ناگفته‌های هسته‌ای ایران از زبان لاریجانی

دکتر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی که پیش از این دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول گروه مذاکرات هسته ای ایران با غرب بود، در گفت و گوی اختصاصی با برنامه «رو در رو» شبکه پرس تی وی، به فرایند رویارویی غرب با برنامه صلح آمیز هسته ای ایران پرداخته است.
کد خبر: ۲۳۸۳۳۶

گام های اعتمادساز ایران

رئیس مجلس شورای اسلامی در این گفت و گو اظهار داشت: با بحث هسته ای و مجموعه اقدامات مذاکراتی و پیشنهادی درباره آن، همیشه یکی از موضوعات پرکار دبیرخانه شورای امنیت ملی بوده است و در هر مرحله از پروسه هسته ای بحث های جدی در آن مطرح می شده است.

وی افزود: در بحث مسائل هسته‌ای تا قبل از مذاکرات پاریس، چند مرحله طی شد که هر کدام ماجراهای خاص خود را داشت که یکی از آن ها نامه سه وزیر اروپایی به ایران و پیشنهاد تعلیق غنی سازی اورانیوم تا حل مسائل در فرصتی کوتاه بود.

لاریجانی با اشاره به این که در سعدآباد نیز مذاکراتی انجام شد که تقریبا صبح تا عصر طول کشید گفت: در پایان نیز مذاکره کنندگان با رییس جمهور وقت (سید محمد خاتمی) ملاقاتی داشتند. در این مذاکرات، آنها گفتند که اگر ما فعالیت غنی سازی را به حالت تعلیق درآوریم، آنها مشکل یو سی اف اصفهان در آژانس را در چند هفته حل خواهند کرد که البته از همان ابتدا، روشن بود که این حرف حرف دقیقی نیست و نوعی فریبکاری در آن نهفته است.

رئیس مجلس افزود: در ایران نیز همیشه اختلاف نظرهایی درباره اینکه آیا (غربی ها) به حرف هایی که میزنند پایبند هستند یا خیر، وجود داشت که گاهی در رسانه ها نیز مطرح می شد. پس از آن قرار شد که آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارشی ارائه داده و قطعنامه ای در این باره صادر شود که تقریبا گشایشی در مسیر (مذاکرات) ایجاد کند.

وی با اشاره به این که این قطعنامه مذاکرات سعدآباد را مستحکم کرد اما اتفاق عجیبی رخ داد که تردید درباره رویکرد اروپائیان به مذاکرات هسته ای را بیشتر کرد، گفت: صدور این قطعنامه تقریبا با اشغال عراق به دست آمریکایی ها همزمان شد. در آن زمان آقای تونی بلر نخست وزیر وقت انگلستان برای بازدید از سربازان انگلیس به بصره سفر کرد و در آنجا در سخنرانی گفت که ما میوه اشغال عراق را در تهران چیدیم. این حرف ایشان باعث شد که خیلی از کسانی که بازیگر عرصه مذاکرات هسته ای بودند متوجه شوند که درون یک دالان فریبکارانه ای قرار گرفته ایم.

لاریجانی اظهار داشت: متدولوژی غربی ها نیز همیشه یکسان بود. آنها هرگاه مذاکره ای انجام می شد، قطعنامه ای صادر می کردند و پس از جنجال بر سر آن می گفتند که اگر ما قدم جدیدی بر نداریم، حتما قطعنامه بعدی صادر می شود که این روند همیشه تکرار می شد.

دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی کشورمان در ادامه گفت: پس از قطعنامه ای که درباره مذاکرات سعدآباد صادر شد، مصوبه ای در آژانس داشتیم که طی آن درباره نوع نظارت ها، چگونگی بازدید بازرسان آژانس و پروتکل الحاقی (NPT) بحث شده بود اما پس از آن، غربی ها سر و صداهای زیادی به پا کردند که منجر به مذاکرات بروکسل شد. در بروکسل باید می‌پذیرفتیم که همه‌ی کارها، حتی قطعه سازی را تعطیل کنیم. نمی دانم قطعه سازی چه ربطی به غنی سازی دارد. اما دریافتیم که اگر به آنها اجازه دهیم، خواهند گفت که مردم، حتی از کنار دانشکده فیزیک نیز رد نشوند تا مبادا بخواهند فیزیک بخوانند و وارد مسئله هسته ای شوند.

رئیس مجلس افزود:این درخواست ها در قضیه پاریس به اوج رسید. در آنجا نه تنها از ما تعطیلی یو سی اف اصفهان، قطعه سازی و مونتاژ را خواستار شدند بلکه گفتند، همه‌ی کارهای تحقیقاتی نیز باید تعطیل شوند که در واقع، معنای آن این بود که دیگر هیچ کاری در مسئله هسته ای نباید انجام می دادیم. حتی به خاطر دارم که بحثی درباره داشتن 20 عدد سانتریفیوژ تحقیقاتی مطرح شد که آنها زیر بار این مسئله نیز نرفتند.بعد در همان جا گفتند که می خواهند در فاصله ای کوتاه به آبجکتیو گارانتی (ضمانت عینی) برسند که بر اساس آن ما کار خود را انجام دهیم. آقای دکتر حسن روحانی که در آن زمان دبیر شورا بودند و مذاکرات را پیگیری می کردند می گویند، آنها قرار بود فقط در چند ماه به چنین ضمانتی برسند اما حرف هایی که بعدها (غربی ها) به ما می گفتند به گونه ای دیگر بود. اینجا نقطه ای بود که اختلاف نظرها در ایران به دلیل گام های رو به جلوی مذاکره کنندگان غربی بیشتر شده بود.

وی گفت: پس از آن نیز قرار شد (غربی ها) طرحی را ظرف چند ماه ارائه کنند اما طرحی که ارائه کردند چیزی در خود نداشت. در آن طرح گفتند که ما باید همه کارها در حوزه مسائل هسته ای خود همه چیز را تعطیل کنیم زیرا هیچ ضمانت عینی بهتر از تعطیلی تمامی فعالیت های هسته ای نداریم و این یعنی پاک کردن صورت مسئله که این مسئله تردید ها را بیشتر کرد.

ابتکار ایران و پایان مرحله اعتمادسازی

لاریجانی در ادامه مصاحبه با اشاره به این که تقریبا اسفند ماه سال (1383) بود که دبیرخانه پیشنهادهایی را به طرف های غربی ارائه دادند اما آنها جواب سربالا می دادند، افزود: اواخر اسفند و اوایل فروردین سال 84 بود که به این نتیجه رسیدیم، این راه دیگر هیچ هدفی را دنبال نمی کند. آن زمان ایران دست به ابتکاری زد. آقای حسن روحانی بحث هایی را در دبیرخانه مطرح کردند که ما طرحی را ارائه کنیم. پس از آن طرحی چهار مرحله ای را ارائه کردیم که طرح بدی هم نبود.

رئیس مجلس اظهار داشت: اواخر فروردین یا اردیبهشت بود که آنها (غربی ها) گفتند این طرح بسیار مفصل و مهم است و ما باید آن را با دقت مطالعه کنیم که قرار شد به مدت یک هفته این کار انجام شود. پس از مدتی در یکی دیگر از مذاکرات، غربی ها گفتند که بررسی این طرح نیاز به زمان بیشتری دارد و دو ماه دیگر وقت خواستند که تا حدود تیر ماه طول کشید؛ اما پس از آن به جای پاسخ، طرح مبتذلی را ارائه کردند که در آن مسائل پیش پا افتاده ای همچون عضویت در سازمان تجارت جهانی، فروش قطعات یدکی و امثال اینها را در برابر تعطیلی کامل فعالیت های هسته‌ای ایران، پیشنهاد کرده بودند.
این مرحله، پایان فاز اول یعنی گام های مثبت ایران برای اعتمادسازی، با علم بر این که نوعی فریبکاری در رویکرد غرب وجود دارد، بود. در این مقطع که یک تا یک سال و نیم به طول انجامید دست آوردی برای ایران نداشت.

اشتباه محاسباتی غرب

وی در ادامه با اشاره به این که در ایران دیدگاه های متفاوتی وجود داشت، تاکید کرد؛ البته چون در کشور ما رهبری است که تصمیم نهایی را می گیرد، این دیدگاه ها از منظر کارشناسی باید مطرح شود. از زمانی که بحث سعدآباد مطرح بود، این اختلاف نظرها وجود داشت که آیا این مسیر چانه زنی نتیجه ای دربر خواهد داشت یا خیر. برداشت عده ای چون ما این بود که این روند نوید قالیچه ای را می دهد که هرگز بافته نخواهد شد و ما تنها درباره نقش و نگار آن می شنویم. البته نظرات دیگری درباره اینکه ایران فرصت دیگری به غرب بدهد نیز مطرح بود که شاید آن زمان، منطق خاص خود را داشت.

لاریجانی افزود: فکر می کنم درباره این اختلاف دیدگاه ها در ایران، غربی ها یک اشتباه محاسباتی را مرتکب شدند. آنها احساس کردند که ایران، تحت فشار در حال عقب نشینی است؛ در حالی که در ایران این موضوع مطرح بود که ما پیش از بروز چالش، تنها فرصت دیگری به غرب بدهیم.تفاوت این دو رویکرد در جایی آشکار شد و آن هم پس از مذاکرات پاریس بود. آن زمان دیگر صبر طرف ایرانی رو به پایان بود و حتی آنهایی هم که در ایران بر ادامه مذاکرات باور داشتند، مایوس شده بودند.

رئیس مجلس در همین زمینه افزود: اما با وجود اینکه دو فهم متفاوت در این باره وجود داشت، اصل نگرانی این بود که آیا اصلا غربی ها می خواهند ما غنی سازی داشته باشیم یا نه. اینکه از واژه "موقت" استفاده می کنند اما در عمل مذاکرات را به عقب انداخته و طرح هایی می دهند که در آن موضوع غنی سازی وجود ندارد، به نظر رسید که می خواهند کاری کنند که درباره این مسئله دچار فراموشی شویم. بعدها، هنگامی که مذاکرات را دنبال می کردم، درباره اینکه از ابتدا غربی ها می خواستند، ما غنی سازی نداشته باشیم، شواهد بسیار زیادی را دیدم.

وی گفت: به خاطر دارم در شهریور 1384 بود که در نیویورک با وزرای خارجه کشورهای اروپایی مذاکره می کردم، این نکته را متذکر شدم که شما گفتید اگر چند ماه غنی سازی به حالت تعلیق درآید، به ضمانت های عینی دست خواهید یافت تا ما بتوانیم غنی سازی خود را ادامه دهیم، اما یکی از وزرای خارجه حاضر در جلسه که فکر می کنم آقای یوشکا فیشر از آلمان بود، قاطعانه گفت که هیچ گاه نگفته اند که ما می توانیم غنی سازی داشته باشیم. البته گاهی قاطع این نکته را می گفتند و گاهی نصیحت گونه اما در کل، به نظر من استراتژی آنها این بود که ما اصلا فن آوری غنی سازی را نداشته باشیم.

موضوع هسته ای، موضوع فرعی

لاریجانی با بیان این که نکته‌ای را در تمامی این ادوار من احساس می کردم این بود که موضوع هسته‌ای ما در اصل مسئله اصلی آنها نیستف گفت: این درست است که غربی ها نمی خواهند ما غنی سازی داشته باشیم اما آنها، در جستجوی چیزی بزرگتر هستند و همین موضوع باعث شده است که در برنامه هسته ای ایران، چنین راهبردهایی را در پیش گیرند.

وی گفت: آنها معتقدند که تراز ایران در منطقه تغییر کرده است. هنگامی که وزیر دفاع آمریکا آقای گیتس در کنفرانس امنیتی بحرین سخن می گفت، اظهار داشت که ما به تئوری چند جانبه گرایی در منطقه نیاز داریم چون ایران توازن خاورمیانه را برهم زده است که خود نکته بسیار جالبی است؛ آمریکایی ها که خود مبتکر یک جانبه گرایی در جهان هستند، چندجانبه گرایی در منطقه را مطرح می کنند.

رئیس مجلس اظهار داشت: به خاطر دارم که روزی در یکی از جلسات با آقای خاویر سولانا (رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا) گفت و گو داشتم، ایشان در این جلسه به نکته ای اشاره کرد که برای من بسیار جالب بود. وی گفت که ما اشتباه کردیم که یکی بر سر عراق زدیم و یکی بر سر افغانستان چون شما بالا آمدید، در حالی که عراق و افغانستان رقیبی برای ما نبودند که تضعیف آنها باعث قدرت گرفتن ما شده باشد. با این وجود این سخن سولانا از تحلیلی خاص حکایت دارد و آن این است که آنها بر روی ما حساس هستند.

واقعیتی که باید پذیرفت

لاریجانی در ادامه با طرح این پرسش که سئوال من این بود که چرا شما بر روی ما حساس هستید و اصلا مشکل شما با ما چیست؟ گفت: این تروریست هایی که در حال حاضر در منطقه حضور دارند، کدام یک از ایران آمده اند؟ این تروریست ها اکثرا از کشورهای دوست شما آمده اند. بنابراین کشورهایی در منطقه وجود دارند که نه حقوق بشر را رعایت می کنند و نه دموکراتیک هستند ولی به دلیل اینکه شما به دنبال منافع خود هستید، با اینها کاری ندارید. از درون این کشورها به دلیل رفتاری که شما دارید، القاعده بیرون می آید. سئوال ما این است که شما با رویکردی که در برابر ایران داشتید سودی بردید یا می توانستید نوع تعامل دیگری را با ایران سامان دهید؟ یعنی باید این واقعیت را بپذیرید که ایرانیان،افراد متمدن، با سابقه طولانی تمدنی، باهوش و فهمیده هستند و شگردهای احمقانه شما را زود می فهمند.شما می توانید به جای انکار این واقعیات، بازی برد برد با ایرانیان تعریف کنید.

وی در ادامه افزود:اینکه غربی ها به اشتباه خود اعتراف می کنند نشان دهنده این است که احساس می کنند ایران توازن منطقه را بر هم زده است؛ اما در نهایت کل این بسته دچار چرخه معیوب تحلیلی است؛ خواه این موضوع مد نظر آنها باشد و خواه مسئله هسته ای.

گزارش کارگروه ها

رئیس مجلس با اشاره به این که کارگروه ها (در دبیرخانه شورای امنیت ملی) سه بخش بودند؛ یکی سیاسی، یکی اقتصادی و دیگری مسئله هسته ای، اظهار داشت:بحث هسته‌ای که رو به قبله بود و تنها مقداری الفاظ تحویل ما داده بودند. در بحث اقتصادی سراب های زیبایی به ما نشان داده بودند؛ البته نمی خواهم بگویم که (پیشنهادهای آنها) کاملا پوچ بودند اما نکته ملموسی نیز از آن استنباط نمی شد.

لاریجانی افزود: آنچه که تلقی نهایی را ایجاد می کرد گزارش کارگروه ها بود. یکی از آنها (بحث) هسته ای که صفر بود و شاید حتی زیر صفر زیرا ما مدت زمانی را نیز از دست داده بودیم، یکی می گوید که مثلا نمره من 5/5 است و دیگری نیز به خود نمره 6 یا هفت می دهد. شما باشید چه قضاوتی خواهید داشت؟ قضاوت نهایی این خواهد بود که نمرات آن دو کارگروه دوم نیز تنها برای این است که ما از موضوع هسته ای صرف نظر کنیم. بنابراین تلقی نهایی این بود که این سراب زیبایی نیز که در جاهای دیگر به ما نشان می دهند، در صورت ورود به آنها روشن نیست که دست آوردی داشته باشد یا خیر.

تجربه ای ارزشمند

وی در ادامه گفت: به نظر من تجربه دو ساله مذاکرات با غرب، به رغم زحمتی که برای ما ایجاد کرد، نشان داد که نوع سلوک با غرب که از ادبیات خوش ترکیب و دلنواز استفاده می کند، در نهایت چه دست آوردی برای ایرانیان خواهد داشت. بگویند با تمامی فرصت هایی که ایران در برابر غرب قرار داد چه چیزی به ایرانی ها دادند؟ به خاطر دارم، پس از آن که فاز جدیدی در موضوع هسته ای ایران آغاز شد، من در مذاکرات با رهبران اروپایی به آنها گفتم که شما اشتباه کردید، همگی پذیرفتند. اما به چه قیمتی؟

فاز نهایی

دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی در پایان گفت:به خاطر دارم که در سال 1384 ما نامه ای را به طرف مذاکره کننده غربی دادیم که در آن اعلام شده بود اگر چنانچه پاسخ طرح چهار مرحله ای ما را ندهید، ما برنامه هسته ای خود را آغاز خواهیم کرد. تماس هایی گرفته شد اما در نهایت باز هم آنها پاسخی ندادند. پس از آن جلسه ای گذاشته شد و در نهایت به اتفاق آرا تصمیم گرفته شد که ما برنامه هسته ای خود را آغاز کنیم و این رفتارهای خود غربی ها بود که ما را به اینجا کشاند؛ زیرا آنها همیشه فکر می کردند که ایران از حق خود خواهد گذشت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها