسته به شورای فرهنگ عمومی عبارتند از:
1- شورای نظارت بر ساخت، طراحی، واردات و توزیع اسباب بازی کودکان که امور مربوط به آن توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انجام میشود.
2- شورای نظارت بر نامگذاری شهرها، خیابانها، اماکن و مؤسسات عمومی که امور آن توسط وزارت کشور پیگیری می شود.
3- شورای نظارت بر انتخاب، ساخت و نصب مجسمه و یادمان که امور آن توسط معاونت هنری وزارت ارشاد ساماندهی می شود.
4- شورای نظارت بر علائم، نشانهها و تصاویر روی البسه و لوازم التحریر، امور آن توسط معاونت هنری وزارت ارشاد ساماندهی می شود.
5- شورای نظارت بر نامگذاری ایام، امور آن توسط دبیرخانه شورای فرهنگی عمومی ساماندهی میشود.
مهمترین وظایف شورای فرهنگی عمومی کشور شامل چه نکاتی می شود؟
الف) بررسی کارشناسی و تجزیه و تحلیل شرایط و جریانات فرهنگی جهان و داخل کشور
ب) تهیه و تدوین طرحهایی برای هماهنگ کردن کوششهای فرهنگی و هنری و تبلیغی در سازمانها و مراکز رسمی فرهنگی و هنری
ج) برنامه ریزی برای تحقق اهداف و اجرای سیاستهای فرهنگی کشور
د) بررسی آثار فرهنگی مترتب بر سیاستها و اجرای طرحها و برنامه های اقتصادی و اجتماعی به منظور اطمینان از همسویی و عدم مغایرت آنها با اصول سیاست فرهنگی کشور
ه) تصویب روشهای اجرایی تشویقی به منظور شکوفایی فرهنگ عمومی
و) تهیه و پیشنهاد طرحهای گسترش و بهبود تبلیغات دینی و عمران و احیای مساجد و مجامع مذهبی
توضیح بیشتری در مورد فعالیتهای شورای فرهنگ عمومی استانها و شهرستانها ارائه نمایید.
از ابتدای مسوولیتم تلاش به گسترش فعالیت مجدد شورای فرهنگ عمومی استانها نمودم، گزارش جلسات شوراها به لطف خدا روند رو به رشدی داشته که عبارت است از:
1- شورای فرهنگ عمومی استانها:
- در سه ماهه اول سال 1385، در 22 استان شورای فرهنگ عمومی فعالیت داشته است که 35 جلسه شورا را تشکیل و 91 دستور را مورد بررسی قرار داده اند.
- در شش ماهه اول سال 1385، 28 استان شورای فعالی داشته اند که 90 جلسه شورا را تشکیل و 249 دستور را مورد بررسی قرار داده اند.
- در 10 ماهه سال 1385، 30 استان شورای فعالی داشته اند که 154 جلسه شورا را تشکیل و 493 دستور را مورد بررسی قرار داده اند.
2- شورای فرهنگ عمومی شهرستان ها:
- در سه ماهه اول سال 1385، 9 استان شورای شهرستان فعالی داشته اند، 29 شهرستان فعال بوده اند که 34 جلسه داشته و 59 دستور را مورد بررسی قرار دادهاند.
- در شش ماهه اول سال 1385، 17 استان شورای شهرستان فعالی داشته اند، 79 شهرستان فعال بوده اند که 136 جلسه داشته و 244 دستور را مورد بررسی قرار داده اند.
- در ده ماهه سال 1385، 25 استان شورای شهرستان فعالی داشته اند، 146 شهرستان فعال بوده اند که 288 جلسه داشته و 547 دستور را مورد بررسی قرار داده اند.
مهمترین موضوعاتی که در دستور جلسات شورای فرهنگ عمومی استانها و شهرستان مورد بررسی قرار گرفته است موارد زیر بوده است:
- تقویت هویت اسلامی و ملی
- رصد وضعیت فرهنگ ایشان و منطقه
- راههای تقویت معنویت و عرفانهای صحیح اسلامی و مقابله با عرفانهای انحرافی
- معرفی و الگوسازی از مفاخر فرهنگی منطقه
- بررسی و تقویت نشریات تخصصی و محلی
- بررسی پدیده ناتوی فرهنگی
علاوه بر این موضوعات دبیرخانه های شوراهای فرهنگ عمومی استانها با تقویت کارشناسی خود و تشکیل جلسات کارشناسی تلاش نموده اند جلسات شورای فرهنگ عمومی پربارتر و تأثیرگذارتر شود. در برخی از استانها نیز با برگزاری گردهمایی های منطقه ای و فعال نمودن سایتهای فرهنگ عمومی استانها تعامل و ارتباط خود را با فرهیختگان استان تقویت نموده اند.
به عنوان دبیر شورای فرهنگ عمومی، دستاورد جمهوری اسلامی در ارتقای وضعیت فرهنگ عمومی جامعه را چگونه ارزیابی می کنید؟
یکی از دستاوردهای گرانقدر انقلاب اسلامی ایران در حوزه فکر و اندیشه، از بین بردن خودباختگی و ایجاد خودباوری است. اصلاحات فکری و تحولات اندیشهای از مسائل مهم و ریشهای در هر موضوع و حوزهای میباشد. تا تفکر و اندیشه اصلاح نشود، هیچ گونه حرکت و تحول اساسی صورت نمیگیرد. اولین گام برای هر اصلاح و حرکت سازندهای در هر موضوع و رشتهای، اصلاح بینش و اعتقادات میباشد. طی سالهای طولانی در رژیم پهلوی، یکی از دردها و رنجهای اساسی اجتماع، درد خودباختگی فرهنگی بود. فضایی به وجود آورده بودند که مردم میپنداشتند خود از نظر فرهنگی حقیر و ذلیل و بیمحتوا هستند و برعکس، غرب دارای فرهنگ شایسته و مترقی و برتر است و مردم ضرورتا باید پیرو آن فرهنگ باشند.
این خودباختگی فرهنگی در همه جای کشور اعم از دانشگاهها، مدارس، ادارات، اجتماع، خانواده، کارخانهها، موسسات و سازمانها حاکم بود. مردم باور کرده بودند که باید مثل غربیها فکر کرد، مثل آنها لباس پوشید و سخن گفت، اخلاق و رفتار آنها را تقلید کرده و مانند آنها روابط خانوادگی و فردی را تنظیم کرد. اصطلاحات غربی را به کار گرفت و حتی نام فرزندان و کالاها باید غربی باشد. زندگی بیبند و بار و خلاف عفت غربی باید ملاک عمل باشد و نگرش به مذهب و دین باید همانند نگرش غربیها باشد. سفر به غرب و اقامت در محیط آلوده آن، ارزشمند و سفر به مکه و مدینه و اماکن مقدس و کشورهای اسلامی، ارتجاع و عقبماندگی تلقی میشد.
هم رژیم پهلوی به این امر دامن میزد و هم استکبار غرب در جهت القاء این تفکر در ذهن مردم ایران برنامهریزی میکرد و متاسفانه تا حد بسیار زیادی نیز این تلقین اثر کرده بود. <غربزدگی> رهاورد همدستی رژیم پهلوی و عمال استکبار بود.
علت آن هم روشن است. آنها از تفکر و فرهنگ اسلامی ترس و واهمه داشتند و آن را خلاف منافع نامشروع خود تلقی میکردند. فرهنگ مردم ایران، فرهنگ اسلامی و دینی بود و اگر این فرهنگ تحقیر نمیشد و مردم شیفته فرهنگ غرب نمیشدند، استکباربه اهداف شوم خود نمیرسید. از سوی دیگر خود باختگی مردم به غرب موجب میشد که همیشه با ذلت و حقارت دست نیاز به سوی غربیها دراز کنند و نوکری و سرسپردگی آنها را بپذیرند.
پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، به این دوران حقارت و ذلت و خودباختگی فرهنگی پایان داد و مردم رشید ایران با رهبریها و هدایتهای روشنگرانه امام امت و سپس رهبری آیتالله خامنهای به خودباوری فرهنگی رسیدند.
خودباوری فرهنگی، زمینه از بین رفتن وابستگی فرهنگی را فراهم کرده و موجب استقلال فرهنگی کشور شد. خودباوری فرهنگی با مسائل فکری، عقیدتی، اخلاقی و باورهای دینی و مذهبی مردم سر و کار دارد. همچنین موجب عدم احساس حقارت و خود کمبینی در برابر غرب و در نتیجه عدم وابستگی و سرسپردگی میشود.
رژیم پهلوی به عنوان ژاندارم امریکا در منطقه و ابزار دست ابرقدرتها محسوب میگردید. انقلاب اسلامی برای تغییراین نگرش نسبت به ایران چه کارهایی کرده است؟
از دستاوردهای جهانی انقلاب اسلامی ایران، قدرت و عزت یافتن ایران در سطح جهان میباشد. بر هیچ صاحبنظر سیاسیای پوشیده نیست که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور ایران نهتنها در سطح جهانی و در بین کشورها و قدرتهای جهانی نقش و قدرت تعیینکنندهای نداشت و در معادلات سیاسی و تصمیمگیریهای جهانی به حساب نمیآمد، بلکه به علت وابستگی و تبعیت از ابرقدرت غرب و ایفای نقش ژاندارمی در منطقه برای امریکا، بین مسلمانان جهان و نهضتهای اسلامی و آذایبخش نیز منفور و مطرود بود.
به برکت پیروزی انقلاب اسلامی، کشور ایران به قدرت و عزت بالا و چشمگیری دست یافت و با نگرش از منظر قدرتهای استکباری و کشورهای مخالف انقلاب اسلامی ایران، کشور ایران از کشوری ضعیف و بیتاثیردر معادلات جهانی، به قدرتی تاثیرگذار در مناسبات و روابط بینالملل و نیز تصمیمگیریهای جهانی و منطقهای مبدل گشت.
با نگرش از منظر مسلمانان و مستضعفان جهان و نیز نهضتها و حرکتهای آزادیبخش، کشور ایران به دولتی عزیز و مستقل و مقتدر در سطح جهان مبدل گشته است. <حمایت اصولی ایران از مبارزات مردم مسلمان و محروم سراسر جهان در برابر قدرتهای زورگو و دولتهای استعمارگر>، <احیاء مجدد عظمت و شکوه اسلام پس از قرنها>، <اقتدار یافتن مردم مسلمان و مبارز و نیز نهضتهای اسلامی>، <علاقهمندی مردم مسلمان و آزاده سراسر دنیا به رهبری پیامبرگونه امام خمینی(ره>) و فرزند فرزانهاش آیتالله خامنهای از جمله عواملی است که موجب شده ایران اسلامی، پس از انقلاب، به کشوری مقتدر و عزیز در بین مسلمانان جهان تبدیل شود.
با پیروزی انقلاب اسلامی، در سراسر جهان اسلام، از یوگسلاوی و مراکش در غرب گرفته تا اندونزی و فیلیپین در شرق، یک جنبش مردمی نضج گرفت. این تجدید حیات اسلامی به شکلهای مختلف، از قبیل حرکتهای مردمی در عراق، جهاد مسلمانان در افغانستان اشغال شده توسط شوروی سابق، مقاومت حماس در لبنان، بروز حرکتهای اسلامی در کویت و بحرین، قیام مردم در الجزایر، مصر، تونس، مراکش و قیام اسلامی مردم فلسطین، تجلییافته است. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، موجب شد مردمی که از عظمت قدرت خود بیاطلاع بودند و همه مظالم را در چارچوب قسمت و تقدیر و قضای الهی تفسیر میکردند، با برداشتی نوین از اسلام راستین و ناب، به حرکت درآیند.
فرهنگ عمومی توجه اصلی را به گرایشات، اطلاعات و رفتار عموم مردم دارد و فرهنگ تخصصی نیز توجه اصلی خود را مشمول صاحبان اطلاعات و عناصر فرهیخته می نماید
این حرکت نه فقط شیعیان، بلکه طرفداران اهل سنت را نیز در بر گرفت، چرا که پیام امام، پیام وحدت مسلمانان و یک پیام فراگیر و جهانی بود. والاترین دستاورد انقلاب اسلامی ایران برای ملتهای مستضعف جهان، تربیت انسان جدیدی بود که قادر به ایستادگی و مقاومت در مقابل ظلم باشد.
معمولا انقلابها را همراه با خشونت گسترده تصور میکنند در حالی که انقلاب اسلامی ایران نسبت به تمام انقلابهای جهان با خشونت کمتری از سوی انقلابیون همراه بود. آثار این عملکرد را چگونه ارزیابی میکنید؟
با مطالعه انقلابهای تاریخ جهان، بویژه انقلابهای مهمی همچون فرانسه آنچه به سرعت به چشم میآید، حضور خشونتآمیز اقشار جامعه در عرصه مبارزه با حاکمیت و درگیری همراه با خونریزی و کشتار فراوان است. مردم خشمگین از ظلم حاکمان زمانه، با توسل به خشونتآمیزترین شیوهها، درصدد براندازی رژیم بوده و در این راه از هیچ شدت عملی فروگذار نکردهاند که بهرهگیری گسترده از سلاحهای زمان و ابزارهای جدیدی همچون گیوتین، نمونهای از این شیوهها بود.
اما با مطالعه و بررسی انقلاب اسلامی ایران، برخلاف سایر انقلابها، عنصر خشونت نه از جانب مردم که تنها از سوی حاکمان استفاده شد. مردم مسلمان ایران تنها با سلاح ایمان، اعتقاد و امید به پیروزی، پای در صف مبارزه نهادند و با شیوهای آرام، اما پیوسته (یعنی راهپیمایی و تظاهرات یکپارچه و اعتصاب) تجربهای نوین در راه مبارزه و انقلاب را بنا نهادندکه پس از آن الگوی بسیاری از مردم جهان قرار گرفت و اینک راهپیمایی و تظاهرات اعتراضآمیز، بدون کوچکترین خشونت از جانب تودهها، بهعنوان یکی از معمولترین شیوههای رهایی از ظلم تبدیل شده است و این مبارزه فرهنگی سرفصلی نوین در تاریخ انقلابهای جهان گشوده است که نشان از قدرت فرهنگی کشور ما دارد.
در بدو انقلاب و پس از آن، زنان همواره یکی از مهمترین عناصر موثر بر فرهنگ و جامعه ایران بودهاند. شما به عنوان دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور، نقش انقلاب اسلامی را در ارتقای جایگاه زنان چگونه میبینید؟
یکی از دستاوردهای ارزشمند انقلاب اسلامی ایران، احیاء شأن و منزلت معنوی زنان و دختران است. قبل از انقلاب اسلامی و در دوران رژیم منفور پهلوی، زنان و دختران این مرز و بوم، از شان و منزلت شایستهای برخوردار نبودند. اساس انحرافات و مفاسد رژیم پهلوی در قلمرو مسایل مربوط به آنان، به خاطر دیدگاه و نگرش تقلیدی و تبعیت کورکورانه از غرب بود و براساس همین مبنای فکری، سیاستهای رژیم نسبت به مسایل مربوط به زنان شکل میگرفت.
نگرش رژیم پهلوی به زنان و دختران، نگرشی مادی، منفعتطلبانه و لذتجویانه بود. براساس آن تلقی، زن ابزار محسوب میشد. در واقع عملا زن موجودی درجه دوم و فرعی و صرفا برای مرد بود. انقلاب شکوهمند اسلامی ایران توانست طومار نگرش فاسد رژیم پهلوی نسبت به زن را در هم پیچیده و افق جدید و روشنی، فراروی زنان و دختران انقلاب این مملکت قرار دهد و کرامت والای انسانی را به او بازگرداند. نگرشی که طبق آن زن شی و ابزار نیست. بلکه زن مبدا همه سعادتهاست.
از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، ایجاد روحیه، شجاعت، فداکاری، شهیدپروری و نیز تحولات روحی و فکری عمیق و گسترده به همراه تعاملات اجتماعی در بین زنان این مرز و بوم است.
به برکت انقلاب اسلامی، زنان ایران اسلامی از چنان شجاعتی برخوردار شدند که نه تنها از فرستادن فرزندان خود به صحنههای دفاع مقدس و مبارزه با رژیم متجاوز عراق و حامیان استکباری آن ترسی نداشتند، بلکه خود نیز مشوق اعزام آنها به جبههها بودند. همچنین حضور زنان در مراکز علمی و پژوهشی نیز نمود بارزی دارد. انشاءالله با تلاش وافری که از سوی زنان غیرتمند ایرانی مشاهده میشود، روز به روز بر استحکام جایگاه آنان در خانواده و تاثیر آنان بر تقویت اسلام و انقلاب اسلامی افزوده شود.
چنانکه مستحضرید جمعیت نسل جوان جامعه پس از انقلاب اسلامی رشد چشمگیری یافته است. نظام اسلامی در مورد جذب و حفظ این قشر عظیم چه فعالیتهایی داشته است؟
قبل از انقلاب اسلامی به علت حاکمیت رژیم سلطنتی و استبدادی و وابستگی به غرب جهتگیریها و سیاستهای کلان تربیتی و پرورشی میلیونها دانشآموز عمدهترین سیاستهای تربیتی و پرورشی رژیم فاسد پهلوی در اینجا خلاصه میشد:
- تروج و تبلیغ جدایی دین از سیاست، ناکارآمدی دین، کهنهشدن مقررات آن، لاابالیگری دینی و بیتفاوتی نسبت به تعالیم و آموزههای دینی، توسعه بیحجابی و بیعفتی، ترغیب و تبلیغ فرهنگ غربی و غربزدگی ، به برکت پیروزی انقلاب اسلامی تلاش در جهت حذف سیاستها و جهتگیریهای غلط گذشته آغاز شد و مسوولان و دستاندرکاران آموزش و پرورش، توانستند با اتخاذ سیاستها و جهتگیریهای درست در امر پرورش مذهبی و دینی دانشآموزان گامهای مفید و موثری در جهت تربیت و پرورش صحیح میلیونها دانشآموز سراسر کشور ایران اسلامی بردارند. البته این تلاشها کافی نبوده و جدیت و برنامهریزیهای متمرکز اساسیتری را نیز میطلبد، آسیبشناسی برنامهریزیهای گذشته نویدگر فعالیتهای مثبت آینده خواهد بود. بخشی از این اصول و سیاستها و جهتگیریهای تربیتی که از سوی مسوولان نظام جمهوری اسلامی ایران اتخاذ شده، عبارتند از:
- آشنا نمودن دانشآموزان با واقعیت دین، مذهب و مفاهیم والای اسلامی
- توسعه و گسترش فعالیتهای مذهبی و فرهنگی در مدارس
- ترویج فرهنگ نمازخوانی و نماز جماعت در بین دانشآموزان
توسعه و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف در بین دانشآموزان دختر
- آشناکردن دانشآموزان با سیاستهای استکباری شرق و غرب و واقعیتهای جهانی
- ترویج فرهنگ آشنایی و انس با قرآن و مفاهیم والای آن در بین دانشآموزان
- توسعه و ترویج تشکلهای سالم و سازنده بین دانشآموزان از قبیل امور تربیتی، انجمن اسلامی و بسیج.
- تقویت بنیه علمی دانشآموزان و مهمتر از همه ایجاد روحیه ایثار، گذشت، معنویت و شهادتطلبی بین دانشآموزان.
توجه به معنویت و ارزشهای فرهنگی به عنوان یکی از دستاوردهای انقلاب تلقی میشود. این رویکرد را چگونه ارزیابی میکنید؟
مهمترین ویژگی دگرگونی ارزشها در دیدگاه مردم بود. در حقیقت انقلاب اسلامی تفکر و بینش مردم را متحول ساخت. ارزشهایی همچون ایثار و گذشت، شهادتطلبی، سادهزیستی بر فهرست ارزشهای آنان افزوده شد.
روحیه آزادگی و ظلم ستیزی پرورش یافت و قوه ابتکار، نوآوری و خلاقیت امکان ظهور پیدا نمود. جوان ایرانی با اعتماد به نفس، قلههای پیروزیهای علمی، فنی، فرهنگی، اجتماعی و ورزشی را در نوردید و به جهان و جهانیان نشان داد نه تنها به لحاظ ضریب هوشی و قدرت جسمانی و روحیه شهادتطلبی و ایثار چیزی کم ندارد، بلکه سرآمد شخصیتهای عرصههای گوناگون جهانی میتواند باشد، موفقیتهای هستهای ایران که باعث عزتمندی و آبروی مردم ما نزد جهانیان است از دیگر دستاوردهای انقلاب تلقی میشود و در واقع با هدف قرار دادن تواناییهای خویش بر نظامهای زر و زور و تزویر غلبه کردیم.
این اعتماد به نفس ناشی از توکل و روحیه انقلابی انتظار است که در مردم مسلمان ایران ویژگی منحصر به فردی ایجاد کرده که قدرتهای استکباری از تجزیه و تحلیل آن ناکام مانده و هر روز دست به طرح و توطئه جدیدتری علیه مردم و نظام ما میزنند.
فریبا صادقیپور
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....