با بهروز غریب‌پور ، کارگردان اپرای عاشورا

معاصرسازی تعزیه

اپرای عاشورا ، آخرین نمایش بهروز غریب‌پور است که با تکیه بر نمایش تعزیه در تالار فردوسی اجرا شد. این کارگردان و پژوهشگر تئاتر به گفته خودش از همان کودکی جذب مراسم تعزیه‌ای شد که در شهر زادگاهش ، سنندج اجرا می‌شد. غریب‌پور در سال 1349 وقتی دانشجوی نمایش عروسکی شده بود ، تحقیقات گسترده‌ای را در ارتباط با تعزیه آغاز کرد و بشدت تحت تاثیر قدرت و تاثیر این‌گونه نمایشی قرار گرفت.
کد خبر: ۲۳۸۳۱۶
این علاقه‌مندی در ابتدای دهه 70 خورشیدی و زمانی که او به مدت 3 سال مدیر فرهنگسرای بهمن بود، تمام حوزه آیین‌های عاشورایی را در برگرفت.

غریب‌پور در سال 1378 می‌خواست نمایش سایه‌ای عاشورا را اجرا کند که موقعیت آن فراهم نشد تا این‌که 18 ماه پیش، طرح اپرای عاشورا در مرحله اجرا قرار گرفت.

این اپرای ایرانی که در تالار فردوسی روی صحنه رفت، محصول جمع زیادی از هنرمندان جوان است که با سرپرستی بهروز غریب‌پور در گروه نمایشی آران گردهم آمده‌اند.

در کارنامه اپراهای عروسکی شما 3 کار وجود دارد. از رستم و سهراب شاهنامه شروع کردید، با مکبث جوزپه وردی ادامه دادید و اینک به اپرای مذهبی عاشورا رسیدید. این  سه داستان کهن فارسی، غربی و مذهبی براساس برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده پشت سر هم روی صحنه رفتند؟

نه. فکر اجرای اپرای عاشورا به سال‌ها پیش بازمی‌گردد و سابقه‌ای طولانی دارد. اگر ابتدا از اپرای عاشورا شروع نکردم به این دلیل بود که درباره رستم و سهراب پیشنهاد داشتم و معاونت هنری وزارت ارشاد پشتیبان آن بود.

پس شروع اجراهای اپرای عروسکی با پیشنهاد وزارت ارشاد بود؟

نه به این صورت؛ چرا که آنان به دنبال اپرای زنده و نه عروسکی بودند که من به صلاح ندیدم سراغ آن برویم.

چرا؟

چون اگر نمی‌توانستیم به صورت رپرتوار، اپراهای زنده را روی صحنه بیاوریم، آن کار برای چند شب اجرا می‌شد و بعد کار ادامه پیدا نمی‌کرد و قطع می‌شد. برای همین پیشنهاد کردم در آغاز و برای آشنایی مردم با هنر اپرا، بهترین شیوه این است که رستم و سهراب را به صورت اپرای عروسکی نخی روی صحنه بیاوریم و مطمئن باشیم که اجراهای بعدی به این جریان تداوم ببخشد.

و این جریان از همان اولین کار که رستم و سهراب بود، مورد استقبال قرار گرفت.

به این دلیل است که نمایش موسیقایی در سرزمین ما سابقه طولانی دارد. در تعزیه و نمایش‌های روحوضی از موسیقی استفاده می‌شود.

اما چرا در دومین کارتان به سراغ یک اثر خارجی رفتید؟

در دومین تولید اپرای عروسکی هم می‌خواستم به سراغ یک اثر ایرانی بروم که متاسفانه شرایط مطلوب نبود.

از چه نظر؟

بودجه کمی داشتیم؛ اما چون نمی‌خواستم جریان اپرای عروسکی در همان کار اول متوقف بماند، سراغ اپرای مکبث رفتم که جوزپه وردی موسیقی آن را نوشته بود و با هزینه کم می‌توانستیم آن را کار کنیم.

چرا هزینه‌های آن کمتر بود؟

وقتی سفارش موسیقی می‌دهید، سفارش آن و اجرایش از سوی ارکستر بزرگ هزینه زیادی می‌برد، در حالی که در اپرای مکبث ما از یک سی‌دی کیفیت بالای اثر وردی استفاده کردیم و برای آن هزینه‌ای  متحمل نشدیم.

حالا برسیم به زوایای گوناگون اپرای عاشورا و گفتگویمان را بر آن متمرکز کنیم. این اثر را بر اساس چه متونی نوشته‌اید؟

برای این اثر علاوه بر متون تعزیه، از مرثیه‌های دوره صفوی و قاجار هم استفاده کردیم. اشعار 5 شاعر در کنار بهترین نسخه‌های تعزیه دوره قاجار، متن این اپرا را شکل داده‌اند.

کدام شاعران و کدام تعزیه‌ها؟

مهم‌ترین تعزیه‌های مورد استفاده ما، حر و عاشورا بوده‌اند و اشعار محتشم کاشانی و طالب نیر تبریزی هم رکن اصلی این اپرا محسوب می‌شوند.

اما شخصیت و داستان حر در اپرای شما بسیار پررنگ‌تر از دیگران است.

موافق این نظر نیستم. شاید بهتر است این طور گفته شود که ما بخش عمده‌ای از واقعه عاشورا را از ورای داستان حر روایت می‌کنیم.

اما با توجه به شخصیت دراماتیک حر، تئاتری‌ها همیشه بیشتر به او توجه می‌کنند.

یکی از امتیازات نمایشی حر، تردید و حق انتخاب اوست. او در پایان یک جدال درونی به شهرت، نام و مال دنیا پشت می‌کند و به حق و حقیقت می‌پیوندد. این انتخاب، براساس نگاه او به 2 جبهه حق و باطل روی می‌‌دهد. ماهم از همین منظر و از چشم او، 2‌‌سپاه امام حسین (ع)‌ و یزید را مورد ارزیابی قرار داده‌ایم. دوباره تاکید می‌کنم که بخش زیادی از داستان اپرای ما از نگاه حر روایت می‌شود و نه این که قسمت عمده‌ای از کار ما مربوط به خود حر باشد.

برای اولین بار توانسته‌اید یک اپرای ملی را در قالب و چارچوب موسیقی ایرانی بنویسید. در این باره صحبت کنید.

اعتراف می‌کنم که ابتدای کار، خود من هم اعتماد به نفس لازم را نداشتم؛ اما خوشبختانه با کار و پژوهش مستمر که نزدیک به 18 ماه طول کشید، توانستیم اپرایی را بر مبنای ردیف‌های موسیقی دستگاهی ایران بنویسیم. در این راه، بهزاد عبدی به عنوان آهنگساز کاری متفاوت و سخت را برای اولین بار به سرانجام رساند و گروه نوازندگان و خوانندگان بخوبی از پس آن برآمدند.

اشاره به آهنگسازی بهزاد عبدی کردید. پیش از این از لوریس چکناواریان به عنوان آهنگساز این اثر نام برده می‌شد. چه شد که به سراغ عبدی رفتید؟

در یک اتفاق تصادفی با او روبه‌رو شدم که اصولا با نیت نوشتن و اجرای اپرای عاشورا در رشته آهنگسازی در کشور اکراین تحصیل می‌کرد. او علاقه و آشنایی زیادی با مراسم تعزیه داشت و دیدم او بهترین انتخاب برای این کار است. بهزاد عبدی با دانش، خلاقیت و اشراف خود به تعزیه، در طول یک سال این اپرا را آماده اجرا کرد. ما در طول این مدت دیدارهای زیادی با هم داشتیم تا بتوانیم با بهره‌گیری از ردیف‌ها و دستگاه‌های موسیقی ایرانی و حفظ چارچوب‌های تعزیه، یک اپرای نوین و مذهبی را به صحنه بیاوریم.

در اپرای عاشورا، بر خلاف 2 کار قبلی‌تان، تماشاگران با زبان فارسی سلیس روبه‌رو شدند که باعث ارتباط بهتر با اثر می‌شد. در این باره بگویید.

مردم بحق در اجرای رستم و سهراب به لهجه ارمنی خوانندگان اعتراض می‌کردند و در مکبث نیز زبان ایتالیایی می‌توانست اجرا را تحت تاثیر قرار دهد.

از این نظر هم اپرای عاشورا یک کار نو است.

بله. این حرکت در سال‌های‌ آینده در صورت تداوم، شکلی کاملا ملی به خود خواهد گرفت. در اپرای عاشورا، خوانندگان نقش‌های اولیا در دستگاه‌های ایرانی آواز می‌خوانند و گروه اشقیا نیز در رسیناتیو یا همان اصطلاح اشتلم‌خوانی در تعزیه آواز می‌خوانند.

سعی‌ام این بود تعزیه را معاصرسازی کنم. اما ای‌کاش متون مذهبی  دوباره مرور می‌شد و ما کار را براساس پالایش انجام گرفته انجام می‌دادیم

از آنجا که در تعزیه نقش‌های مثبت و منفی در آوازخوانی با هم متفاوت هستند، در اپرا نیز این امر برای اولین بار وارد می‌شود. در واقع این که نقش‌ها به شکل ترسیم شده تر و تفکیک‌پذیرتری در صحنه ارائه شوند، نکته‌ای تازه در اپرای جهان است. تعزیه از این منظر یک اپرای کاملا ایرانی است.

خواننده‌های این اپرا هم بسیار خوش می‌درخشند.

ما ابتدا تست خوانندگی گرفتیم و در پایان به گروهی از هنرمندان رسیدیم که پس از این می‌‌توانند بخوبی در کارهای مشابه هنرنمایی کنند.

از نظر مسائل فنی هم پس از اپرای رستم و سهراب، در 2 کار جدیدتان به نیروهای ایرانی تکیه کرده‌اید؟

ما در زمینه استفاده از مداد، قالب‌گیری و اتصالات به یک دستاورد جدید رسیده‌ایم. خاصیت یک کار مستمر گروهی نیز همین است و امروز هریک از دوستان گروه آران به سرمایه‌ای برای جامعه تئاتر عروسکی ایران تبدیل شده‌اند.

در اپرای عاشورا، متن و شعر نقش عمده‌ای دارد. آیا مخاطب خارجی بدون فهم اشعار می‌‌تواند با این کار ارتباط برقرار کند؟

تمام کسانی که این اثر را دیدند، با آن رابطه‌ای صمیمانه برقرار کردند. در طول جشنواره فجر، بیش از 50 هنرمند و کارشناس خارجی کار را دیدند که نه از عاشورا خبری داشتند و نه زبان فارسی را می‌فهمیدند، با این حال آنان کار را ستودند.

در ابتدا گویا قصد نداشتید. عروسک بزرگان دینی را بسازید. چطور شد که برای این شخصیت‌ها هم عروسک ساخته شد؟

تعزیه در واقع شبیه‌خوانی است. یعنی هر بازیگری که اینجا عروسک است، در واقع همان ابتدای کار مشخص می‌شود که در حال روایت یک ماجراست و قرار نیست جای شخصیت‌ها قرار بگیرد. در اپرای عاشورا ما شبیه‌های حضرت امام حسین‌(ع)‌، حضرت عباس(ع)‌ و حضرت زینب(س)‌ را می‌بینیم.

جدا از بحث‌های اجرایی و تولیدی اپرای عاشورا، آیا بهتر نبود برخی از اشتباهات تاریخی را هم که به مقاتل و تعزیه‌ها راه یافته است، تصحیح کنید؟

من سعی‌ام این بود که تعزیه را معاصرسازی کنم. پیش از این هم گفته‌ام که ای کاش متون مذهبی  دوباره مرور می‌شد و ما کار را براساس پالایش انجام گرفته انجام می‌دادیم. با این حال دوباره تاکید می‌کنم که در این کار خواسته‌ام مجالس تعزیه را در قالب اپرا کار کنم. می‌خواستم نشان دهم که تعزیه در قرن بیست و یکم هم امکان اجرا دارد.

آیا نمی‌توانستید روایتی جامع‌تر را از واقعه عاشورا ارائه کنید؟

چنین روایتی نیاز به یک سریال تلویزیونی دارد که وقت داشته باشیم این کار را بکنیم. من چنین فرصتی نداشتم و گرایشی به انجام آن هم نداشتم.

چه الزامی بود که کار را در 75 دقیقه جمع کنید؟

اتفاق عجیبی در موسیقی افتاد و زمان آن 72 دقیقه شد. من این زمان را کافی می‌دانستم.

اما تماشاگران می‌توانند زمان بیشتری را پای این کار بنشینند و خسته نشوند.

من ترجیح می‌دهم تماشاگر هر کار، تشنه از سالن خارج شود. از سوی دیگر وظیفه ما در یک اپرا این نیست که تاریخ را به طور کامل روایت کنیم. برای مثال ترجیح‌بند محتشم کاشانی در 12 بند خود تمام وقایع روز عاشورا را بیان نمی‌کند، ولی تمام حس و مفهوم این واقعه را منتقل می‌کند. کار من هم همین است و هیچ گاه به دنبال بیان کامل اتفاقات تاریخ نبوده‌ام.

آیا نمی‌شود به سمتی حرکت کنیم که موسیقی این اپراها هم به طور زنده اجرا شود؟

درستش هم همین است، اما وقتی من در اپرای عاشورا، 80‌‌نوازنده و 40 نفر کر دارم، آیا می توانستم آنان را دور هم جمع کنم. علاوه بر آن هزینه‌های اجرای زنده موسیقی، بسیار کمرشکن است که در حال حاضر از پس آن برنمی‌آییم.

آیا در آینده، اجرای اپرای زنده را هم در سر دارید؟

چراکه نه. من آرزویم این است که چنین شود و مردم با این هنر آشنا شوند.

اما با وجود اجراهای متعدد اپرا در تالار وحدت در پیش از انقلاب این آشنایی رخ نداد.

علت این بود که فعالیت‌های آن دوره از دیوارهای تالار رودکی خارج نشد و مردم با اپرا احساس نزدیکی نکردند. این در حالی بود که مردم پیش از آن به اپرت‌های دوره مشروطه روی خوش نشان داده بودند. مشکل در نوع آثاری بود که در تالار رودکی روی صحنه می‌رفت.

تمام تلاش من در چند سال گذشته و اجرای 3 اپرای عروسکی برای این است که مردم با این هنر که می‌تواند ملی و ایرانی شود، آشنا شوند.

مهدی یاورمنش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها